
کتاب اول سود؛ کسب و کار خود را ا ز یک هیولای پولخوار به یک دستگاه پولساز تبدیل کنید
انتشارات:
نشر نوین٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۲۶۵۰۱۰۹
۹
۱: از بشقابهای کوچکتر استفاده کنید – زمانی که پول وارد حساب اصلی درآمد شما شد، نقش یک سینی ارائه را برای سایر حسابها بازی خواهد کرد. سپس بهصورت دورهای تمام پول ناشی از حساب درآمد را با درصدهای از پیش تعیینشده در حسابهای متفاوت پخش نمایید. هریک از این حسابها اهداف متفاوتی دارند: یکی برای سود، یکی برای سهم مالک، دیگری برای مالیات و یکی دیگر برای هزینههای اجرایی. در مجموع و برای شروع کار ۵ حساب اساسی وجود دارند (درآمد، سود، سهم مالک، مالیات و هزینههای اجرایی)، اما کاربران پیشرفتهتر از حسابهای اضافی که در فصل ۱۰ بیان خواهم کرد نیز بهره میگیرند.
Mohammad Ali Zareian
۸
میگویند برای پول درآوردن، باید پول خرج کنی. اما هیچکس به شما نمیگوید این رویکرد در دنیای واقعی چه معنایی دارد: عملاً برای درآمد کمتر، باید پول بیشتری خرج کنید.
m.gh1988
۷
برای اینکه سریعترین و بزرگترین شوید، باید در کاری که انجام میدهید بهترین باشید.
Mohammad Ali Zareian
۶
برای اینکه سریعترین و بزرگترین شوید، باید در کاری که انجام میدهید بهترین باشید. و برای اینکه در چیزی بهترین شوید، باید ابتدا زمینهای که در آن بهتر هستید را پیدا کرده و برای بهبود در آن تلاش کنید. برای رسیدن به آنجا، باید ابتدا سود را برداشته و بازخوردهای مربوط به بهبود خود را نشان خواهد داد.
Mohammad Ali Zareian
۵
به ترتیب مصرف کنید – همیشه ابتدا پول را بر اساس درصدهای مشخص به حسابها تخصیص دهید. هیچگاه اول فاکتورها را پرداخت نکنید. پول از حساب درآمد به حساب سود، سهم مالک، مالیات و هزینههای اجرایی منتقل میشود. در ادامه تنها با استفاده از پول موجود در حساب هزینههای اجرایی، فاکتورها را میپردازید. استثنا نداریم. اگر پول کافی برای هزینهها باقی نمانده باشد چه؟ این امر بدین معنا نیست که پول را از سایر حسابها برداشت کنید. این شرایط به شما میگوید که کسبوکارتان نمیتواند از پس هزینهها برآمده و باید از شرشان خلاص شود. حذف هزینههای غیرضروری بهگونهای باعث افزایش سلامت کسبوکارتان میشود که نمیتوانید آن را تصور کنید.
امیدکربلایی
۵
درآمد بیهوده است، سود عقلانی است و پول پادشاه میباشد»
امیدکربلایی
۴
اینکه تقاضا برای یک چیز افزایش مییابد تا با عرضهٔ آن همخوانی داشته باشد. در اقتصاد آن را تقاضای القایی مینامند
Mohammad Ali Zareian
۳
زمانی که بدانید چه چیزی تهییجتان میکند، میتوانید برتری عمیقی بر روی خودتان پیدا کنید. علوم رفتاری باعث میشوند که بتوانید بر بزرگترین رقیب خود یعنی خودتان غلبه کنید.
کاربر ۲۶۵۰۱۰۹
۳
ما با یک فرمول ساده و جدید برای «اول سود» شروع میکنیم:
فروش – سود = هزینهها (فروش منهای سود، مساوی است با هزینهها)
چیزی که میخواهید یاد بگیرید جدید نیست (حتی برای شما). موردی است که احتمالاً (بهطورکلی یا جزئی) از آن آگاه باشید اما هرگز انجام ندادهاید. این مفهوم «اول به خودت پول بده» است
Mohammad Ali Zareian
۲
بقا هدف اسرا و فراریها است، نه مسئلهای که یک کسبوکار به دنبال آن برود.
