پولدار بودن صرفاً به معنای چیزهای خوشگل خریدن نیست؛ بلکه به معنای داشتن قدرت برای دور زدن قانون است. قانون مال بقیه آدمهاست، آدمهای بیپول، آنهایی که راننده پولدارها میشوند و برایشان آشپزی میکنند. پول میتواند قانون را بگذارد توی جیبش و اصلاً در کل تمام چیزهای دوروبرش را تحت تأثیر قرار بدهد. این جوری هر پروازی که دلت بخواهد در یک چشم به هم زدن ناپیدا میشود، هر کسی را هم که بخواهی میتوانی راحت پیدا کنی، این جور آدمها بدون دردسرهای پلیس و پزشک و کاغذبازی زندگیشان را میکنند.
اگر و فقط اگر آدم پول داشته باشد، میتواند هر چیزی برای خودش جفتوجور کند.