
معجزهیِ سپاسگزاری.
۲۲
روزهای برمه
نویسنده: جورج اورول
مترجم: زهره روشنفکر
انتشارات مجید
Nafis
۲
من جرأت اعلام افکارم را از روی پشتبام برای مردم ندارم. من ترجیح میدهم که همچون بلیال در نمایشنامه بهشت گمشده، آسایشی همراه با بیشرفی داشته باشم.
Nafis
۲
او که بهتدریج به مرحله بلوغ میرسید، داشت از لذتهای جوانیاش خسته میشد. او این آخریها آموخت که باید بهتدریج دارای فکر و اندیشهای مستقل برای خود شود.
hedayat Homa
۱
اگر کسی بهاحتمال زیاد خودش هم گناهکار باشد، این نمیتواند چیزی از تلخی آن کم کند که خودش را در خلأ حس کند. آدمی درحال پوسیدن و در بیشرفی و بیهودگی هولناک فرورفتن و درعینحال همیشه در درونش از اینکه ممکن بود او هم آدمی شریف باشد، آگاه است.
ـ آه خدایا ما را از ترحم و دلسوزاندن بهحال خودمان برهان!
jef_raj
۰
ازجمله مشکلاتی که افراد بیسواد با آن روبهرو هستند این است که ذهنشان در اوج جوانی بهاندازه کافی رشد نکرده و موقعیکه به این درجه از رشد میرسند، دوره بلوغشان سپری شده، تشکیل خانواده دادهاند و در این هنگام دیگر مغز، استعداد رشد و تکاملش را از دست میدهد
jef_raj
۰
وقتی در سنین میانسالی و عمری در تنهاییای تلخ درمیان مردم زندگی کنی که عقاید صمیمانهات درباره هر موضوع اعتقادی برروی کره زمین درنظر آنها نوعی کفر بهحساب آید، بزرگترین نیازت، حرفزدن است