جملات زیبای کتاب امید آفتابی من نامه‌های احمد شاملو و پسرش سامان | طاقچه
تصویر جلد کتاب امید آفتابی من نامه‌های احمد شاملو و پسرش سامانsubscriptionAvailable

کتاب امید آفتابی من نامه‌های احمد شاملو و پسرش سامان

نوع کتاب
۲.۵ امتیاز(از ۱۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمد شاملو
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مادربزرگ💝
۱۷
از خبرهایی که خیلی خوش‌حالت خواهد کرد این است که آقای سرکیسیان (پدر آیدا) خانهٔ بزرگ و خوبی برای‌مان خریده و در حال اسباب‌کشی به آن جا هستیم که از شر این کرایه خانهٔ لعنتی که دارد به عرش می‌رسد خلاص شویم. حافظ من پس از شش ماه کشمکش با ادارهٔ سانسور، بالاخره این روزها اجازه‌اش گرفته شد. به مجرد درآمدن برایت نسخه‌یی خواهم فرستاد. آییشکا و سیروس هم خوبند و با سلام و بوسه اظهار محبت می‌کنند. وضع ما روی هم رفته خوب است و جای هیچ نگرانی نیست.
مادربزرگ💝
۱۵
از این پس نامه‌هایت را به آدرس تازه خواهی فرستاد، زیرا از پس‌فردا به خانهٔ جدید خواهیم رفت. آدرس پستی این است: شمارهٔ ۳۶ کوچهٔ اشرفی، خیابان کورش کبیر. منطقهٔ پستی ۱۵. ضمناً برای این که بدانی خانه کجاست نقشه‌اش را پشت صفحه برایت کشیده‌ام. تقدیمی این ماه توسط جناب اسلامیه تقدیم شده است. خواستیم قدری برنج ایرانی برایت بفرستیم، فکر کردیم ممکن است حمل شود به سوء استفاده از محبت آقای اسلامیه، و منصرف شدیم. لطفاً اگر چیزی از تهران می‌خواهی رودرواسی نکن. دوست و پدرت
حکیمی
۱۱
آدم، معمولاً وقتی نامه می‌نویسد که خیالش ناراحت باشد و من هرگز و در هیچ حال خیالم از بابت تو ناراحت نبوده و نیست.
Fatima
۵
من دیگر خداحافظی می‌کنم و روی نازنینت را می‌بوسم.
baktash99
۴
از هنر غافل مباش، به تآتر برو، فیلم ببین، دوستان فهیم روشنفکر پیدا کن؛ قالب یک پسربچه که موسیقی پاپ می‌شنود و چس‌فیل و آبجو می‌خورد و سکس همهٔ دنیایش را تشکیل می‌دهد برای تجربه بد نیست، اما ــ گو این که تو معمولاً چندان علاقه‌یی به این دنیای نابالغ کوچک نشان نمی‌دادی ــ زودتر باید خودت را از این مرز به آن طرف برسانی. شرافت انسانی و معجزهٔ انسانی را آن سوی این مرز خواهی یافت. شروع کن به کشف آن دنیا. هر ساعتی که از دستت برود حیف است. افسوس که آدمی این را خیلی دیر می‌فهمد.
*Eli*
۳
آزادیت را به هیچ بهایی در دنیا نفروش!
م.
۳
وقتی تو محبت مرا نخواسته باشی من که نمی‌توانم آن را به تو حقنه کنم.
ROMINA
۳
سعی کن زندگی کنی. سعی کن. طلبه نشو. هم چیز یاد بگیر و هم زندگی کن. این دو تا با هم خوب است. لازم نیست فقط آدم به یکیش بچسبد.
Zeinab Amiri
۲
جز این آرزو ندارم که حالت خوب و فکرت راحت و اعصابت آرام باشد. در کارت توفیق حاصل کنی و پشتیبان روحی پدرت باشی که امیدش هستی و می‌دانی که درباره‌ات چه عقیده و چه قضاوتی دارد. در عین حال دلم می‌خواهد واقعاً دنیا را بشناسی و با چشم باز و عقل سلیم در مسائل نگاه کنی و در حالی که جسماً و روحاً جوانی (و حتا کودکی) خود را حفظ می‌کنی و از زندگی کوتاهی که آدمیزاد در این چهار صباح عمر خود دارد لذت می‌بری و هر ساعت زندگیت را غنیمتی بازیافته تلقی می‌کنی، از لحاظ فکر و معرفت هر ساعت پیرتر و جهان‌دیده‌تر بشوی
*Eli*
۲
دلم می‌خواهد واقعاً دنیا را بشناسی و با چشم باز و عقل سلیم در مسائل نگاه کنی و در حالی که جسماً و روحاً جوانی (و حتا کودکی) خود را حفظ می‌کنی و از زندگی کوتاهی که آدمیزاد در این چهار صباح عمر خود دارد لذت می‌بری و هر ساعت زندگیت را غنیمتی بازیافته تلقی می‌کنی، از لحاظ فکر و معرفت هر ساعت پیرتر و جهان‌دیده‌تر بشوی.
*Eli*
۲
دوری از تو را تحمل می‌کنیم به امید سعادت آینده‌ات؛ و همین امید است که به ما همه قدرت و غرور می‌دهد، که وقتی اسمت به زبان می‌آید سرمان را بالا نگه داریم و چشم‌هامان برق بزند.
