دختر پرسید: «تو چرا به جای من، همهاش با اسبم حرف میزنی؟»
بری جواب داد: «عذر میخواهم، ترخینا! (گوشهای بری فقط کمی به عقب چرخید.) ولی حرفهای شما مربوط به کالرمن است. من و هوون دو نارنیایی آزادیم و گمان کنم اگر شما هم دارید به سمت نارنیا فرار میکنید، لابد میخواهید آزاد باشید. در این صورت، هوون دیگر اسب شما نیست. حتی میشود گفت که تو آدمِ اویی.»