در جیبم یک جلد از تفکرات پاسکال را گذاشتهام. این کتاب را گاهی با خود به همراه دارم تا در هنگام انتظار، قحطی یا جنگی بسیار طولانی، به کارم آید. کتاب را از جیبم در میآورم، راه میروم و میخوانم: «ما فقط بخشی از خود را میتوانیم دوست بداریم که از آن ما نیست.» کتاب را میبندم. گربهای از باغی میگذرد که مأمن ارواح است. جذابیت فوقالعاده باغهای رهاشده، وجود خدایی کولیصفت را ثابت میکند.