جملات زیبای کتاب چیزی درون آب | طاقچه
تصویر جلد کتاب چیزی درون آبsubscriptionAvailable

کتاب چیزی درون آب

نوع کتاب
۳.۲(از ۳۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کاترین استدمن، آرش خوش صفا
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
toruk makto
۱۲
پول‌دار بودن صرفاً به معنای چیزهای خوشگل خریدن نیست؛ بلکه به معنای داشتن قدرت برای دور زدن قانون است. قانون مال بقیه آدم‌هاست، آدم‌های بی‌پول، آن‌هایی که راننده پول‌دارها می‌شوند و برایشان آشپزی می‌کنند. پول می‌تواند قانون را بگذارد توی جیبش و اصلاً در کل تمام چیزهای دوروبرش را تحت تأثیر قرار بدهد. این جوری هر پروازی که دلت بخواهد در یک چشم به هم زدن ناپیدا می‌شود، هر کسی را هم که بخواهی می‌توانی راحت پیدا کنی، این جور آدم‌ها بدون دردسرهای پلیس و پزشک و کاغذبازی زندگی‌شان را می‌کنند. اگر و فقط اگر آدم پول داشته باشد، می‌تواند هر چیزی برای خودش جفت‌وجور کند.
sabooriani
۱۱
اگر هر پیروزی را با جزئیاتش بازگو کنیم، به زحمت می‌شود تفاوتش را با شکست تشخیص داد. ‫Le Diable et le Bon Dieu ژان پُل سارتر
toruk makto
۶
امان از دست این دوتا نیاز پرتقلا: زندگی شخصی‌ات و "این‌جا بودنت". روابطت یا زندگی‌ات. اصلاً مهم هم نیست چه‌قدر تلاش کنی، هیچ وقت نمی‌توانی جفت‌شان را با هم داشته باشی.
fateme
۳
من هیچ جز انتخاب‌های خودم نیستم.
hamtaf
۳
من خودم دارم کم‌کم به این نتیجه می‌رسم که گویا پول‌دار بودن صرفاً به معنای چیزهای خوشگل خریدن نیست؛ بلکه به معنای داشتن قدرت برای دور زدن قانون است.
hamtaf
۳
اگر هیچی من خوب نباشد، دست‌کم وب‌گردی‌ام حرف ندارد و این جور جست‌وجوهای اینترنتی همیشه مرا سر ذوق می‌آورد.
maysam
۳
هنوز هیچ واکنشی نسبت به من نداشته. بعد، چشم‌هایش کامل روی صورت من متمرکز می‌شوند. بدنم سفت می‌شود. سعی می‌کنم خودم را جمع‌وجور کنم. نگاه خیرهٔ او خیلی سنگین است. انگار دارد به‌م ضربه می‌زند. گویی نگاهش کار بدنش را انجام می‌دهد
شهین جهادی
۲
" نخستین اثر یک نویسنده که، از همان آغاز، شما را جذب خودش می‌کند، داستان را در خلال جسارت اِرین و تهدیدهای جنایت‌کاران روسی پیش می‌برد تا، درنهایت، از دل یک تعلیق بی‌هم‌تا به پی‌آمد بهت‌آور خودش برسد – از آن داستان‌هایی است که هم به چیستیِ پیش‌آمد می‌پردازد و هم به چه‌گونگیِ آن."- بوک لیست " ما همگی خیال می‌کنیم حدومرز خودمان را می‌شناسیم. همگی فکر می‌کنیم می‌توانیم کار درست را انجام بدهیم. ولی اگر یک بار، عین آب خوردن، شرایط ارتکاب به جرم برای‌مان فراهم شود چی؟ در آن صورت، برای رسیدن به یک زندگی آرمانی، حاضریم چندتا از قوانین دوروبرمان را زیر پا بگذاریم؟
دختر کتابخوان
۲
احتمالاً من پخمه‌ترین خلاف‌کار دنیا هستم.
hamtaf
۲
من از بچگی عاشق این بودم که بنشینم و پیشاپیش برنامه‌ریزی کنم. من اصلا یک جورایی از این حس برنامه ریختن خوشم می‌آید. دوست دارم به امروز نگاه کنم و برای فردا نقشه بریزم.
الهام حمیدی
۱
یادم می‌آید یک بار در همان گیرودار، چشمم به یکی از فیلم‌های پر از برفکی افتاد که با گوشی هم‌راه گرفته بودند و نشان می‌داد مردم چه جوری داشتند می‌ریختند توی یکی از شعبه‌های ورزشی‌فروشِ جِی‌دی؛ مردمی که انگار گرسنه کتانی و جوراب ورزشی بودند. البته سوء تفاهم نشود ها؛ من اصلاً نمی‌خواهم آن‌ها را خواروخفیف نشان بدهم. ولی خب مردم را فقط می‌شود با چیزهای مورد شماتت قرار داد که مدت‌ها از داشتن‌شان منع شده‌اند. فقط همین جوری می‌شود کفرشان را درآورد. ولی طاقت آن‌ها در نهایت، دیر یا زود، طاق می‌شود و می‌ریزند بیرون. لندن در آن پنج روز آگوست ۲۰۱۱، به معنای واقعی، داشت سقوط می‌کرد.