Fatema
۲
همچنان مردم گرفتار نان و گوشت روزمرّه هستند، همچنان خاموشی برق دست آدم را تو حنا می‌گذارد
ROMINA
۲
فقط در سر کلاس نشستن و درس خواندن آدم را به جایی نمی‌رساند. برای فرهنگ غنی باید دنیا و مردم و زندگی را از نزدیک مطالعه کرد.
ROMINA
۲
جز این آرزو ندارم که حالت خوب و فکرت راحت و اعصابت آرام باشد.
ROMINA
۲
آزادیت را به هیچ بهایی در دنیا نفروش!
ROMINA
۲
شرافت انسانی و معجزهٔ انسانی را آن سوی این مرز خواهی یافت. شروع کن به کشف آن دنیا. هر ساعتی که از دستت برود حیف است. افسوس که آدمی این را خیلی دیر می‌فهمد.
*Eli*
۱
حقش را بگویم، کوفت هم برایش نخواهم خرید. او ارزش محبت ندارد. محبت دیدن لیاقت و شایستگی می‌خواهد. این از آن... هاست که دست عسلی به دهان تلخش ببری انگشت‌هایت را می‌جود.
*Eli*
۱
شرافت انسانی و معجزهٔ انسانی را آن سوی این مرز خواهی یافت. شروع کن به کشف آن دنیا. هر ساعتی که از دستت برود حیف است. افسوس که آدمی این را خیلی دیر می‌فهمد.
Fatima
۱
امروز حالم قدری بهتر است
Porosha
۱
هر کجا هستم و هر کجا که تو باشی نه فقط سلامم، که سلامتیم و زندگیم انگیزه‌اش شماها هستید.
Porosha
۱
دلم می‌خواهد همه چیز را بدانی، همه چیز را درک کنی، و آن چیزی بشوی که متأسفانه من نتوانستم بشوم، و وضع مالی پدرم اجازه نداد که دنبالش بروم. ــ البته نه فقط وضع مادّیش، بلکه عقایدش هم.
Porosha
۱
دوری از تو را تحمل می‌کنیم به امید سعادت آینده‌ات؛ و همین امید است که به ما همه قدرت و غرور می‌دهد، که وقتی اسمت به زبان می‌آید سرمان را بالا نگه داریم و چشم‌هامان برق بزند.
ROMINA
۱
دلم می‌خواهد همه چیز را بدانی، همه چیز را درک کنی، و آن چیزی بشوی که متأسفانه من نتوانستم بشوم، و وضع مالی پدرم اجازه نداد که دنبالش بروم. ــ البته نه فقط وضع مادّیش، بلکه عقایدش هم. چون به راستی فقط کافی بود که او یک قدم کوتاه در مسیر فکری من بردارد تا من با تمام وجودم خودم را در آن مسیر پرتاب کنم.
ROMINA
۱
این بدبختی را من خودم کشیده‌ام و به همین دلیل است که منتظرم تو فقط دهان باز کنی و اراده‌ات را برای دانستن و دریافتن اظهار بداری تا من با تمام امکاناتم در راه برآمدن آن بکوشم؛ تا به آب و آتش بزنم و وسایل برآوردن اراده‌ات را آماده کنم
ROMINA
۱
تنها موردی که گاهی نگرانم می‌کند و می‌ترسم دستت بند شود مسألهٔ این دخترهای حرامزاده است. رفیق مواظب باش کلاه سرت نرود و ناگهان توی تله نیفتی. تا وقتی آزادی همهٔ... دنیا هستند. آزادیت را به هیچ بهایی در دنیا نفروش! مبادا مبادا مبادا گرفتار بشوی.
ROMINA
۱
در نظر داشته باش که اگر ناگهان خبر بدی از تو به من برسد، طاقت تحملش را نخواهم داشت! فقط این را یادت باشد دیروز خبر رسید که پسر یکی از دوستان در تصادف اتومبیل کشته شده است. فقط فکر قلب پیر مرا بکن. می‌دانم که نوشتن این مطالب به تو زائد است ولی قلبم طاقت نیاورد که تذکری ندهم.
ROMINA
۱
جهنم سیاه! وقتی تو محبت مرا نخواسته باشی من که نمی‌توانم آن را به تو حقنه کنم.
AMin
۱
سعی کن زندگی کنی. سعی کن. طلبه نشو. هم چیز یاد بگیر و هم زندگی کن. این دو تا با هم خوب است. لازم نیست فقط آدم به یکیش بچسبد.
*Eli*
۰
دانشگاه پرینستون هم مرا به عضویت افتخاری گروه تحقیق در زبان‌های خاورمیانه پذیرفت و به این ترتیب مسألهٔ اقامت هم حل شد. شاعران و نویسندگان بزرگ آمریکایی هم با نامه و تلفن اظهار محبت کردند و آمدن مرا به آمریکا خوش‌آمد گفتند. برای دوازدهم آوریل هم از تگزاس دعوتم کرده‌اند که در فستیوال بزرگ شعرخوانی شاعران بین‌المللی شرکت کنم. انجمن جهانی قلم و آرتور میلر هم نهایت محبت را کردند و تلفن کردند که اگر از بابت اقامت در آمریکا اشکالی پیش آمد بگویم تا آن‌ها رأساً اقدام کنند.
*Eli*
۰
ایرانی‌ها هم فقط یک چیز را خیلی خوب بلد هستند ــ وعده و وعید.