
بریدههایی از کتاب آزادی ام ده
۵٫۰
(۱)
مردم میگذرونن. مردم یه کشورو میسازن. فقط یه چیزو نمیفهمم، چطور کسی میتونه بگه که دولت میتونه از ما حمایت کنه، وقتی ماییم که از دولت حمایت میکنیم.
Vahid
گرسنه بودند و فرتوت و تحتِ استثمارِ مردمانی از جنس خودشان در سرزمینی غریب. اندوختهٔ اندکی را که برای تکهای نان داشتند در راهِ رویایِ دنیایی بهتر داده بودند؛ دنیایی که امید نداشتند عمرشان به دیدنش قد دهد.
سُهاد
ازاینروست که زندگی تحتِ نظمی اجتماعی عمرِ فرد را کوتاه میکند.
AS4438
یک غربی میانِ روسها که میافتد اغلب فکر میکند همهشان دیوانهاند.
Vahid
در اقتصادِ برنامهریزیشده و کنترلشده هیچ چیز تازهای وجود ندارد.
Vahid
یک انسان فقط سرِ یک انسان است و یک صد سر در کنارِ هم یک سرِ بزرگ درست نمیکند.
Vahid
کمونیستها میگویند: «مهم نیست چه بر سر افراد میآید. افراد هیچ اهمیتی ندارند. تنها حکومتِ جمعگرا است که مهم است.»
امیدِ کمونیستی برابری اقتصادی در اتحاد شوروی اکنون بر مزارِ مردان و زنانی ایستاده که فرد بودهاند.
Vahid
ما در امریکا حتّی آموزش نظامیِ همگانی هم نداریم که اساسِ نظمی اجتماعی باشد که تملقگوییِ دولت را به هر شهروندِ مذکر بیاموزد و چند سالی از زندگیِ هر مردِ جوان بکاهد و به این صورت قدرتِ نظامی کشوری را که این رویه را در پیش گرفته تضعیف کند.
Vahid
ویژگیِ تاریخ امریکا این است که بهنظر میرسد هر رخدادی تصادفی روی داده است. هیچچیز برنامهریزی شده یا عمدی بهنظر نمیرسد. دیگر کشورها سیاستهایی را در پیش میگیرند و پیگیرشان میشوند؛ تاریخِ آنها را تصادمِ این سیاستها با دیگر سیاستهایِ برنامهریزیشده در جاهایِ دیگر شکل میدهد. اما امریکا بهنوعی از بیراهه پیش میرود.
Vahid
هیچ طرح و برنامه، هیچ قصد، هیچ سیاستِ ثابتی هیچکجا وجود نداشته؛ این آنارشی است، این هرجومرج است. این فردگرایی است. این چیزی بود که آمریکایِ ما را در کمتر از یک قرن ساخت.
Vahid
منافع اقتصادی درهمآمیخته و گرهخورده هستند، بدهکار بستانکار هم هست، تولیدکننده مصرفکننده نیز هم. شرکتِ بیمه گندم میکارد، کشاورز محصولش را در هیئتِ تجارت پیشفروش میکند. همهچیز سرآخر به خودش بازمیگردد؛ هیچکس نمیتواند سر از امور درآورد و هر تصویرِ شستهرفته و منظمی که از این آشفتهبازار ارائه دهید نادرست خواهد بود.
Vahid
امریکاییها هنوز دارند بهایِ آزادیِ فردی را میپردازند، آزادیای که به معنی مسئولیتپذیریِ فردی و ناامنی است.
Vahid
مردی که با من بود بنا گذاشت به بحث و جدلی گُنگ دربارهٔ تاکتیکها. به آنها تاخت، از قبولِ حرفهایشان سر باز زد، به پرسش کشیدشان و شک آورد. در نهایت با لبخندی آشتیجویانه گفت که شک دارد ریسکِ قبولِ تعهد را به جان بخرد، امنیتِ او باارزشتر از آن بود که برای چنین آرمانی به خطر بیاندازدش. سرآخر جک رید پشتش را به او کرد و گفت: «برو به جهنم، مردکِ بزدل.»
سُهاد
نظامِ سود مسببِ بیعدالتی و نابرابریای است که شاهدش هستیم. باید سود را از بین ببریم؛ این یعنی باید سرمایهدار را از بین ببریم.
سُهاد
یک غربی میانِ روسها که میافتد اغلب فکر میکند همهشان دیوانهاند. دیگرگاه عِرفان و رمزگوییِشان عقلِ سلیمِ صرف بهنظر میرسد.
سُهاد
سیاست مجموعهٔ اصولِ جامعی است که پس از پذیرفتنشان ممکن است تا ابد بیتغییر بمانند
سُهاد
و اقتصاد در هر بُعدِ وجود هر فرد وارد میشود- در خورد و خوراکش، نوشیدنش، کارش، تفریحش و عاداتِ شخصیاش.
سُهاد
بعضی را خود بر خودمان تحمیل میکنیم و از جهلمان نسبت به حقایق برمیخیزند
سُهاد
زبانِ مجار نمیدانستم. رئیسپلیس برایمان توضیح داد که بعضی زنان از پذیرشِ کارتهای روسپیگری سر باز میزنند.
هرگاه خدمتکاری چندین روز بیکار میماند، پلیس کارتی را که به او هویتِ دختری کارگر میداد و مجوزِ کارش بود از او میگرفت؛ در عوض به او یک کارتِ روسپیگری میدادند. مردانی هم که روزهایِ گذشته را سرِ کار نبودند مدّتِ کوتاهی بهجرمِ دزدی به زندان میانداختند.
سُهاد
حجم
۷۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۹۲ صفحه
حجم
۷۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۹۲ صفحه
قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان