
٪۵۰
کتاب مثل خون در رگ های من
پدیدآورندگان:
احمد شاملوانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
آرام
۵۸۳
امروز بیشتر از دیروز دوستت میدارم و فردا بیشتر از امروز. و این، ضعف من نیست: قدرت تو است.
Roya🌱
۳۱۹
روزی که من تو را از دیروز کمتر دوست داشته باشم، آن روز آفتاب طلوع نخواهد کرد.
bhr
۲۳۹
به تو گفتم: «زیاد، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم.»
جواب دادی: «هر چه این حرف را تکرار کنی، باز هم میخواهم بشنوم!»
min
۲۳۰
میخواهم بگویم که اگر این سکوت ادامه یابد به زودی تنها جسد سرد و مُردهیی را در آغوش خواهی گرفت که از زندگی تنها نشانهاش همان است که نفسی میکشد. میخواهم بگویم که سکوت تو، پایان غمانگیز زندگی من است.
حرف بزن آیدا، حرف بزن!
Maryam Bagheri
۲۱۳
به کسی که هیچ وقت هیچ چیز نداشته است حق بده! و به من حق بده که تو را مثل بچهها دوست داشته باشم.
آرام
۲۰۶
درخت با بهار و ماهی با آب زنده است، و من با حرفهای تو.
Roya🌱
۱۹۲
این که مرا به سوی تو میکشد عشق نیست، شکوه توست؛ و آنچه مرا به انتخاب تو برمیانگیزد، نیاز تن من نیست، یگانگی ارواح و اندیشههای ماست.
ماهی
۱۷۵
همهٔ شادیهایم در یک لبخند تو خلاصه میشود
معجزهیِ سپاسگزاری.
۱۴۹
آیدای من، تو معجزهیی.
min
۱۳۳
آیدای نازنین من! تو از پاکی و معصومیت به بچهیی میمانی که درست در میان گریه، اگر کسی با انگشتان دستش سایهٔ موشی روی دیوار بسازد، همچنان که هنوز اشکها بر گونهاش جاری است صدای خندهاش به آسمان میرود... تو به همان اندازه بیآلایش و معصومی.
Haniyeh amini😄
۹۸
هر چه بیشتر میبینمت، احتیاجم به دیدنت بیشتر میشود.
ماهی
۹۰
چه بیتابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!
چه بیتابانه تو را طلب میکنم!
مهدی
۸۴
هرگز هیچ چیز در پیرامون من از تو عظیمتر نبوده است.
Parinaz
۷۰
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.
...💙
۶۷
روزگار درازی بود که شعر را گم کرده بودم. این روزها احساس میکنم که شعر، دوباره در من جوانه میزند.
`یک رهگذر`
۶۷
و من در انتظار آن روز درخشان آرام ندارم
میرفندقی
۵۷
آیدای من، تو معجزهیی.
پوژنگ پروازی
۵۶
از این جهت است که من، با اعتماد و یقین به تو میگویم که خدا نیز نمیتواند طلوع آفتاب فردای ما را مانع شود. زیرا که ما ــ من و تو ــ برای فردایمان حتی به طلوع خورشید خدا نیز نیازی نداریم: قلب من و تو هست؛ و عشق، قلب ما را از خورشید فروزانتر میکند... ما برای فردای خود فقط به قلبهای فروزان یکدیگر اعتماد میکنیم.
ponio
۵۵
به تو گفتم: «زیاد، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم.»
Maryam Bagheri
۵۵
وقتی تو نیستی، مثل بچه کوچولویی که دور از مادرش بهانه میگیرد و باید دلش را با بازیچهیی خوش کرد و فریبش داد، ناچارم که خود را با یاد لحظاتی که با تو بودهام، با خاطرهٔ حرفهایت، خندههایت، اخمهایت، آن «خدایا خدایا» گفتنهایت که من چه قدر دوست دارم و از شنیدن آن چه اندازه لذت میبرم
ماهی
۵۴
درست در تاریکترین دقایق زندگیام دستی از دور رسید و زیر بازوی مرا گرفت
ماهی
۵۱
به قول حافظ:
بندهٔ طلعت آن باش که، آنی دارد.
مستورع
۵۰
من مظلوم واقع شده بودم. زندگی به من ظلم کرده بود.
Haniyeh amini😄
۴۶
من محتاج شنیدن حرفهای تو هستم... با من از عشقت، از قلبت، از آرزوهایت حرف بزن... اگر مرا دوست میداری، من نیازمند آنم که با زبان تو آن را بشنوم: هر روز، هر ساعت، هر دقیقه، و هر لحظه میخواهم که زبان تو، دهان تو و صدای تو آن را با من مکرر کند...
فائزه
۴۲
آن آینه که من میجستم تا بتوانم نقش وجودم را در آن تماشا کنم تویی.
Rghaf
۳۴
تو تنها پیروزی دوران حیات منی.
مهر دلدارها
۳۴
کوه با نخستین سنگها آغاز میشود
و انسان با نخستین درد.
`یک رهگذر`
۳۳
دلم گرفت، آن چنان گرفت که ناچار شدم برای شما نامه بنویسم.
Roya🌱
۳۲
برای این که تو را بشناسم، تو را بهتر بشناسم، تو را دوست بدارم و عشق تو را سرمایهٔ جاویدان روح و زندگی خود کنم، لازم نبود که حتماً از همنشینی و گفتوگوی با تو به اعماق روح تو پی ببرم. نگاه تو و زبان خاموشت گویاترین زبانها بود و بیش از هر زبانی میتوانست از قلب و روحت حرف بزند.
بهار
۳۲
هر چه بیشتر میبینمت، احتیاجم به دیدنت بیشتر میشود.
