وقتی بچه بودم، فکر میکردم خانه فقط یک خانه است. جایی است که میخوریم و بازی میکنیم و با هم جر و بحث میکنیم و میخوابیم، چهار دیواری که میان آن به زندگی ادامه میدهیم. هرگز بیش از این دربارهٔ آن فکر نمیکردم.
، یاد گرفتم که معنای خانه میتواند خیلی بیشتر از آن باشد، میتواند حد اعلی آرزوهای کسی باشد، بازتابی از اینکه دیگران چگونه خود را میبینند، یا آرزو میکنند خود را آنگونه ببینند، خانه میتواند روی رفتار مردم تأثیر بگذارد و آنها را رسوا یا شرمنده کند. یاد گرفتم که خانه، فقط خشت، گِل، چوب یا یک تکه زمین کوچک نیست و میتواند تعلق خاطر باشد.
انسیه