Mohammad Ali Zareian
۲
بسیاری از تصمیمات ما پیرامون «صرفاً فروش»، در واقع ما را از چشمانداز واقعیمان دور میکنند.
Mohammad Ali Zareian
۲
تنها یک راه برای حل مسائل مالی وجود دارد: مواجهه با مسائل مالی. نمیتوانید آنها را نادیده بگیرید. نمیتوانید بگذارید فرد دیگری مسئولیتشان را بر عهده بگیرد. باید مسئولیت آمارها را بر عهده بگیرید.
Mohammad Ali Zareian
۲
در سال ۲۰۱۲، گزارشی توسط کوئرت فان ایترسام و برایان وانسینک در «ژورنال تحقیقات مصرفکننده» مطرح کرد که اندازهٔ متوسط بشقاب در آمریکا بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۱۲، ۲۳ درصد رشد کرده و از ۹.۶ به ۱۱.۸ اینچ رسیده است. با انجام مقداری فرایند ریاضی، این مقاله توضیح میدهد که افزایش در اندازهٔ بشقاب باعث میشود که افراد روزانه ۵۰ کالری بیشتر دریافت کنند و فرد هرسال ۵ پوند اضافهوزن پیدا میکند. بدین ترتیب هرسال بر تعداد چاقها افزوده میشود.
Mohammad Ali Zareian
۲
سال ۱۹۵۵، یک فیلسوف مدرن به نام نورثکات پارکینسون قانون پارکینسون را بیان کرد که برخلاف شهود و منطق رایج در آن دوره بود: اینکه تقاضا برای یک چیز افزایش مییابد تا با عرضهٔ آن همخوانی داشته باشد. در اقتصاد آن را تقاضای القایی مینامند – به همین دلیل توسعهٔ جادهها بهمنظور کاهش ازدحامهای ترافیکی هیچگاه در درازمدت جواب نمیدهد، زیرا همواره رانندگان بیشتری در ماشینهایشان حاضر میشوند تا این خطوط اضافی را پر نمایند.
بهعبارتدیگر، اگر به یک بار تاپاس اسپانیایی رفته باشید که غذا را در ظرفهای کوچکتری ارائه میکند، کمتر خواهید خورد. اما اگر به یک بوفهٔ پاندروسا که منوی باز دارد رفته باشید، بشقابهایی با اندازهٔ کوره دارند و میتوانید آنقدر غذا بخورید تا در نهایت از گوشهایتان بیرون بزند
Mohammad Ali Zareian
۲
گام ۱: ۵ حساب اساسی را افتتاح کنید: یک حساب «درآمد»، یک حساب «سود»، یک حساب «سهم مالک»، یک حساب «مالیات» و یک حساب «هزینههای اجرایی».
در اکثر موارد، شما از پیش یکی دو حساب داخل بانکتان افتتاح کردهاید. حساب جاری فعلی خود را بهعنوان حساب «هزینههای اجرایی» در نظر بگیرید و حسابهای باقیماندهٔ فوقالذکر را افتتاح کنید: «درآمد»، «سود»، «سهم مالک» و «مالیات». برای سادگی امر، همهٔ آنها را بهصورت حساب جاری بسازید.
امکان دارد برخی بانکها هزینهای دریافت کرده یا ملزوماتی برای حداقل موجودی داشته باشند. نگذارید شما را بترسانند. با مدیر بانک صحبت کرده و در مورد قیمتها و ملزومات با او صحبت کنید. اگر مدیر مایل به مذاکره نبود، بانک جدیدی بیابید.
Mohammad Ali Zareian
۲
گام ۲: دو حساب پساندازی دیگر در بانکی غیر از بانک اصلی خودتان بسازید. یک حساب، نقش حساب بدون وسوسه برای «نگهداری سود» را خواهد داشت. دومین مورد، حساب بدون وسوسهٔ «نگهداری مالیات» خواهد بود. آنها را افتتاح کنید تا پول را مستقیماً از حسابهای جاری مربوطه در بانک اصلی دریافت نمایند.
