
٪۵۰
کتاب کاکا کرمکی پسری که پدرش درآمد
پدیدآورندگان:
سلمان امینانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۳۴۱۱۴۰۹
۱۰۹
هیچ دشمن خونیای نمیتواند اینطور روحوروان آدم را به هم بریزد، اما دوستان چرا، آنها میتوانند.
سیّد جواد
۸۷
بچه که فقط زاییدن نیست، بزایی و زیرش نزایی شرطه.
سیّد جواد
۸۳
اگه بخوای خیلی بد باشی اشتباهه، ولی اگه زیادی خوب باشی خیلیخیلی اشتباهه. چون حقت رو میخورن یه آب هم روش. بد بودنِ من بقیه رو میکُشه. خوب بودنم خودم رو.
سیّد جواد
۶۲
برای زنده ماندن تنفر هم به اندازهٔ دوست داشتن لازم است.
علیرضا
۶۱
حرفهای نزده را همیشه میشود زد، ولی پس گرفتن حرفهایی که زده شده چندان ساده نیست.
سیّد جواد
۶۱
بدیِ معصومیت این است که بعد از اولین گناه آدم دیگر هیچوقت به روزهای پیش از آن برنمیگردد.
سیّد جواد
۳۴
مهاجرت دوستان برادر مرگ است، مرگ کوچکتر. سفرکردهها تأثیری مثل مرگ باقی میگذارند، نه آنقدر نیستند که بشود با نبودنشان کنار آمد، نه آنقدر هستند که بتوان بغلشان زندگی کرد.
سیّد جواد
۳۰
فقط من ماندم و منیژه. منیژه نزدیکترین خواهر به من است، با سه سال اختلاف سنی. در واقع منیژه اسمی بود که ما صدایش میزدیم. نام اصلیاش توی سجل «دخترتمام» است. دخترتمام یک دعای پنهانی با خداست که معنی سادهٔ آن این است «خدای بزرگ، اگر ممکن است در دفعات بعدی جنس دیگری برای ما بفرستید، متشکرم.»
mahdi
۲۹
بدیِ معصومیت این است که بعد از اولین گناه آدم دیگر هیچوقت به روزهای پیش از آن برنمیگردد. پس از آن روز دیگر فکر آدم شدن برای همیشه از سرم افتاد.
سیّد جواد
۲۸
بعد از ازدواج عشق کاملاً منهدم میشود
Faranak_naseri_
۲۳
کاش خود خدا میآمد چند کلمهای با بندههایش حرف میزد تا دل آدم قرص شود، حداقل با بندههایی که از نظر روانی دارند پاره میشوند.
Faranak_naseri_
۲۱
امروز فکر میکنم که این جملهٔ «دوری و دوستی» حرف مزخرفی بیشتر نیست. آدمها بعد از دوریهای طولانی آرامآرام زندگی کردن بدون هم را یاد میگیرند، آن وقت دیگر یا برنمیگردند یا همان بهتر که برنگردند.
سیّد جواد
۱۹
آدمی که کسی تو زندگیش نباشه، آدمِ خطرناکیه. این یعنی هیشکی توی این دنیا دوستداشتنی نیست که یه نیمنگاهی بهش بندازی. آدم اینطوری زیاد دووم نمیآره. آدمها باید همدیگه رو دوست داشته باشن. این تنها راهیه که شاید بشه باهاش زندگی رو
تحمل کرد.
سیّد جواد
۱۶
خوبیِ کر بودن یکی این است که کسی آن را نمیبیند.
مشکلساز هست، ولی ترحمبرانگیز نیست.
amirfarhadh
۱۴
آدم باید چیزهایی را که دوست میدارد، دودستی بچسبد. نباید بگذاریم دوستیها با فاصلهها آزمایش شوند. امروز فکر میکنم که این جملهٔ «دوری و دوستی» حرف مزخرفی بیشتر نیست. آدمها بعد از دوریهای طولانی آرامآرام زندگی کردن بدون هم را یاد میگیرند، آن وقت دیگر یا برنمیگردند یا همان بهتر که برنگردند.
amirfarhadh
۱۲
او از من بُرید، نه به این دلیل که از من متنفر شده بود، بلکه به این خاطر که روزی همدیگر را عمیقاً دوست داشتیم. دوستیهای آتشین مهمترین عامل دشمنیهای سرسختانه است.
سیّد جواد
۱۱
حالا که دیگر در مدارس خبری از نمره نیست، این حرفها مسخره است، اما آن روزها ما میمُردیم تا نتیجهٔ امتحاناتمان برسد. بیست و پنج صدم میتوانست کار بیست نمره را بکند؛ فرق نُه و هفتاد و پنج با ده گاهی یک سال از عمر آدم بود.
صدراجون من دوست دارم
۱۱
هر چی هم که بد باشی اونقدری نیست که زور خدا به بخشیدنت نرسه. خاطرجمع!
نرگسجون
۱۰
هیچچیز ارزش این را ندارد که حالت را به خاطرش بد کنی، حتی رسیدن به حال خوب.
سیّد جواد
۱۰
تنها راهی که میشد از طریق زندگی به آرامش رسید همین مرگ بود.
سیّد جواد
۱۰
«خیالت راحت باشه، پسرم! دیگه مرگ هم نمیتونه ما رو از هم جدا کنه.»
کسی که این حرف را میزند یا دروغ میگوید یا هنوز مرگ را بهدرستی نمیشناسد. مرگ ایستگاه آخر است. هر زمان که سر برسد میتواند به ریش ناگسستنیترین پیوندها بخندد.
دردونه
۱۰
کاش همانجور که فراموش شدم میتوانستم فراموش کنم.
سمانه ابراهیمی
۱۰
اعتماد حس بینظیری است که تا قبل از فروپاشیِ محض دنیا را حسابی شیرین میکند.
سیّد جواد
۹
به نظرم او بسیار دلفریب بود. دماغ شمشیری بلند و ابروهای ضخیم پیوندی با گوشهایی که بگویینگویی به خودم رفته بود. زیباییاش جوری نبود که هر کسی بیهوا عاشق دوآتشهاش بشود، ولی چیزی که هست چندشآور هم نبود. منظورم این است که ایندست قیافهها باب دندان همه نیست، مشتریهای مخصوص خودش را دارد.
سیّد جواد
۹
مَرده و دردش. مگه اینکه آدم نامرد باشه که بیدرد بمونه. آدم نامرد هم که زیر دستوپا ریخته. تو سر سگ بزنی دوتا میرینه برات. نامردها دست میدن ولی دل نمیدن.
سیّد جواد
۹
همیشه باید مراقب خندهٔ کسانی که واقعاً خوشحال نیستند باشید. لبخندی که تمام صورت را درگیر نکند نشانهٔ آشکار دغلکاری است.
دردونه
۹
میخوام یه جایی باشم که ته دلشون با بودنم غنج بره، نه اینکه نبودنم عذابشون بده.
دردونه
۹
سفر سختی داشتم، اما هرگز فکر نکنید که از کسی گلهای دارم. نه؛ من تجربه کردم، زیستم، زمین خوردم، شکستم و خودم تکههای خودم را از نو به هم چسباندم. خستهام، اما هنوز دارم نفس میکشم.
amirfarhadh
۸
برای زنده ماندن تنفر هم به اندازهٔ دوست داشتن لازم است.
نرگسجون
۸
پابندها مضحکترین اختراع بشریتاند. من تاوان مغز پریشان و روح ناآرامم را میدادم، آنها پاهای لَنگم را گرو برداشته بودند، آن هم اینقدر دیر.