
بریدههایی از کتاب شب های روشن
۳٫۹
(۱۸۰۹)
از زندگی واقعی به قدری بیگانهام که مجبورم اینجور لحظههای بینظیر را دوباره در رؤیا بچشم. چون اینجور لحظهها چیزی است که در زندگیام خیلی کم پیش آمده.
misbeliever
خدای من، یک دقیقهٔ تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
MOHI
من رؤیابافم. از زندگی واقعی به قدری بیگانهام که مجبورم اینجور لحظههای بینظیر را دوباره در رؤیا بچشم. چون اینجور لحظهها چیزی است که در زندگیام خیلی کم پیش آمده.
شراره
شما میفهمید "تنها" یعنی چه؟»
آسمان شب
و شاید تقدیرش چنین بود که لحظهای از عمرش را با تو همدل باشد.
ایوان تورگنیف
Mahdi
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری
Ramtin Biniaz
حرفم را برید که: «چطور زندگیتان داستانی ندارد؟ پس چهجور زندگی کردهاید؟»
«چطور ندارد! بی داستان! همینطور! به قول معروف دیمی! تک وتنها! مطلقآ تنها! شما میفهمید "تنها" یعنی چه؟»
«یعنی چه؟ یعنی هیچوقت هیچکس را نمیدیدید؟»
«نه، دیدن که چرا! همه را میبینم. ولی با اینهمه تنهایم!»
"Shfar"
وای ناستنکا، تنهاماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری، هیچ، هیچ، هیچ، زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است. هیچ، یک "هیچ" احمقانه و بیمعنی، همه خواب بوده است.»
iman.gity
احساس انسان نابود نمیشود،
ᶜʳᶻ
فقط کسی را میتوانم دوست بدارم که آزاده باشد و احساسات مرا بفهمد و محترم بدارد.
Anna
آدم از خود میپرسد که تو با این سالها که گذشت چه کردی؟ بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟
abolfazl
آسمان به قدری پرستاره و روشن بود که وقتی به آن نگاه میکردی بیاختیار میپرسیدی آیا ممکن است چنین آسمانی اینهمه آدمهای بدخلق و بوالهوس زیر چادر خود داشته باشد؟
rezaat98
اتاقش تاریک است و جانش خالی و دلش افسرده. دنیای خیال در اطرافش بیصدا فروریخته و ناپدید شده است، و اثری از آن باقی نیست.
Ati
وای که چقدر شادی و شیرینکامی انسان را خوشرو و زیبا میکند.
این وجود واهی
وای که آدمهای خوشبخت گاهی چه غیرقابل تحملاند!
علی دائمی
همه را میبینم. ولی با اینهمه تنهایم!»
Hossein shiravand
خدای من، یک دقیقهٔ تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
آسمان
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
شبهای روشن، عنوان این گوهر شبچراغی که داستایفسکی در دست ما نهاده، در دنیای صورت پدیدهای است فیزیکی، که تابستان در نواحی شمالی کرهٔ خاک پیش میآید و علت آن زیادی عرض جغرافیایی این مرزهاست و باعث میشود که شب تا صبح هوا مثل آغاز غروب روشن بماند. این پدیده را در بعضی زبانهای اروپایی «شب سفید» میخوانند و منظور از آن، به تعبیری دیگر ــ البته در این زبانها ــ شب بیخوابی هم هست و این هر دو تعبیر در این داستان مصداق دارد. شاید به همین دلیل باشد که بعضی این داستان را «شبهای سفید» ترجمه کردهاند.
احسان
ما در عین درماندگی شوربختی دیگران را شدیدتر احساس میکنیم.
Anna
آرزو میکنم که آسمان سعادتت همیشه نورانی باشد و لبخند شیرینت همیشه روشن و مصفا باشد و تو را برای آن دقیقهٔ شادی و سعادتی که به دلی تنها و قدرشناس بخشیدی دعا میکنم.
Faeze
اشکهایی بیمعنی داشت در چشمانم جمع میشد.
Majid
میدانید یک خیالباف چهجور آدمی است؟»
«خیالباف؟ اختیار دارید، چرا ندانم؟ من خودم خیالبافم! بعضیوقتها که پهلوی مادربزرگم نشستهام نمیدانید چه خیالها به سرم میآید! جلوی خیالت را که باز گذاشتی هرجور فکری که بگویی به سرت میآید. عروس امپراتور چین هم میشوم... بعضیوقتها رؤیاپردازی خیلی چیز خوبی است!» بعد با لحنی جدی افزود: «ولی نه، شاید هم چیز خوبی نباشد! مخصوصآ وقتی آدم خیلی فکرهای دیگر دارد که باید بکند.»
ZohreAalipour
و جایی که من در بیداری در کنار شما اینقدر شیرینکام بودهام دیگر به چه رؤیایی میتوانم دل خوش کنم؟
آسمان
آدم هرقدر کار را آسانتر بگیرد بهتر است...
Hossein shiravand
صدایی که ناگهان زنگی در آن پیدا شده بود که مثل تیغ در دلم فرومیرفت، چنانکه دردی شیرین آن را فرامیگرفت.
کاوشگر
وای که چقدر شادی و شیرینکامی انسان را خوشرو و زیبا میکند. عشق در دل میجوشد و آدم میخواهد که هرچه در دل دارد در دل دیگری خالی کند. میخواهد همه شادمان باشند، همه بخندند، و این شادی بسیار مسری است.
jalal
بعضیوقتها رؤیاپردازی خیلی چیز خوبی است!
آسمان شب
ناگهان احساس کرده بودم که بسیار تنهایم.
Majid
و شاید تقدیرش چنین بود که لحظهای از عمرش را با تو همدل باشد.
نگآرا
خدای من، یک دقیقهٔ تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
Mel
حجم
۷۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۱۱۱ صفحه
حجم
۷۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۱۱۱ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
۲۸,۰۰۰۳۰%
تومان