گام ۳: هیچکدام از گزینههای «راحتی» را برای دو حساب بدون وسوسهٔ بیرونی خود فعال نکنید. نیازی به مشاهدهٔ آنلاین این حسابها ندارید. نیازی ندارید که برای این حسابها دستهچک داشته باشید. قطعاً نیازی به عابربانک برای این حسابها نخواهید داشت. صرفاً باید منابعی برای سپردهگذاری سودها و مالیات شما باشند و هماکنون وجودشان را فراموش کنید.
امیدکربلایی
۲
در اینجا ۵ حساب جاری باید ساخته شود:
۱: درآمد
۲: سود
۳: سهم مالک
۴: مالیات
۵: هزینههای اجرایی
Mohammad Ali Zareian
۱
از هر ۱۰ کسبوکار، ۸ مورد شکست میخورند و اولین دلیل شکستشان نیز عدم سودرسانی است.
Mohammad Ali Zareian
۱
تقریباً ۵۰ درصد از کسبوکارها طی همان ۵ سال اول با شکست مواجه میشوند.
Mohammad Ali Zareian
۱
تعریف حسابداران از سود با کارآفرینها تفاوت دارد. آنها عددی تخیلی را در پایین یک گزارش حسابداری نشان میدهند. تعریف ما از سود، ساده است: اسکناس داخل بانک. اسکناس سرد و سخت. برای خودمان.
در انتهای روز، شروع روز جدید و هر ثانیهٔ مابین این دو، این پول نقد است که بهحساب میآید. پول است که خون داخل رگ کسبوکار شما محسوب میشود. آیا آن را در اختیار دارید؟ اگر ندارید به مشکل میخورید و اگر دارید، باقی خواهید ماند.
Mohammad Ali Zareian
۱
این میزان از تغییر بر اساس میزان موجودیهای در دسترس، بامزه نیست؟ نکتهٔ حیرتانگیز اینجاست: قانون پارکینسون در زمان عرضهٔ اندک، دو نوع رفتار را تحریک میکند. وقتی که کمتر دارید، دو کار انجام میدهید. اولین مورد بدیهی است: صرفهجو میشوید. زمانی که خمیردندان کمتری داخل بطری است، از میزان کمتری برای مسواک بهره میگیرید. این بخش بدیهی است. اما یک مورد دیگر که بسیار موثرتر هست هم اتفاق میافتد: خلاقیت شما افزایش پیدا کرده و انواع روشها برای استخراج آخرین قطره از بطری را به کار خواهید گرفت.
اگر یک چیز باشد که رابطهٔ شما با پول را برای همیشه تغییر دهد، آن مورد قانون پارکینسون است.
Mohammad Ali Zareian
۱
چرا اولین بخش از «اول سود» اهمیت دارد
دومین اصل رفتاری که باید در مورد خودتان بدانید، «اثر تقدم» نام دارد. این اصل میگوید: ما برای چیزهایی که اول با آن برخورد میکنیم، اهمیت بیشتری قائل میشویم.
Mohammad Ali Zareian
۱
وسوسه را حذف کنید: زمانی که ابتدا سود را برداشتید، آن را کنار بگذارید
Mohammad Ali Zareian
۱
اگر فقط به دنبال رشد بروید، ورشکست شده و از کسبوکار میافتید.
Mohammad Ali Zareian
۱
چیزی که میخواهید یاد بگیرید جدید نیست (حتی برای شما). موردی است که احتمالاً (بهطورکلی یا جزئی) از آن آگاه باشید اما هرگز انجام ندادهاید. این مفهوم «اول به خودت پول بده» است که با مفاهیمی همچون «ارائهٔ غذا در بشقاب کوچکتر» و «سیستم مدیریت پول در پاکت مادربزرگی» و ذات گرایشهای طبیعی و انسانی شما تلفیق میشود.
