
Dexter
۶۹
از کجا آمدهایم؟ عالم چگونه آغاز شد؟ معنا و طرحِ مبنای آن چیست؟ آیا کسی آن بیرون وجود دارد؟
دهقان غذاخوار
۵۳
مشکل این است که بسیاری از مردم فکر میکنند علم راستین آنقدر غامض و پیچیده است که نمیتوانند درکش کنند. ولی من فکر نمیکنم اینطور باشد. تحقیق در مورد قوانین بنیادین حاکم بر کیهان نیاز به چنان صرفِ وقتی دارد که از توان بیشتر مردم خارج است؛ اگر همهٔ ما مشغول فیزیک نظری شویم، دنیا بهسرعت متوقف میشود.
Mr.Aqayi
۴۵
چرا اینقدر نگرانِ هوش مصنوعی هستیم؟ حتماً بشر همیشه میتواند سیم را از برق بکشد.
از کامپیوتر پرسیدند: " خدایی هست؟" و کامپیوتر گفت " حالا هست" و دوشاخه را به پریز جوش داد.
H.H
۳۷
ما وقت زیادی صرف مطالعهٔ تاریخ میکنیم. خودمانیم، بیشتر تاریخِ حماقت است. پس خیلی خوشحالکننده است که کسانی بهجایِ آن آیندهٔ هوش را بررسی میکنند.
&Mona&
۲۷
سختترین قسمت بازی کردن نقش یک فرد زنده این است که باید در مورد نقشت به او حساب پس دهی.
HoseinBlaugrana
۲۶
اما البته، پرسش اساسی دوباره به میان میآید: آیا خدا خالق قوانین کوانتومی بود که وقوع مهبانگ را ممکن میکرد؟ خلاصه، آیا لازم است خدایی باشد که شرایط بانگیدن مهبانگ را مهیا کند؟ من دوست ندارم به مؤمنان بر بخورد ولی فکر میکنم توضیحی که علم میدهد متقاعدکنندهتر از خالق الهی باشد.
philobiblic
۲۴
تابستان سال ۱۹۶۲ راه افتادم. با قطار رفتم استانبول، بعد به ارزروم در شرق ترکیه، بعد تبریز، تهران، اصفهان، شیراز و تخت جمشید، پایتخت شاهان ایران باستان. در مسیر برگشت به خانه، من و همسفرم ریچارد چایین با زلزلهٔ بوئینزهرا مواجه شدیم، زلزلهای عظیم و ۷.۱ ریشتری که بیش از دوازده هزار نفر کشته بر جای گذاشت. احتمالاً نزدیک کانون زلزله بودم ولی متوجهش نشدم چون مریض بودم و سوار اتوبوسی که در جادههای بسیار ناهموار آن زمانِ ایران بالا و پایین میجهید.
Mr.Aqayi
۲۲
امروزه علم پاسخهای بهتر و سازگارتری میدهد اما مردم همواره دنبال دین هستند چون به آنها آرامش میدهد و به علم اعتماد ندارند یا آن را درک نمیکنند.
Captain
۲۰
به یاد داشته باشید که به بالا و به ستارگان نگاه کنید و نه به پایین و پاهایتان. سعی کنید از آنچه میبینید سر در آورید و دربارهٔ آنچه وجودِ عالم را ممکن کرده فکر کنید. کنجکاو باشید. هر قدر هم زندگی به نظر دشوار برسد، همیشه کاری هست که بتوانید بکنید و در آن موفق باشید. مهم این است که تسلیم نشوید. خیال خود را مهارگسیخته کنید. آینده را شکل دهید.
کاربر ۶۲۴۱۳۹۷
۱۸
وقتی از فضا به زمین مینگریم خودمان را بهعنوان یک کلّیت میبینیم. وحدت را میبینیم و نه مرزبندیها را. تصویری بسیار ساده است که پیامی قانعکننده دارد: یک سیاره، یک نژاد بشر.
H.H
۱۳
مشخصهٔ هوش، تواناییِ سازگار شدن با تغییر است. هوشِ بشر نتیجهٔ نسلها انتخاب طبیعیِ افرادی است که تواناییِ سازگاری با شرایط جدید را داشتهاند. نباید از تغییر بهراسیم. باید کاری کنیم که به نفع ما باشد.
