سینمای مورنائو سینمای زمانِ نور است. درحقیقت، این چیزی است که در این فیلم با نمای بنیادین عالی محلهٔ طبقهٔ کارگری خلاصه میشود که بهسادگی ضبط گذر نور هستی از روی دیوار، سقفها، و پنجرهها است. اما در مورد هتل آتلانتیک هم به همان صورت، بازی میان درهاــ تواماً فرانمایی و بستگیــ و بیرونِ همیشه افسونگر است.
بیشک مورنائو درخشانترین نگارشِ این ضبطِ حرکت و بستگیْ توسط بیاعتناییِ آرامِ گشودگی را در طلوع به ما اعطا کرد، در صحنهای، باز هم کاملاً مستقل از پیرنگ، که در آن چیزی نیست جز واگنی که به درون شهر پایین میرود، و در آن خودِ حرکت و دَورانهای آهستهٔ آنچه ما را قادر میسازد ببینیم بهسوی بیتحرکی، به سوی جاودانگی موج برمیدارند.
برای مورنائو تضاد میان سیاه و سفید، که امر دیدنی را در گوناگونیاش نمایان میکند، ساختِ فیلمیِ ماده نیست. بلکه از طریق این تضاد هرچیز تا آنجا که ظهور دیدنیِ غیرمادی بودنِ خود است ارائه میشود.