جملات زیبای کتاب رد گم | طاقچه
تصویر جلد کتاب رد گمsubscriptionAvailable

کتاب رد گم

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلخو کارپنتیه، ونداد جلیلی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مهرفر
۴
روزی خواهد آمد که بشر الفبایی در چشمانِ سنگِ یمانی و مخملِ خرمایی پروانهٔ بید کشف خواهد کرد و غرق در حیرت خواهد فهمید هر حلزونِ خال‌دار شعری است.
siavash fouladi
۳
در اتاقی آکنده از بوی عطرهای کسی که رفته بود، از احتمال حرف زدن با خودم معذب بودم.
AmirHossein
۲
آن که از انسانیت دست کشیده بسیار سخت دوباره انسان خواهد شد.
eurus
۰
وای بر من! چه کس راه بر محبوب من بسته است؟ زمان می‌گذرد، نیم‌روز می‌رسد، او اما نمی‌آید.
eurus
۰
ریتمِ آشفتهٔ معمولِ هر روزم مختل شده بود و سه هفته از بردگی تشکیلاتی معاف بودم که به ازای سیر کردن شکمم سال‌های فراوانی از عمرم را گرفته بود
eurus
۰
بر این زمین بنگر از بردگانت انبوهی گرفته که تو به جبران رکوع، عبادت و ستایش در جوابِ رنج‌ها و دل‌های شکستهٔ قربانیان به ترس و تحقیرِ نفس و امیدِ عبث پاسخ‌شان می‌دهی.
Windy
۰
شکاف‌های چندهفته‌ای در تومارِ وجودم بود، فصل‌هایی می‌گذشت که هیچ خاطرهٔ حقیقی، حسِ خاص یا بلندمدتی از آن‌ها نداشتم: روزهایی که با هر حرکت دچار این اضطراب وسواس‌گونه می‌شدم که پیش‌تر دقیقاً در همین وضعیت همین کار را کرده‌ام، همین کنج نشسته‌ام، همین حرف‌ها را زده‌ام و به قایقِ بادبانی گرفتار در شیشهٔ وزنهٔ کاغذ نگاه کرده‌ام.
Windy
۰
به مجردی که سنگِ سیزیف را از پشتِ پوسته‌پوسته‌ام زمین می‌گذاشتم، همزادم بر پشتم می‌نشست و بسیار پیش می‌آمد حس کنم وزنِ سنگِ خارا را به وزن قاضی وجدان ترجیح می‌دهم.