الهام حمیدی
۱
دو تا صندلی ردیف جلو، وسط، مال من و مارک است و خدای من هیچ شباهتی به صندلی‌های بخش اکونومی ندارد. اول این که هشت‌تا صندلی بیش‌تر تو این ردیف نیست. بعدش هم این که کلاً دو ردیف تا تهِ این بخش وجود دارد و بس. جالب این است که حتی این دو ردیف هم تا آخر پر نشده‌اند. این‌جا دیگر تهِ تهِ هواپیماست. ساکتِ ساکت. چنین حالتی در برابر پرواز با بلیت اکونومی، درست شبیه کشاورزی طبیعی در برابر کشاورزی شیمیایی است. مسافرهای بخش اکونومی، آن پشت، عین مرغ‌های ماشینی تا ساعت‌ها روی دل هم می‌مانند تا به مقصد برسیم. و این‌ور، ماها عین مرغ‌های رهایی که چیزی پایین‌تر از ذرت به‌شان نمی‌دهند، برای خودمان لای علف‌ها می‌چرخیم و قُدقُدمان را می‌کنیم. شاید هم اصلاً چنین تعبیری چندان درست نباشد؛ شاید خودِ ماها کشاورزه هستیم، نه؟
maysam
۱
ولی حالا که می‌توانم ببینمش، می‌توانم بفهمم که تمام آن سکوت‌ها، که از پشت تلفن به خلأ می‌مانستند، اتفاقاً خیلی هم پر بودند. تنها تفاوتش این است که پیش‌تر از این درک پر بودن این لحظات را نداشتم.
maysam
۱
من خودم نمی‌دانم باید چه کار کنم. چه جوری چیزی که دارد رخ می‌دهد را جمع‌وجور کنم.
maysam
۱
اصلاً نمی‌دونم چی کار کنم. به همین خاطر، بیش‌تر وقتا فقط می‌شینم، گوش می‌دم و گاهی سر می‌جنبونم.
کاوه
۰
" یک ماجرای روان‌شناسانه که از همان نخستین صفحه مرا جذب خودش کرد. هرچه جلوتر می‌روی، فرایند خواندن هم هیجان‌انگیزتر و جالب‌تر می‌شود! جان می‌دهد بروید لب ساحل بنشینید و بخوانیدش!" ریس ویتِرسپون (باشگاه کتاب‌خوانی ریس)
کاوه
۰
یکی از بهترین کتاب‌های سال به گزینش گِلامور و نیوزویک
کاوه
۰
" یک ساختار نوشتاری درجه یک، هوش‌مندانه و گیرا."- بی. اِی. پاریس، نویسندهٔ کتاب پشت درهای بسته، از پرفروش‌های فهرست نیویورک تایمز "
n re
۰
تا حالا با خودتان فکر کرده‌اید که قبر کندن چه قدر طول می‌کشد؟ خب، دیگر نیاز نیست به‌ش فکر کنید. چون یک عمر طول می‌کشد.
fateme
۰
دارم کم‌کم به این نتیجه می‌رسم که گویا پول‌دار بودن صرفاً به معنای چیزهای خوشگل خریدن نیست؛ بلکه به معنای داشتن قدرت برای دور زدن قانون است. قانون مال بقیه آدم‌هاست، آدم‌های بی‌پول، آن‌هایی که راننده پول‌دارها می‌شوند و برایشان آشپزی می‌کنند. پول می‌تواند قانون را بگذارد توی جیبش
n re
۰
تا حالا با خودتان فکر کرده‌اید که قبر کندن چه قدر طول می‌کشد؟ خب، دیگر نیاز نیست به‌ش فکر کنید. چون یک عمر طول می‌کشد.
hamtaf
۰
خستگی، یک تعدیل‌کنندهٔ احساسیِ شگفت‌انگیز است. مهم نیست صحبت سر دو باشد یا کندن
hamtaf
۰
می‌گویند آدم خودش خوب می‌فهمد کِی پیر می‌شود چون موقع پیر شدن، همه دوروبری‌هایش به طرز باورنکردنی‌ای جوان به نظر می‌آیند.
hamtaf
۰
به نظرم آدم‌ها به جای این که به مقصد و هدف آدم نگاه کنند، زیادی به ولایت و زادبومش توجه می‌کنند
hamtaf
۰
قهوه‌اش داغ و غلیظ است و اتفاقاً همین داغی و غلظت است که خیلی مهم است. قهوه هم باید دقیقاً عین مرد باشد. ببخشید، دارم شوخی می‌کنم. صبر کنید یک لحظه، واقعاً دارم شوخی می‌کنم؟
hamtaf
۰
به نظر من پول وقت می‌خرد و وقت هم توجه
hamtaf
۰
این که آدم همیشه فکر کند می‌داند خوب یعنی چه و بعدش یکهو می‌زند و می‌فهمه کلاً یک دنیای دیگر و کلی بالاتر از آن چیزی که خوب می‌دانسته وجود داشته.
hamtaf
۰
این که آدم همیشه فکر کند می‌داند خوب یعنی چه و بعدش یکهو می‌زند و می‌فهمه کلاً یک دنیای دیگر و کلی بالاتر از آن چیزی که خوب می‌دانسته وجود داشته.
hamtaf
۰
یادم است یکی توی مدرسه فیلم همین ایده را پیشنهاد داده بود؛ این که همیشه بروید و چیزهایی بخوانید که خارج از حوزه معلومات‌تان هستند. داستان‌ها دقیقاً از همین‌جاها سرچشمه می‌گیرند. دیدگاه‌های تازه هم همین طور
hamtaf
۰
گویا پول‌دار بودن صرفاً به معنای چیزهای خوشگل خریدن نیست؛ بلکه به معنای داشتن قدرت برای دور زدن قانون است.