Mr.Aqayi
۱۱
من کسی هستم که در بیستویک سالگی از پزشکان شنید که حداکثر پنج سال دیگر زنده میماند و در سال ۲۰۱۸ هفتادوشش ساله شد. به همین دلیل، من بهگونهای دیگر متخصص زمان هستم؛ گونهای بسیار شخصیتر. من بهطرز ناراحتکننده و حادی از گذشتِ زمان آگاهم و بیشتر عمرم این حس را داشتهام که زمانی که به من داده شده، به قول معروف، قرضی است.
Mr.Aqayi
۱۰
خداوند تاس نمیاندازد." اما تمامی شواهد نشان میدهند که بسیار قمارباز است.
Mr.Aqayi
۱۰
نظم یک جسم میتواند افزایش یابد، ولی به این شرط که مقدار بینظمی در محیط اطراف آن بیشتر افزایش یابد.
من زنده ام و غزل فکر میکنم
۱۰
آینشتاین با این عقیده که شانس بر عالم حاکم است شدیداً مخالفت کرد. احساسات او را میتوان در این گفتهاش جمعبندی کرد: " خداوند تاس نمیاندازد."
𝐍𝐨𝐜𝐭𝐮𝐫𝐧𝐞
۱۰
مکانیک کوانتوم به داشتن اصل عدم قطعیت معروف است. طبق این اصل، ممکن نیست بتوان هم مکان و هم سرعت یک ذره را سنجید. اگر مکانِ چیزی را دقیقاً اندازه بگیریم، سرعتش نامعین است. اگر سرعت چیزی را اندازه بگیریم مکانش نامعین است. در عمل به این معنی است که تعیین موضع هیچ چیز ممکن نیست.
محمد مهدی نصرتی
۹
اگر خدا وجود میداشت و ملاقاتش میکردید، از او چه میپرسیدید؟
پرسش این است: " آیا طریقهٔ آغاز عالم را خدا به دلایلی که درک نمیکنیم انتخاب کرد یا طبق قوانین علم تعیین شده است؟" من به شقّ دوم باور دارم. اگر دلتان میخواهد، قوانین علم را " خدا" بنامید، اما این دیگر خدایی شخصی نیست که بتوانید ملاقات کنید و از او پرسش کنید. اما اگر همچو خدایی وجود داشته باشد، دوست دارم بپرسم که چگونه چیزی به پیچیدگیِ نظریهٔ M در یازده بُعد به ذهنش خطور کرد.
هارو چان~
۹
من بر این سیاره زندگی خارقالعادهای داشتهام، و در همان حال با استفاده از ذهنم و قوانین فیزیک در کیهان سفر کردهام. تا نهایتِ کهکشانمان رفتهام، به داخل یک سیاهچاله سفر کردهام و به آغاز زمان بازگشتهام. بر زمین، اوج و حضیض تجربه کردهام، اغتشاش و آرامش، موفقیت و رنج. غنی و فقیر بودهام، سالم و معلول. مرا ستودهاند و بر من ایراد گرفتهاند، ولی هرگز مرا به هیچ نگرفتهاند. بسیار خوشاقبال بودهام که از طریق کارم توانستهام به ادراکمان از عالم کمک کنم. اما عالم تهی میبود اگر کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند وجود نداشتند. بدون ایشان، شگفتیهای عالم بر من پدیدار نمیشد.
hootan afsari
۸
آیا ایمان دارم؟ هر کسی آزاد است عقیدهٔ خودش را داشته باشد، و نظر من این است که سادهترین توضیح این است که خدایی وجود ندارد. کسی عالم را خلق نکرد و کسی راهبر سرنوشت ما نیست. این مرا به بصیرتی ژرف میرساند: احتمالاً بهشت و زندگی پس از مرگ نیز وجود ندارد. بهنظر من، اعتقاد به زندگیِ پس از مرگ فقط خواب و خیال است. سندی در خور اعتماد برایش نداریم و برخلاف تمامی آن چیزهایی است که در علم میدانیم. فکر میکنم وقتی میمیریم به غبار برمیگردیم. اما از یک لحاظ حیات ما ادامه دارد: در تأثیری که نهادهایم و در ژنهایی که به فرزندانمان منتقل میکنیم. ما همین یک عمر را داریم که در آن از دیدن طرح بزرگ عالم لذت ببریم و برای همین بسیار شکرگزارم.
