
faezehswifti
۲۴
چقدر بزدلانه است که افسوس خرافاتی را بخوری که از شرّ آنها رهایی یافتهای و بخواهی چیزی را باور کنی که در اعماق وجودت بدانی حقیقت ندارد!
نسیم رحیمی
۱۸
وقتی چیزهایی در ذهنت تغییر کند، آنگاه کل دنیا تغییر میکند؛ چون نگاه تو به دنیا متفاوت میشود.
نسیم رحیمی
۱۴
اگر شما مجبورید یک مشت حرف چرند و یاوه به بچهها تدریس کنید، دیگر نباید با آنها مثل انسان رفتار کنید. شما باید با آنها مثل حیوان رفتار کنید؛ نه اینکه آنها را تشویق کنید.
نسیم رحیمی
۱۲
«سخنگفتن نقره است و سکوت طلا.»
نسیم رحیمی
۹
چیزی رو که میتونی گدایی کنی، نخر و چیزی رو هم که میتونی بدزدی، گدایی نکن.
نسیم رحیمی
۸
در این دنیا بهاندازه کافی شیطان وجود دارد و دیگر نیازی نیست اینور و آنور دنبال آن بگردی.
Yasaman
۷
آیا تو میگی بهخاطر ازدستدادن ایمانت متأسفی؟ ممکنه کسی بهخاطر ازدستدادن گواترش ابراز تأسف کند؟
نسیم رحیمی
۶
«بهشت برای امثال ما ساخته شده، فقط برای آدمهای فقیری مثل ما که با همه رنج و دردی که تحمل میکنیم هرگز خدا را فراموش نکرده و همواره بهطور منظم در مراسم دعا و نیایش حضور داشتهایم.»
مهدیه
۵
اکنون بهراستی مفهوم عبادت و نیایش برایش بیمعنی شده بود؛ ایمانش را کاملا و برای همیشه ازدست داده بود. ازدستدادن ایمان و اعتقاد بهاندازه خود ایمان، پدیدهای اسرارآمیز است. بیایمانی مثل خود ایمان اساسآ ریشه در منطق ندارد و تغییری است که در فضای ذهن انسان رخ میدهد؛
نسیم رحیمی
۳
دختری که ناگهان از خانه خارج میشود، بدون اینکه حتی به صبحانه پدرش فکر کند، قادر به انجام هر کاری خواهد بود.
faezehswifti
۳
چیزی نگذشت که دوروتی کاملا روحیهاش را ازدست داد و آنقدر خسته و بیرمق شده بود که هرچه سعی میکرد نمیتوانست به چیزی علاقمند شود و در همین ایام دلتنگی و بیحوصلگی ــ دلتنگی و بیحوصلگی مخربی که در کمین همه انسانهای زندگی مدرن است ــ بود که او به درک کامل ازدستدادن ایمان و اعتقادش رسید.
یلدا
۳
به صرف اینکه کسی در زمینه اعداد خیلی باهوش است، دلیل نمیشود که درباره هر چیز دیگر هم اظهار نظر کند.
یلدا
۳
«من فکر نمیکنم اینهمه که شما به لباس اهمیت میدهید، مهم باشد. من اعتقاد داردم شخصیت و منش کشیش مهم است، نه لباسی که میپوشد
لنا
۳
در این دنیا بهاندازه کافی شیطان وجود دارد و دیگر نیازی نیست اینور و آنور دنبال آن بگردی.
لنا
۳
دوروتی معمولا این روزها عصبانی میشد؛ او از عصبانیت خود تعجب میکرد و شوکه میشد؛ اما نمیتوانست جلو آن را بگیرد، هرروز صبح با خودش عهد میبست: «امروز خودم را کنترل میکنم.» اما هرروز صبح طبق معمول دوباره کنترلش را ازدست میداد و عصبانی میشد؛
لنا
۳
شورشکردن دردناکتر از اطاعتکردن است.
Yasaman
۳
مثل اغلب افراد تحصیلکرده او هم عملا از تاریخ چیزی نمیدانست.
Yasaman
۳
شما میتوانید سالها به لکهدار کردن حیثیت و آبروی مردم مشغول باشی و همه مردم هم کم و بیش؛ حتی اگر کاملا مشخص باشد که دروغگو هستید، حرفهایتان را باور کنند؛
نسیم رحیمی
۲
«اگر در فصل سیزدهم انجیل در هر آیه بهجای «نیکوکاری» کلمه «پول» آورده میشد، آن فصل دهها برابر بیش از قبل مفهوم پیدا میکرد.»
faezehswifti
۲
وقتی که همهچیز زندگی بیمعنیه، چطور کسی میتونه از چیزی لذت ببره؟
willow
۲
اگر دستانی باز و آزاد داشته باشی، هیچ شغلی جذابتر از معلمی نمییابی و اما دوروتی تا آن لحظه هنوز پی نبرده بود که این «اگر» یکی از بزرگترین و پیچیدهترین «اگرهای» دنیاست.
لنا
۲
طبق معمول، هر روز صبح که از خواب بلند میشد، احساس ترحم و دلسوزی خاصی بهخود داشت.
لنا
۲
همه نقش خود را ایفا میکنند!...
تو نیز چنین میکنی!...
لنا
۲
در این دنیای کثیف و عجیب که در آن گرفتار شده بود، حتی پنجدقیقه تفکر نیز برایش غیرممکن بود.
Yasaman
۲
بیایمانی مثل خود ایمان اساسآ ریشه در منطق ندارد
faezeh
۲
ــ آنها دقیقآ نمیدانستند او چه خطایی مرتکب شده است ــ و مورد سرزنش قرار گرفته است. این موضوع باعث شد دوروتی در چشم بچهها کوچک و خوار بیاید. درارتباط با بچهها؛ حتی اگر آنها خیلی شما را دوست داشته باشند، فقط زمانی محبوب هستی که بتوانی وجهه خود را بهعنوان یک بزرگسال حفظ کنی و اگر اجازه دهی حتی یکبار وجهه و شخصیتت خدشهدار شود، آنوقت حتی خوشقلبترین آنها تو را حقیر میشمارند و از تو بدشان میآید.
کاربر ۲۲۹۵۶۵۲
۱
اگر فقط ایمان داشته باشی، چگونه میتوانی هرچیز دیگری را مهم بپنداری؟ چگونه چیزی میتواند باعث ترس و نگرانی تو شود؛ اگر تو فقط هدفی در دنیا داشته باشی و برای رسیدن به آن کار کنی و زحمت بکشی و در همان حال آن را درک کنی؟ و سراسر زندگی تو بهوسیله درک این هدف روشن شود. هیچ خستگی و ملالی در قلب تو نیست، هیچ شکی و هیچ ترسی از پوچی و بیهودگی وجود ندارد. هر عملی معنیدار است و همه لحظههای پاک و مقدس با تار و پود ایمان بههم بافته میشوند و طرح و نقشهای را خلق میکنند که از آن لذتی پایانناپذیر نصیبت خواهد شد.
نسیم رحیمی
۱
موضوعات ظاهری مثل فقر، کار شاق و حتی تنهایی بهخودی خود اهمیتی ندارند؛ بلکه آنچه که در قلب تو رخ میدهد مهم است
faezehswifti
۱
بیایمانی مثل خود ایمان اساسآ ریشه در منطق ندارد و تغییری است که در فضای ذهن انسان رخ میدهد
faezehswifti
۱
وقتی چیزهایی در ذهنت تغییر کند، آنگاه کل دنیا تغییر میکند؛ چون نگاه تو به دنیا متفاوت میشود.
