جملات زیبا از متن کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزل | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزلsubscriptionAvailable

کتاب ماه و ماهی؛ مجموعه‌ی غزل

۴.۰(از ۸۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
علی رضا بدیع
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۵۳,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
مادربزرگ💝
۱۱۳
خنده‌های بی‌دلیل و اشک‌های ناگهان
ᶜʳᶻ
۸۹
موی سیاه دادم و آموختم تو را
ᶜʳᶻ
۶۴
تا خدا این‌جاست باید مثل ماهی‌ها تپید آسمان آبی‌ست، گل سرخ است، من هم روشنم...
AVA
۵۸
به اسیر قفس از لذت پرواز مگو
کاربر ۱۰۲۴۶۹۱۵
۵۴
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی‌ست چه باشی... چه نباشی...
AVA
۴۲
اسیرت کرده بودم فکر می‌کردم که عشق است این! قفس را باز کردم دانه بگذارم که دررفتی
Ramtin
۴۱
خیر است اگر که از طرف دوست شر رسد
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۴۱
قشلاق کرده‌ام به تو از دست زندگی چندی‌ست پایتخت جهانم، اتاق توست ۷ / ۱ / ۱۳۹۴
ᶜʳᶻ
۴۰
دنیا تو را به نعمت فردوس می‌خرید شادم درین معامله نفروختم تو را از دستبرد دشمن و از چشم‌زخم دوست در سینه چون جواهری اندوختم تو را روی سپید دوست، مقامات معنوی‌ست موی سیاه دادم و آموختم تو را
مادربزرگ💝
۲۵
هر سال مرا با تو به یک لحظه گذشته هر لحظه مرا بی‌تو گذشته‌ست به سالی
sama
۱۷
کوهم ولی تمام شده استقامتم
مهدیس 🌙
۱۶
بارالها! باز کن در را به رویم... بنده‌ام!
کاربر ۶۳۱۹۲۰۹
۱۵
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
Mohamad Reza
۱۵
هُش دار! که آرامش ما را نخراشی...
parva
۱۳
خنده‌های بی‌دلیل و اشک‌های ناگهان از خودم دیگر ندارم اختیاری بعد تو
Ramtin
۱۳
تا روانم را بشویم از پلشتی‌های دهر چند لحظه می‌نشینم روبه‌روی مادرم تار خواهد شد جهان در چشم‌های تیره‌ام کم شود حتا اگر یک تار موی مادرم
|قافیه باران|
۱۳
آغوش تو چه‌قدر می‌آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم
zahra
۱۳
باید شبی به قبلهٔ حاجات رو کنم تا از خدای خویش تو را آرزو کنم
afsaneh_&_fatemeh
۱۲
گوش دل می‌شنود آن‌چه که در دل باشد عشق را زمزمه کافی‌ست، به آواز مگو
sama
۱۲
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
AVA
۱۱
گرچه چندی پر شد از تلخابهٔ غم ساغرش چشم روشن دار چون شهنامه خوش بود آخرش قدر عمری باروبر می‌گیرد از آن بار عام هر که باری فیض خدمت یافته از محضرش از ازل بلبل شهید راه گل بوده‌ست و من بلبلی دارم درین بستان که گل‌ها پرپرش جمعی از مرغان نشسته بر مقامش ظهر و عصر چندی از کروبیان از صبح تا شب بر درش در صدایش باغی از قمری به ذکر «ربّنا» هر که از این نغمه رنجد خاک عالم بر سرش الغرض خورده‌ست هر جنبنده از پهلوی خویش یزدگرد از جامهٔ زرین و طاووس از پرش
مادربزرگ💝
۱۰
درخت خشکم و همصحبت پرستوها تو هم که خستگی‌ات رفت، می‌پری از من
sama
۱۰
هر چه بیشتر سویت دویدم، پیش‌تر رفتی
CallmeAnayk
۹
تو ماهی و من ماهی این برکهٔ کاشی... اندوه بزرگی‌ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجرهٔ فیروزه تراشی... پلکی بزن ای مخزن اسرار که هربار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبک‌سار! تو هم بگذر و بگذار! هُش دار! که آرامش ما را نخراشی... هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی‌ست چه باشی... چه نباشی...
شیلا در جستجوی خوشبختی
۸
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن‌هات حکمت داشت: دلبر داشتی!
محدثه
۸
بازار شام کن شب‌مان را به موی خود بگذار تا شلوغ شود با تو خلوتم بر شانه‌ام گدازه‌ای از بوسه‌ها گذار کوهم ولی تمام شده استقامتم بگذار تا دخیل ببندم به دامنت حالا که در حریم تو گرم زیارتم
Ramtin
۷
هر سال مرا با تو به یک لحظه گذشته هر لحظه مرا بی‌تو گذشته‌ست به سالی
vahid
۷
دست‌هایت مرتع انگورهای نوبر است چون حلال من نشد باشد حرام دیگری
شیلا در جستجوی خوشبختی
۷
آغوش تو چه‌قدر می‌آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم می‌پوشمت که سخت برازندهٔ منی امشب به شب‌نشینی خورشید دعوتم
دکتر بی مریض
۶