توی محله تنها دختری که با پسرها فوتبال میکرد گلناز بود. ما به جای گلناز صداش میزدیم گُلِر. با دخترها اُخت نبود، باهاشون دعوا میکرد و موی سرشون رو میکند و هی غر میزد «بچهننهن، زارتوزورت گریه میکنن. دختر اِنقدر زپرتی و توسریخور؟» ولی جون شما دروازهبانِ توپی بود. کُشتهمُردهٔ فوتبال بود، پرسپولیسیِ تیر. یهبار بردیمش استادیوم عضدی، بازیِ داماش و پرسپولیس. آقای ما باشی، تریپش مردونه بود کسی شک نکرد. آقا یه سؤال بکنم؟ برای چی دخترجماعت رو استادیوم راه نمیدیدن؟ چشم، زِر نمیزنم.