جملات زیبای کتاب سینما به روایت اسلاوی ژیژک | طاقچه
تصویر جلد کتاب سینما به روایت اسلاوی ژیژکsubscriptionAvailable

کتاب سینما به روایت اسلاوی ژیژک

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
اسلاوی ژیژک، سعید نوری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مسلم عباسپور
۱۱
گر چیزی بیش‌ازحد وحشت‌زا، خشن یا حتی بیش‌ازحد لذت‌بخش باشد که نظام واقعیت ما را در هم بکوبد، باید آن را به داستان تبدیل کنیم.
niloufar.dh
۶
تنها احساسی که انسان را فریب نمی‌دهد اضطراب است. سایر عواطف جعلی‌اند.
مسلم عباسپور
۴
در صحنه‌ای قهرمان و راهنمای او روبه‌روی هم نشسته‌اند. راهنما با باز کردن هر دست و نشان دادن قرصی رنگی می‌گوید: " این آخرین شانس توست. بعد از این، بازگشتی درکار نیست. اگر قرص آبی‌رنگ رو برداری داستان تمام می‌شه. تو رختخوابت از خواب بلند می‌شی و هرچی رو که خواستی باور می‌کنی. اگر قرص قرمز رو برداری، تو سرزمین عجایب می‌مونی و من به تو نشون میدم حفرهٔ خرگوش تا چه عمقی پایین می‌ره." اما انتخاب میان قرص آبی و قرمز درواقع انتخاب میان پندار و واقعیت نیست. البته ماتریکس، دستگاهی برای داستان‌های ساختگی است اما این داستان‌های ساختگی‌اند که ساختار واقعیت ما را تشکیل می‌دهند. اگر از واقعیت‌مان داستان‌های ساختگی نمادینی بیرون بکشیم که آن را سامان‌دهی می‌کنند، خود واقعیت ازدست‌می‌رود.
niloufar.dh
۱
برای فهم جزءبه‌جزء دنیای امروز، به سینما نیازمندیم. فقط در سینما می‌توانیم این بُعد آزاردهندهٔ زندگی را بپذیریم که در واقعیت، قدرت مواجهه با آن را نداریم. اگر به‌دنبال چیزی هستید که از واقعیتِ موجود واقعی‌تر باشد، به داستان‌های سینمایی نگاه کنید….
niloufar.dh
۱
برای پیشگیری از مواجهه با قفلِ بی‌کلید زندگی واقعی به رؤیا پناه می‌بریم.
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
فیلم جن‌گیر فقط دربارهٔ آسیب‌شناسی جن‌زدگی نیست، درسی که باید بیاموزیم و فیلم‌ها تلاش می‌کنند از آن بپرهیزند، این است که ما خود، موجودات بیگانه‌ای هستیم. منِ خویشتن، نمایندهٔ روانِ ما، خود یک نیروی بیگانه است که تن را بی‌قرار و هم‌زمان مهار می‌کند.
niloufar.dh
۰
درسی که باید بیاموزیم و فیلم‌ها تلاش می‌کنند از آن بپرهیزند، این است که ما خود، موجودات بیگانه‌ای هستیم. منِ خویشتن، نمایندهٔ روانِ ما، خود یک نیروی بیگانه است که تن را بی‌قرار و هم‌زمان مهار می‌کند.
niloufar.dh
۰
آنچه با صدا دریافت می‌کنیم، درونیّت، عمق، جرم، احساس گناه، به‌عبارت‌دیگر جهانِ عقدهٔ اودیپ است. مسئلهٔ فیلم دیکتاتور بزرگ، صرفاً مسئلهٔ سیاسی نیست، که مثلاً چگونه از شرِّ تمامیت‌خواهی، وسوسهٔ غریب قدرت خلاص‌شویم، بلکه مسئلهٔ رسمی‌تری نیز مطرح‌است: چگونه از شر این بُعد وحشت‌انگیز صدا خلاص شویم؟ یا چون نمی‌توانیم به‌سادگی از شر آن خلاص‌شویم، چگونه آن را اهلی‌کنیم؟
niloufar.dh
۰
شاید آخرین بخش بدن که مناسب نقش خودگردان شیء جزئی است، مشت یا همان دست باشد. دست دکتر استرنج‌لاو که بی‌اختیار بالا می‌آید و گلوی خود او را می‌گیرد تمام نکتهٔ فیلم است.