Mohammad Ali Zareian
۱
زمانی که پول وارد حساب اصلی درآمد شما شد، نقش یک سینی ارائه را برای سایر حسابها بازی خواهد کرد. سپس بهصورت دورهای تمام پول ناشی از حساب درآمد را با درصدهای از پیش تعیینشده در حسابهای متفاوت پخش نمایید. هریک از این حسابها اهداف متفاوتی دارند: یکی برای سود، یکی برای سهم مالک، دیگری برای مالیات و یکی دیگر برای هزینههای اجرایی. در مجموع و برای شروع کار ۵ حساب اساسی وجود دارند (درآمد، سود، سهم مالک، مالیات و هزینههای اجرایی)
Mohammad Ali Zareian
۱
هماکنون میخواهم که حساب سود خود را باز کنید. اولین گام در سیستم «اول سود» همین است، بنابراین هماکنون آن را انجام دهید. با بانک تماس بگیرید (یا بهصورت آنلاین انجام دهید) و یک حساب جاری باز کنید. فریب نخورده و حساب پسانداز یا حساب سوئیپ و سایر انواع حساب را افتتاح نکنید. همان ۵ ثانیهای که صرف تفکر میکنید، میتواند از میزان سودتان اندکی بکاهد. هدف شما صرفاً شروع به کار است و اینکه به عقب نلغزید.
پس از اینکه حساب جاری جدید در بانکتان که همان حساب سود است را افتتاح کردید، از همین لحظه به بعد به ازای هر سپردهای که در حساب جاری معمول خود میگذارید، ۱ درصد را به سپردهٔ حساب سود خود انتقال دهید.
Mohammad Ali Zareian
۱
زمانی که نوجوان بودم، مادرم یک شغل پارهوقت داشت و برای شرکت لنز کار میکرد. لنز یک کمپانی واقع در آلمان بود که قطعات اصلی ماشین را پخش میکرد. هر دو هفته یک بار و پس از نقد شدن فیش حقوقی، مادرم پولها را تقسیم میکرد. هنوز هم خاطرهٔ نشستن او کنار میز آشپزخانه را یادم هست که ۵ دلاریها و ۱۰ دلاریها را در پاکتهایی که عبارات «غذا»، «اجاره»، «اجتماعی»، «سرگرمی» و «تعطیلات» رویشان درج شده بود میگذاشت. او یک پاکت دیگر داشت که عبارتی آلمانی رویش نوشته بود. ترجمهٔ تقریبی آن «در مواقع اضطراری» بود. نیمی از پول وارد پاکت «اجاره» میشد. سپس ۱۵ درصد از پول به پاکت «تعطیلات»، ۵ درصد به پاکت «سرگرمی» و هرکدام ۱۰ درصد هم به پاکتهای «غذا»، «اجتماعی» و آن پاکت روزهای مبادا با عنوان Nur für den Notfall تخصیص داده میشد.
Mohammad Ali Zareian
۱
درآمد او متغیر بود، اما مامان همواره پول کافی را داشت، زیرا زمانی که پول را در یکی از پاکتهایش میگذاشت، درب آن را میبست و فقط در صورت نیاز آن را باز میکرد. او هیچوقت در صورت کمبود پول در یکی از پاکتها، از پاکت دیگر قرض نمیگرفت. در عوض به سمت سوپرمارکت میرفت و تنها زمانی که ماشینش را پارک میکرد، درب پاکت غذا گشوده میشد.
مامان هر غذایی که میشد با پول آن هفته خرید را خریداری میکرد. اگر هفتهٔ سبکی بود، ساندویچ کرهٔ بادامزمینی و مربا برای ناهار و برنج و لوبیا را برای شام میخوردیم. پول بیشتر به معنای گوشت سرد با پنیر یخزده برای ناهار و مرغ و برنج برای شام بود. اگر هم وضع خوب بود که تمام طول روز سوسیس جگر میخوردیم.
کاربر ۲۶۵۰۱۰۹
۱
بیایید با بشقابهای کوچک شروع کنیم. در سال ۱۹۵۵، یک فیلسوف مدرن به نام نورثکات پارکینسون قانون پارکینسون را بیان کرد که برخلاف شهود و منطق رایج در آن دوره بود: اینکه تقاضا برای یک چیز افزایش مییابد تا با عرضهٔ آن همخوانی داشته باشد. در اقتصاد آن را تقاضای القایی مینامند – به همین دلیل توسعهٔ جادهها بهمنظور کاهش ازدحامهای ترافیکی هیچگاه در درازمدت جواب نمیدهد، زیرا همواره رانندگان بیشتری در ماشینهایشان حاضر میشوند تا این خطوط اضافی را پر نمایند.