جملات زیبای کتاب زنده باد کاتالونیا | طاقچه
تصویر جلد کتاب زنده باد کاتالونیاsubscriptionAvailable

کتاب زنده باد کاتالونیا

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
جورج اورول، مهدی افشار
انتشارات: 
انتشارات به سخن

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
~fatemeh♡
۸
دیدم اورول هم‌چنان حرف‌هایی برای گفتن دارد که می‌تواند برای هر ملتی و بالاخص ملت‌هایی که برخاسته از قومیت‌های مختلف هستند مفید واقع شود، قومیتهایی که هر لحظه ممکن است با تحریکات خارجی یا ندانم‌کاری‌های دولت مرکزی روباروی یک‌دیگر قرار گیرند.
صدف
۴
یک انگلیسی جانش درمی‌رود اگر بخواهد بگوید دیگری بر او برتری دارد.
mohadeseh
۳
آنانی که بر ضد ما می‌نوشتند و ما را در مطبوعات‌شان لجن‌مال می‌کردند همه به سلامت در خانه‌های‌شان یا حداکثر در دفاتر مطبوعاتی‌شان در والنسیا که صدها مایل از گلوله و گل فاصله داشت، خوش نشسته بودند؛ جدا از این انگ‌ها و برچسب‌ها و دشمنی‌ها و معارضات بین حزبی، همه مهملات متداول جنگی، همه بیلاخ دادن‌ها، همه قهرمان‌بازی‌ها و همه نامردهای دشمن. و باز همه و همه این‌ها، توسط کسانی صورت می‌گرفت که خود نمی‌جنگیدند و کسانی که اگر جنگ به شهرشان می‌رسید صدها مایل زودتر از رسیدن جنگ از جای دیگری سربرمی‌آوردند.
reza zamani
۳
یکی از هولناک‌ترین چهره‌های جنگ آن است که تبلیغات جنگی و همه فریادها و دروغ‌ها و همه نفرت‌پراکنی‌ها توسط کسانی صورت می‌پذیرد که خود نمی‌جنگند و در کنار نشسته‌اند و می‌گویند لنگش کن.
Afshin
۱
وقتی در کوهساران در جست‌وجوی هیزم بودم تا خود را گرم نگاه دارم، در این فکر بودم که آیا این یک جنگ واقعی است یا جنگی است که روزنامه نیوز کرونیکل به راه انداخته است.
بابایِ نهال
۰
به جای آن‌که دشمن را با گلوله از پای درآوری، سعی کنی اندیشه او را تغییر دهی
Afshin
۰
همه خارجیان یک‌سره از ناتوانی و بی‌کفایتی و فراتر، از بی‌دقتی احمقانه آنان عاصی هستند، یک کلمه اسپانیایی است که هیچ خارجییی نمی‌تواند از یادگیری آن اجتناب کند و آن کلمه manana است (از نظر لغوی به معنای صبح) و هرگاه که بتوانند به طور مشهود کار امروز را به فردا می‌افکنند. این خصوصیت در آنان آن‌چنان بارز است که خودشان درباره آن کلی لطیفه و جوک ساخته‌اند. در اسپانیا هیچ چیز از هنگام و زمان غذا گرفته تا نبرد در وقت مقرر اتفاق نمی‌افتد.
Afshin
۰
نتیجه این حمله درسی را به من آموخت که اخبار جنگ در روزنامه‌ها را با نگاه ناباورانه بنگرم.
Afshin
۰
آری، این حرف‌هایی بود که آنان درباره ما می‌گفتند: تروتسکیست، فاشیست، خاین، قاتل، بزدل، جاسوس و نظایر آن. قبول دارم این سخنان خوشآیند نبود، به خصوص وقتی فکر می‌کردی این اتهامات از کجا و با چه هدفی سرچشمه می‌گیرد. ابدآ زیبا نیست که مشاهده کنی یک پسربچه یازده ساله با چهره‌یی پریده رنگ را که در میان پتو پیچیده شده، روی برانکار روانه بیمارستان می‌کنند و اشخاصی در لندن و پاریس با بی‌شرمی نشسته‌اند و رسالات و مقالاتی می‌نویسند تا ثابت کنند این پسربچه فاشیستی است که تغییر چهره داده است.
Afshin
۰
یکی از هولناک‌ترین چهره‌های جنگ آن است که تبلیغات جنگی و همه فریادها و دروغ‌ها و همه نفرت‌پراکنی‌ها توسط کسانی صورت می‌پذیرد که خود نمی‌جنگند و در کنار نشسته‌اند و می‌گویند لنگش کن.
Afshin
۰
یکی از تلخ‌ترین و غمگنانه‌ترین وجهه این جنگ این بود که به من آموخت مطبوعات جناح چپ، در ناجوانمردی و دروغ‌پردازی به اندازه همان مطبوعات جناح راست هستند.
Afshin
۰
فکر می‌کنم در همه جنگ‌ها وضع به همین ترتیب است، همیشه تفاوت بارزی بین پلیس پرزرق و برق در پشت جبهه و سربازان ژنده‌پوش خط مقدم وجود دارد.
Afshin
۰
مطبوعات ضدفاشیستی گرد و خاک بسیاری کردند، اما طبق معمول فقط یک روی سکه را نشان دادند و حرف‌های یک طرف به گوش همگان رسید، در نتیجه نبرد بارسلونا به عنوان شورش و طغیانی از طرف آنارشیست‌های خاین و تروتسکیست‌ها معرفی شد که می‌کوشیدند به دولت اسپانیا از پشت خنجر بزنند و حرف‌هایی از این دست. مسأله به این سادگی که مطرح شد، نبود. تردیدی نیست وقتی درگیر جنگ با یک دشمن هولناک هستید، خرد حکم می‌کند نباید بین خودتان دعوا و اختلاف باشد و با هم درگیر شوید. اما این دو نکته را باید به خاطر داشت که دعوا دو طرف دارد و مردم شروع به ساختن جان‌پناه در خیابان نمی‌کنند مگر آن‌که آنان با شرایطی برخورد کنند که احساس شود، تحریک‌آمیز است.
مهدی. ت
۰
خزیدن در آن مزارع بارور خالی که همه چیز در لحظه برداشت محصول زیبا و دیدنی بود، غریب می‌نمود. به محصول سال قبل دست زده نشده بود و محصول همان‌طور روی زمین مانده بود. تاک‌های هرس نشده روی زمین مارگونه خزیده بودند، ذرت‌ها و بلال‌ها مثل سنگ سفت شده بود، ترب‌ها و چغندرقند بیش از حد درشت شده و به کنده درخت شبیه شده بود.
مهدی. ت
۰
موش‌های لاگرانجا واقعا بزرگ بودند به بزرگی گربه یا تقریبا به اندازه یک گربه؛ درشت، ورقلنبیده و مهاجم که دورادور لایه‌های مدفوع می‌پلکیدند، آن‌چنان بی‌حیا و بی‌شرمانه که اگر به آن شلیک نمی‌کردی، به تو هجوم می‌آوردند.
مهدی. ت
۰
اگر به حد کفایت پول داشتی، هیچ قلم جنسی نبود که به هر مقدار که بخواهی به دست نیاوری و فقط احتمالا در مورد نان این کلام مصداق نداشت که شدیدآ به شیوه‌یی منصفانه جیره‌بندی شده بود.
مهدی. ت
۰
بارها و بارها متوجه شدم که از روی عادت لباس شخصی‌ها را فاشیست می‌نامیدم.