𝐍𝐨𝐜𝐭𝐮𝐫𝐧𝐞
۸
اگر به گذشتهٔ هر فردِ استثنایی نگاه کنید یک معلم استثنایی خواهید دید.
.
۸
وقتی دوازده سالم بود، یکی از دوستانم با دوستی دیگر سر یک بسته آبنبات شرط بست که من هیچوقت به جایی نمیرسم.
fatemeh.amiri3871
۷
هملت گفت: " من میتوانستم در پوست گردو محصور باشم و خود را پادشاهِ فضاِی بینهایت بدانم." بهنظرم منظورش این بود که اگرچه ما آدمیان محدودیتهای جسمانی زیادی داریم، بهخصوص در مورد من، ذهنمان آزاد است که کلّ عالم را اکتشاف کند و شجاعانه به جایی برود که حتی پیشتازان فضا هم جرأتش را ندارند.
من زنده ام و غزل فکر میکنم
۷
کسانی که الآن جوان هستند، چه چیزی پیش رو دارند؟ میتوانم با اطمینان بگویم که نیاز آیندهٔ ایشان به علم و فنآوری بیش از نیاز همهٔ نسلهای پیشین است. باید بیش از همهٔ نسلهای قبل علم را بشناسند چون بهشکلی بیسابقه جزئی از زندگی روزمرهٔ ایشان است
.
۷
همیشه از شاگردان متوسط کلاس بودم (کلاس پر از افراد باهوش بود) ولی همکلاسیهایم مرا آینشتاین صدا میکردند، پس میشود فرض کرد چیزی در من میدیدند.
من زنده ام و غزل فکر میکنم
۶
قرنها فکر میکردند معلولانی مثل من قربانی نفرین الهی هستند. خب، فکر میکنم ممکن باشد که کسی را آن بالا ناراحت کرده باشم ولی ترجیح میدهم فکر کنم همه چیز را میتوان بهنحوی دیگر توضیح داد؛ با قوانین طبیعت. اگر مثل من به علم باور داشته باشید، باور دارید که همیشه از قوانین خاصی تبعیت میشود. اگر دوست دارید، میتوانید بگویید این قوانین ساخته خدا هستند، اما این بیشتر تعریف خدا است، نه اثبات وجود او
KokO3AbZ
۶
ولی من از خدا دلگیر نیستم. نمیخواهم کسی فکر کند موضوع کارهای من اثبات یا انکار وجود خداوند است. کار من پیدا کردن چهارچوبی منطقی برای درک عالم اطراف ما است.
𝐍𝐨𝐜𝐭𝐮𝐫𝐧𝐞
۶
ما وقت زیادی صرف مطالعهٔ تاریخ میکنیم. خودمانیم، بیشتر تاریخِ حماقت است.
Shanti
۵
خدا برای نقض قوانین علم دخالت نمیکند.
HoseinBlaugrana
۵
این دوران برای زنده بودن و محقق فیزیک نظری بودن، زمانهای باشکوه است. تصویر ما از کیهان در این پنجاه سال اخیر تغییرات زیادی کرده است و من، اگر در این تغییرات سهمی داشتهام، خوشحالم. یکی از رازگشاییهای بزرگِ عصر فضا این بوده که به بشریت جایگاهی جدید برای نظارهٔ خودش داده است. وقتی از فضا به زمین مینگریم خودمان را بهعنوان یک کلّیت میبینیم. وحدت را میبینیم و نه مرزبندیها را. تصویری بسیار ساده است که پیامی قانعکننده دارد: یک سیاره، یک نژاد بشر.
HoseinBlaugrana
۵
چند روزِ بعد را در تبریز گذراندیم تا اسهال شدیدم مداوا شود و دندهای که وقتی روی صندلی جلوییِ اتوبوس پرت شده بودم شکسته بود، التیام یابد. هنوز هم اطلاعی از فاجعه نداشتیم چون فارسی حرف نمیزدیم. وقتی به استانبول رسیدیم از زلزله باخبر شدیم. برای والدینم کارتپستال فرستادم. ده روز نگران و منتظر خبر بودند چون آخرین خبرشان از من این بود که روز زلزله از تهران بهسوی منطقهٔ آسیبدیده حرکت کردهام. بهرغم زلزله، خاطرات خوش زیادی از ایران دارم. کنجکاوی بیش از حد در مورد دنیا ممکن است انسان را به خطر بیندازد ولی برای من احتمالاً تنها باری بود که اینگونه شده بود.