جملات زیبای کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزل | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزلsubscriptionAvailable

کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزل

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۷۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
علی رضا بدیع
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مادربزرگ💝
۱۰۱
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
ᶜʳᶻ
۸۴
خنده‌های بی‌دلیل و اشک‌های ناگهان
ᶜʳᶻ
۶۲
موی سیاه دادم و آموختم تو را
AVA
۵۵
تا خدا این‌جاست باید مثل ماهی‌ها تپید آسمان آبی‌ست، گل سرخ است، من هم روشنم...
کاربر ۱۰۲۴۶۹۱۵
۴۷
به اسیر قفس از لذت پرواز مگو
Ramtin
۳۹
اسیرت کرده بودم فکر می‌کردم که عشق است این! قفس را باز کردم دانه بگذارم که دررفتی
AVA
۳۷
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی‌ست چه باشی... چه نباشی...
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۳۷
خیر است اگر که از طرف دوست شر رسد
ᶜʳᶻ
۳۶
قشلاق کرده‌ام به تو از دست زندگی چندی‌ست پایتخت جهانم، اتاق توست ۷ / ۱ / ۱۳۹۴
MMahdiGhafuri
۳۰
موی ناخوانای تو با شیوهٔ تلفیق تو گیسوان لیقه با ابروی نستعلیق تو نسخه‌ای خطی که دور از دست دوران مانده است
مادربزرگ💝
۲۳
دنیا تو را به نعمت فردوس می‌خرید شادم درین معامله نفروختم تو را از دستبرد دشمن و از چشم‌زخم دوست در سینه چون جواهری اندوختم تو را روی سپید دوست، مقامات معنوی‌ست موی سیاه دادم و آموختم تو را
sama
۱۷
هر سال مرا با تو به یک لحظه گذشته هر لحظه مرا بی‌تو گذشته‌ست به سالی
مهدیس 🌙
۱۵
کوهم ولی تمام شده استقامتم
Ramtin
۱۳
خنده‌های بی‌دلیل و اشک‌های ناگهان از خودم دیگر ندارم اختیاری بعد تو
afsaneh_&_fatemeh
۱۲
باید شبی به قبلهٔ حاجات رو کنم تا از خدای خویش تو را آرزو کنم
|قافیه باران|
۱۲
تا روانم را بشویم از پلشتی‌های دهر چند لحظه می‌نشینم روبه‌روی مادرم تار خواهد شد جهان در چشم‌های تیره‌ام کم شود حتا اگر یک تار موی مادرم
zahra
۱۲
آغوش تو چه‌قدر می‌آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم
AVA
۱۱
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
parva
۱۰
هُش دار! که آرامش ما را نخراشی...
مادربزرگ💝
۱۰
گرچه چندی پر شد از تلخابهٔ غم ساغرش چشم روشن دار چون شهنامه خوش بود آخرش قدر عمری باروبر می‌گیرد از آن بار عام هر که باری فیض خدمت یافته از محضرش از ازل بلبل شهید راه گل بوده‌ست و من بلبلی دارم درین بستان که گل‌ها پرپرش جمعی از مرغان نشسته بر مقامش ظهر و عصر چندی از کروبیان از صبح تا شب بر درش در صدایش باغی از قمری به ذکر «ربّنا» هر که از این نغمه رنجد خاک عالم بر سرش الغرض خورده‌ست هر جنبنده از پهلوی خویش یزدگرد از جامهٔ زرین و طاووس از پرش
sama
۱۰
درخت خشکم و همصحبت پرستوها تو هم که خستگی‌ات رفت، می‌پری از من
sama
۱۰
گوش دل می‌شنود آن‌چه که در دل باشد عشق را زمزمه کافی‌ست، به آواز مگو
محدثه
۸
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
Ramtin
۷
بازار شام کن شب‌مان را به موی خود بگذار تا شلوغ شود با تو خلوتم بر شانه‌ام گدازه‌ای از بوسه‌ها گذار کوهم ولی تمام شده استقامتم بگذار تا دخیل ببندم به دامنت حالا که در حریم تو گرم زیارتم
vahid
۷
هر سال مرا با تو به یک لحظه گذشته هر لحظه مرا بی‌تو گذشته‌ست به سالی
شیلا در جستجوی خوشبختی
۷
تو ماهی و من ماهی این برکهٔ کاشی... اندوه بزرگی‌ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجرهٔ فیروزه تراشی... پلکی بزن ای مخزن اسرار که هربار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبک‌سار! تو هم بگذر و بگذار! هُش دار! که آرامش ما را نخراشی... هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی‌ست چه باشی... چه نباشی...
شیلا در جستجوی خوشبختی
۷
دست‌هایت مرتع انگورهای نوبر است چون حلال من نشد باشد حرام دیگری
hawraasadat
۶
کندوی تازهٔ منی و تا بنوشمت باید به نیش این‌همه زنبور خو کنم
محمد ولی زاده
۵
رفتی و مثل پلی متروکه در خود ریختم رد شده از استخوان‌هایم قطاری بعد تو
دکتر بی مریض
۵
آغوش تو چه‌قدر می‌آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم می‌پوشمت که سخت برازندهٔ منی امشب به شب‌نشینی خورشید دعوتم