
teOdOr
۷
«اگر بتونی چیزی رو به عنوان یک کل ببینی، همیشه زیبا به نظر میرسه. سیارهها، زندگیها... ولی از نمای نزدیک، یک دنیا فقط خاک و سنگه. و روز پشت روز، زندگی یک کار سخته، تو خسته میشی و الگو رو گم میکنی. نیاز به فاصله پیدا میکنی، به وقفه. راه اینکه ببینی زمین چهقدر زیباست اینه که به عنوان ماه بهش نگاه کنی. راه دیدن اینکه زندگی چه زیباست اینه که از بزنگاه مرگ بهش نگاه کنی.»
کتاب باز
۶
تنها چیزی که زندگی را ممکن میسازد بیثباتی دایمی و تحملناپذیر است؛ اینکه ندانیم چه چیزی انتظارمان را میکشد.
teOdOr
۳
ایده مانند چمن است؛ نور را میجوید، جمعیت را دوست دارد، در آمیزش با دیگران رشد میکند و وقتی پا بخورد بهتر رشد میکند.
teOdOr
۳
جایی که دارایی باشه حتماً دزد هم هست؟»
«“برای ساختن دزد، یک مالک بساز؛ برای خلق جرم، قانون خلق کن
teOdOr
۳
تنها سکهٔ رایجی که حکومت میشناسد قدرت است؛ و خودش این سکهها را ضرب میکند.
teOdOr
۲
برای اینکه زندگی رو مثل یک کل ببینی فقط کافیه اون رو میرا ببینی. من خواهم مُرد، تو خواهی مُرد؛ وگرنه ما چهجوری میتونیم همدیگه رو دوست داشته باشیم؟ خورشید قراره بسوزه و تموم بشه، چه چیز دیگهای اون رو به درخشش وا میداره؟»
teOdOr
۲
آزادی چیز خوبی نیست اگر اسلحهای نداشته باشی که از آن دفاع کنی.
neginafshari
۲
تنها چیزی که زندگی را ممکن میسازد بیثباتی دایمی و تحملناپذیر است؛ اینکه ندانیم چه چیزی انتظارمان را میکشد.
اورسولا کی. لهگوئین
teOdOr
۱
با نگاه به پاهای باریک وِآ که مزین به کفشهای سفید با پاشنهٔ خیلی بلند بود، عبارتی را که تَکوِر معمولاً به کار میبرد، به یاد آورد. «یک سودجوی جسمانی»، عنوانی که تَکوِر به زنانی میداد که جنسیت خود را به عنوان سلاحی در جنگ قدرت در برابر مردان به کار میبردند. با نگاه به وِآ، او سودجوی جسمانیای بود به معنای دقیق کلمه. کفشها، لباسها، مواد آرایشی، جواهرات، ژستها و هر چیز دیگری دربارهٔ او کاملاً در جهت تحریک بود. چنان با ظرافت و خودنمایانه یک بدن زنانه بود که خیلی سخت میشد او را یک انسان به شمار آورد. او تجسم تمام آن جاذبهٔ جنسیای بود که لوتیها در رؤیاهایشان، در شعرو ادبیات، در نقاشیهای بیپایان از زنان برهنه، در موسیقیشان، در معماریشان با منحنیها و گنبدها، در آبنباتها، حمامها و تشکهایشان به نمایش میگذاشتند. او همان زنی بود که در مبلمان بود.
parsis_academy
۰
طبیعت یک ایده است که ردوبدل شود؛ نوشته شود، به بحث گذارده و به آن عمل شود. ایده مانند چمن است؛ نور را میجوید، جمعیت را دوست دارد، در آمیزش با دیگران رشد میکند و وقتی پا بخورد بهتر رشد میکند.
Woland
۰
تنها چیزی که زندگی را ممکن میسازد بیثباتی دایمی و تحملناپذیر است؛ اینکه ندانیم چه چیزی انتظارمان را میکشد.