دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره، دیر کردی، تا حالا کجا بودی؟
خاراسلطان (به ماهرخ): این بود که داداشت مجبور شد، قصهٔ سفرش را از سیر تا پیاز برای گرگ شرح دهد.
گرگ: دل تو دلم نماند، بگو برای من چه آوردهای، برای درمان این درد لعنتی نسخهٔ بخت بیدارت چه بود؟
مراد: بخت بیدارم گفت به گرگ بگو برای درمان دردت یک راه بیشتر نداری.
گرگ: پس درمان داره دردم (خوشحال) خداراشکر، بگو، بگو زودتر راه درمانش چیه؟
کاربر ۲۳۸۹۷۱۷