اسلان گفت: «خوشآمدی، شاهزاده! آیا در خود میبینی که بتوانی سلطنت نارنیا را بپذیری؟»
کاسپین گفت: «من... من شک دارم که بتوانم، قربان! من هنوز یک بچهام.»
اسلان گفت: «صحیح. اگر خودت را برای این مقام صاحب صلاحیت میدیدی، خود شاهدی بود بر عدم صلاحیت تو. بنابراین تحت زعامت ما و زعامت شاهنشاه پیتر، شاه نارنیا خواهی بود و سالار کایرپاراول و امپراتور لون آیلندز. این سلطنت از آن تو و جانشینانت خواهد بود، تا انقضای این تبار.