
م.م.ر
۳۹
آغاز اندیشیدن سرآغاز تحلیل رفتن است. و جامعه امکان زیادی برای درک این آغازها ندارد.
m_oghab
۳۶
«درمان اهمیت ندارد، مهم با درد زندگی کردن است.»
m_oghab
۲۸
ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت میکنیم
Aryan
۲۱
اگر جهان شفاف بود هنر بهوجود نمیآمد.
hamed bokaian
۲۰
اگر بکوشم به خویشتن خویش دست یابم، آن را آشکار و چکیده کنم، آن هنگام پی خواهم برد دانستههایم جز آبی که از میان انگشتانم فرو میچکد نخواهد بود.
Nestor
۱۹
تنها یک مشکل بهراستی جدی وجود دارد و آنهم: خودکشی است.
Gloria
۱۴
آغاز اندیشیدن سرآغاز تحلیل رفتن است.
Aryan
۱۳
از منظر آنها فرد آگاه و آزادمرد نهتنها «زمانه» و حکومت را، بلکه کل آفرینش را زیر سئوال میبرد
Aryan
۱۲
پوچ آنقدرها هم آسان خود را نمینمایاند که انسان بی آنکه درکش کند آن را بپذیرد.
Aryan
۹
از نظر کامو «تنها مسأله فلسفی جدی خودکشی است» ولی پذیرش و درک پوچی جهان به عصیان آدمی میانجامد زیرا شور زندگی و انساندوستی ما را به اعتراض میخواند و نه به سوی تسلیم و مرگ.
.
۷
و بیداری در نهایت و با گذشت زمان به خودکشی یا سلامت میانجامد.
لیلی مهدوی
۷
آنکه داوطلبانه مرگ را برمیگزیند نشان میدهد که حتی بهگونهیی غریزی به ویژگی ریشخندآمیز این عادت و نبود دلیلی مجابکننده برای زندگی کردن و تلاش بیمفهوم روزمره و بیهودگی رنج پی برده است.
plato
۶
کامو که این هستی خاکی را یگانه حقیقت میانگارد معتقد است که در جهان کنونی تنها انسان اهمیت و معنا دارد و رسالت آدمی چیزی جز ساختن نظمی انسانی نمیباشد.
Aryan
۵
یکی از مؤلفین امروزی مینویسد: «باید پوچ بود. نباید فریب خورد.
pejman
۵
زندگی کردن نهتنها کامجویی بلکه مبارزه با «ضخامت» بیهودگی، آشفتگی و ستمگری موجود میباشد.
plato
۴
اسطوره یا افسانهی سیزیف به ماجرای پادشاه یونان باستان (گویا سیزیف پدر اولیس Ulysse بوده) اشاره دارد که از سوی خدایان به انجام کاری عبث absurde و غیرانسانی محکوم میشود (سیزیف مجبور است تا ابد سنگی را از کوه بالا ببرد و سپس آن را پایین بیاورد)
plato
۴
او با این اثر فلسفی دیدگاه خود را در مورد سرنوشت بشر، جهان و هستی ترسیم میکند و به بررسی مضامین کلیدی مانند پوچی، خودکشی، عصیان و آزادی میپردازد. از نظر کامو «تنها مسأله فلسفی جدی خودکشی است» ولی پذیرش و درک پوچی جهان به عصیان آدمی میانجامد زیرا شور زندگی و انساندوستی ما را به اعتراض میخواند و نه به سوی تسلیم و مرگ.
.
۴
سیزیف متوجه شده که دنیا عاری از معنا و لبریز از ستم و درد است
.
۴
تمامی کارهای بزرگ و اندیشههای والا آغازی ریشخندآمیز دارند. آثار بزرگ اغلب در خم یک کوچه، یا هیاهوی یک رستوران زاده میشوند. پوچی نیز به همین گونه پدیدار میگردد. اصالت دنیای پوچ زادهی چنین حقارتی است
.
۴
فردا، او آرزوی فردا را دارد در حالی که باید با تمامی وجودش از آن بگریزد
pejman
۴
هیچ درد و رنجی نمیتواند علیه حیات و زندگی شهادت دهد
m_oghab
۴
هر اندازه ذهن در دنیای بیحرکت آرزوهای خود ساکتتر بماند، بیشتر در یگانگی اندوهبار دوری از اصل خود بازتاب مییابد.
اما با نخستین حرکت، دنیا میشکفد و خودآگاهی زیر پرتو نورهای بیپایان قرار میگیرد.
فرهود شمس
۴
نمیتوان واژهیی بهتر از این یافت. آغاز اندیشیدن سرآغاز تحلیل رفتن است
.
۳
یک استدلال پوچ
پوچی و خودکشی
دیوارهای پوچ
خودکشی فلسفی
رهایی پوچ
انسان پوچ
دونژوانگرایی
کمدی
فتح
آفرینش پوچ
فلسفه و رمان
کریلف
آفرینش بدون فردا
Aryan
۳
دنیا به باور ذهن پوچ نه بسیار منطقی است و نه بسیار بیمنطق. نه معقول است و نه جز آن.
.
۲
در یک کلام شناخت حقیقی ناممکن است و این تنها ظاهرها هستند که میتوانند خود را بنمایانند و در محیط احساس شوند.
کاربر ۱۳۵۴۲۳۵
۲
روزنامهها اغلب از «غم پنهان» یا «بیماری درمانناپذیر» مینویسند. البته اینهمه ارزشمند است اما این را هم باید دانست که نکند همان روز خودکشی، یکی از دوستان آن ناامید به لحنی بیتفاوت با او سخن گفته باشد؟ که در این صورت او گناهکار خواهد بود، زیرا همین کافی است تا روند تمامی بغضها و بیانگیزگیهای هنوز پنهان شتاب گیرند.
pejman
۲
از نظر کامو «تنها مسأله فلسفی جدی خودکشی است» ولی پذیرش و درک پوچی جهان به عصیان آدمی میانجامد زیرا شور زندگی و انساندوستی ما را به اعتراض میخواند و نه به سوی تسلیم و مرگ.
سعیده افضلی
۲
خود را کشتن نیز همانند آنچه در نمایشنامههای هیجانآور رخ میدهد گونهیی اعتراف است. اعتراف به اینکه از زندگی عقب افتادهایم و یا آن را نمیفهمیم. بهتر است زیاد به بیراهه نرویم و به واژههای آشنا بازگردیم. همین که اعتراف کنیم: «به زحمتش نمیارزد» کافیست. زندگی کردن البته هرگز آسان نیست.
Qazal Azady
۲
پذیرش و درک پوچی جهان به عصیان آدمی میانجامد زیرا شور زندگی و انساندوستی ما را به اعتراض میخواند و نه به سوی تسلیم و مرگ.
