جملات زیبای کتاب خروجی غربی | طاقچه
تصویر جلد کتاب خروجی غربیsubscriptionAvailable

کتاب خروجی غربی

نوع کتاب
۲.۶ امتیاز(از ۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Armin Fattani
۱
قهوه‌هایشان که تمام شد نادیا از سعید پرسید که آیا بالاخره به بیایان‌های شیلی سفر کرده، ستاره‌های آسمان آنجا را دیده و آیا همه چیز همان‌طور که او تصور می‌کرده بوده است یا نه. سعید سرش را به نشانهٔ تأیید تکان داد و گفت اگر نادیا یک شب وقت داشته باشد، او را با خود خواهد برد و آسمان بیابان‌های شیلی منظره‌ای است که ارزش یک بار دیدن را دارد. نادیا با چشم‌هایی بسته گفت که خیلی دوست دارد این اتفاق بیافتد و آن دو بلند شدند، باهم خداحافظی کردند، از هم جدا شدند و هیچ‌کدام نمی‌دانستند آن شب خواهد آمد یا نه.
شمع
۱
دوری همیشگی، اشتیاق کنار هم بودن را بیشتر می‌کند، همان‌طور که روزه بر قدردانی ما نسبت به غذا می‌افزاید.
شمع
۰
بود. بنگاه‌داران همیشه به موقعیت مکانی محل زندگی تأکید می‌کنند و مورخین پاسخشان را چنین می‌دهند که جغرافیا سرنوشت انسان است.
شمع
۰
انگار جنگ زمان را سرعت می‌دهد. آنچه جنگ در یک روز می‌فرساید، بیشتر از تخریبی ده‌ساله است.
شمع
۰
سعید تاحدودی در برابر فرورفتن در تلفنش مقاومت می‌کرد. او فهمیده بود که گیرنده‌های تلفن خیلی قوی‌اند و جادویی هیپنوتیزم‌کننده دارند. انگار آدم در ضیافتی از غذاهای بی‌حدوحصر می‌خورد و می‌خورد و می‌خورد تا سرگیجه و تهوع او را از خوردن بازمی‌دارد. به همین دلیل بیشتر برنامه‌ها را پاک یا از دسترس خارج کرده بود.
شمع
۰
به‌استثنای یک ساعت در اوایل هر شب که مرورگر تلفنش را فعال می‌کرد و در هزارتوی اینترنت ناپدید می‌شد. اما این یک ساعت هم به‌شدت برنامه‌ریزی شده بود و تمام‌شدن آن را زنگ هشداری همچون صدای ناقوسی آرام و ممتد، برخواسته از سیارهٔ شاد و سرزندهٔ راهبه‌های خیالی با نوری آبی خبر می‌داد و سعید قفل الکترونیکی مرورگر وب را فعال می‌کرد و تا بعدازظهر روز بعد سراغ اینترنت نمی‌رفت.