
٪۲۰
min
۶
بیشتر مردهها سکوت میکنند. دیگر چیزی نمیگویند. آنها ــ به معنای واقعی کلمه ــ همهچیز را گفتهاند.
min
۴
آدم به ملاقات مردگانی میرود که بهتر از اکثر زندگان میشناسدشان.
ali73
۳
کسی که وضوح و روشنی میخواهد و از غرایب میترسد، بهتر است به شعر نزدیک نشود
min
۲
از ورای چشمهای مرده مینگرم و همهچیز درست است. او با چشمهای تخیلات خود دیده است و من با چشمهای فرد زندهبهگوری مینگرم که خودش هرگز ندید.
ali73
۰
ای فانیهای ناشکیبا که به جایگاه مقدس مرگ میآیید تا هنر کشتن را تمرین کنید!
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
بیشتر مردهها سکوت میکنند. دیگر چیزی نمیگویند. آنها ــ به معنای واقعی کلمه ــ همهچیز را گفتهاند. ولی این در مورد ادیبان صدق نمیکند. چرا که آنها همچنان میگویند. گاهی حرفهای خود را تکرار میکنند. این اتفاق هر زمان که کسی شعری را برای دومین یا صدمین مرتبه میخواند، تکرار میشود.
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
وقتی پای گور در میان است، تمام کارهایی که انجام میدهیم، نامعقول میشود. آدم برای یک «هیچکس» گل میبرد، علفهای هرز روی گورش را میکنَد و آن شخصی که بهخاطرش آمده، هیچ نمیداند که او اینجاست. با این احوال ما این کار را انجام میدهیم. چیزی از مردهها میخواهیم. در گوشه پنهانی از قلبمان، این تصور را داریم که میبیندمان و متوجه میشود به او میاندیشیم؛
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
تامس الیوت در مصاحبهای با دانلد هال گفته است: «من باید چیزها را پیچیده بیان کنم. وقتی سرزمین بایررا مینوشتم، هیچ اهمیتی برایم نداشت که بفهمم دارم چه مینویسم.» گویی شاعر یک راهب سلتی یا واسطه روحی است، چیزی که حتی فکرش هم اثباتگرایان را به وحشت میاندازد. همانطور که انسانها نمیتوانند بدون رؤیاهای خطرناک و غیرمنتظره زندگی کنند، جهان هم بدون شعر بر جا نمیماند و در اینجا منظور ما از شعر، رؤیا نیست.
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
تمام شعرایی که سر گور آنها بودهام، این را میدانستند. در اینجا هیچ رازی را فاش نمیکنم. من به ملاقاتشان رفتم، چون جزئی از زندگیام هستند، چون به شیوههای گوناگون و با دیدی متفاوت در این زندگی همراهیام کردهاند. گاهی شعرای دوران وایمار آلمانی بودند. شعرا، اندیشمندان، نویسندگان و فلاسفه. یعنی علاوه بر سلان و دانته، دکارت و ویتگنشتاین، مان و کافکا و گاهی هم بورخس و جویس بودهاند. اینهابرای من صداهای زنده هستند.
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
در کتاب نمادها هر گوری تکرار نجواگونه کوههای مقدس است که در آنجا حتی خود زندگی هم قلمروی داشته است. برای یونانیهای سلسله میکنِه و همچنین برای مصریها ساخت مقبرهبهعنوان خانه مرده، به اندازه خانهای که شخص در دوران حیات خود در آن زندگی میکرد، اهمیت داشت. برعکس در آفریقا گور، بیشتر مکانی است که مردهها در آنجا محبوسند تا مزاحم زندگان نشوند.
