جملات زیبا از متن کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزل | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزل
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزل

۳.۹(از ۷۷ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
علی رضا بدیع
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

۵۳,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۲۱,۲۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
مادربزرگ💝
۱۰۴
خنده‌های بی‌دلیل و اشک‌های ناگهان
ᶜʳᶻ
۸۵
موی سیاه دادم و آموختم تو را
ᶜʳᶻ
۶۲
تا خدا این‌جاست باید مثل ماهی‌ها تپید آسمان آبی‌ست، گل سرخ است، من هم روشنم...
AVA
۵۶
به اسیر قفس از لذت پرواز مگو
کاربر ۱۰۲۴۶۹۱۵
۵۰
اسیرت کرده بودم فکر می‌کردم که عشق است این! قفس را باز کردم دانه بگذارم که دررفتی
Ramtin
۴۰
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی‌ست چه باشی... چه نباشی...
AVA
۳۹
قشلاق کرده‌ام به تو از دست زندگی چندی‌ست پایتخت جهانم، اتاق توست ۷ / ۱ / ۱۳۹۴
ᶜʳᶻ
۳۸
خیر است اگر که از طرف دوست شر رسد
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۳۸
دنیا تو را به نعمت فردوس می‌خرید شادم درین معامله نفروختم تو را از دستبرد دشمن و از چشم‌زخم دوست در سینه چون جواهری اندوختم تو را روی سپید دوست، مقامات معنوی‌ست موی سیاه دادم و آموختم تو را
مادربزرگ💝
۲۳
هر سال مرا با تو به یک لحظه گذشته هر لحظه مرا بی‌تو گذشته‌ست به سالی
sama
۱۷
کوهم ولی تمام شده استقامتم
مهدیس 🌙
۱۵
بارالها! باز کن در را به رویم... بنده‌ام!
کاربر ۶۳۱۹۲۰۹
۱۵
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
Mohamad Reza
۱۵
خنده‌های بی‌دلیل و اشک‌های ناگهان از خودم دیگر ندارم اختیاری بعد تو
Ramtin
۱۳
آغوش تو چه‌قدر می‌آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم
zahra
۱۳
هُش دار! که آرامش ما را نخراشی...
parva
۱۲
باید شبی به قبلهٔ حاجات رو کنم تا از خدای خویش تو را آرزو کنم
afsaneh_&_fatemeh
۱۲
تا روانم را بشویم از پلشتی‌های دهر چند لحظه می‌نشینم روبه‌روی مادرم تار خواهد شد جهان در چشم‌های تیره‌ام کم شود حتا اگر یک تار موی مادرم
|قافیه باران|
۱۲
گوش دل می‌شنود آن‌چه که در دل باشد عشق را زمزمه کافی‌ست، به آواز مگو
sama
۱۲
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
AVA
۱۱
گرچه چندی پر شد از تلخابهٔ غم ساغرش چشم روشن دار چون شهنامه خوش بود آخرش قدر عمری باروبر می‌گیرد از آن بار عام هر که باری فیض خدمت یافته از محضرش از ازل بلبل شهید راه گل بوده‌ست و من بلبلی دارم درین بستان که گل‌ها پرپرش جمعی از مرغان نشسته بر مقامش ظهر و عصر چندی از کروبیان از صبح تا شب بر درش در صدایش باغی از قمری به ذکر «ربّنا» هر که از این نغمه رنجد خاک عالم بر سرش الغرض خورده‌ست هر جنبنده از پهلوی خویش یزدگرد از جامهٔ زرین و طاووس از پرش
مادربزرگ💝
۱۰
درخت خشکم و همصحبت پرستوها تو هم که خستگی‌ات رفت، می‌پری از من
sama
۱۰
هر چه بیشتر سویت دویدم، پیش‌تر رفتی
CallmeAnayk
۹
تو ماهی و من ماهی این برکهٔ کاشی... اندوه بزرگی‌ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجرهٔ فیروزه تراشی... پلکی بزن ای مخزن اسرار که هربار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبک‌سار! تو هم بگذر و بگذار! هُش دار! که آرامش ما را نخراشی... هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی‌ست چه باشی... چه نباشی...
شیلا در جستجوی خوشبختی
۸
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
محدثه
۸
بازار شام کن شب‌مان را به موی خود بگذار تا شلوغ شود با تو خلوتم بر شانه‌ام گدازه‌ای از بوسه‌ها گذار کوهم ولی تمام شده استقامتم بگذار تا دخیل ببندم به دامنت حالا که در حریم تو گرم زیارتم
Ramtin
۷
هر سال مرا با تو به یک لحظه گذشته هر لحظه مرا بی‌تو گذشته‌ست به سالی
vahid
۷
دست‌هایت مرتع انگورهای نوبر است چون حلال من نشد باشد حرام دیگری
شیلا در جستجوی خوشبختی
۷
آغوش تو چه‌قدر می‌آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم می‌پوشمت که سخت برازندهٔ منی امشب به شب‌نشینی خورشید دعوتم
دکتر بی مریض
۶