جملات زیبای کتاب بر باد رفته | طاقچه
تصویر جلد کتاب بر باد رفتهsubscriptionAvailable

کتاب بر باد رفته

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۵۶۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
مارگارت میچل، الهام رحمانی
انتشارات: 
انتشارات پر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
hodsan
۱۹۳
قبلاً هم بهت گفته بودم که دو زمان می‌شه پولدار شد، یه بار موقع آباد کردن و یه بار موقع ویران کردن کشور. موقع آباد کردن پول كمی ‌گیرت می‌آد اما موقع فروپاشی و ویرانی، سریع و زیاد پول گیرت می‌آد.
hodsan
۱۶۳
یه آدم و یه ملتی فقیرن که یه جا بشینن و همش داد بزنن و شکوه کنن كه زندگی اون طوری که دلشون می‌خواد نیست.
عاطفه✨
۱۴۹
مردها دل‌شان می‌خواست در دنیا به زن‌ها همه چیز بدهند اما حاضر نمی‌شدند ارزشی برای هوش آن‌ها قائل شوند.
بارانB
۱۱۷
اسکارلت بی‌قرار جواب داد: "آه پاپا، اگه باهاش ازدواج کنم همه این رفتاراشو تغییر می‌دم!" جرالد برافروخته به اسکارلت نگاهی انداخت و با بدخلقی گفت: "تغییرش می‌دی؟ می‌تونی تغییرش بدی؟ تازه، تو تجربه کافی در مورد زندگی با مردا رو نداری. اشلی رو به حال خودش بذار. هیچ زنی تا حالا نتونسته شوهرشو حتی یه ذره هم عوض کنه، اینو فراموش نکن.
AmirHossein[AHS]
۷۹
چاپلوسی، لبخند و ملایمت مطمئن‌ترین راه برای معامله و پول درآوردن است.
AmirHossein[AHS]
۷۶
هیچ‌كسی با به دوش کشیدن بار سنگین خاطرات آزار‌دهنده نمی‌تواند گامی به جلو بردارد.
Vahid Bahrami
۵۹
او جواب داد: "منظورم اینه که ناپلئون‌... شاید راجع به اون شنیده باشی؟ یه بار گفت که خدا طرفدار ارتش‌های قویتره!"
AmirHossein[AHS]
۵۸
در واقع نسل کودکان در جهل و بی‌سوادی بزرگ می‌شدند و بذرهای بی‌سوادی را در طی سال‌ها پخش می‌کردند.
مامانِ ملینا👧
۵۸
برای جنگ فقط یه دلیل وجود داره و اون هم پوله. در واقع همه جنگ‌ها بر سر پوله اما آدمای كمی ‌اینو می‌فهمن.
Vahid Bahrami
۴۶
‌"خدا خودش بهتر می‌دونه! من یکی که دلم نمی‌خواد یکی از این سیاه‌ها به خونم بیاد. حتی فکرش هم نمی‌کنم!" ‌"من دورادور هم نمی‌تونم بهشون اعتماد کنم، چه برسه به این‌كه بچه‌هامو بهشون بسپرم..." اسکارلت ناخودآگاه به یاد دست‌های مهربان و زمخت مامی افتاد که برای خدمت به الن، خودش و وید زبر و خشن شده بود. این غریبه‌ها از دست‌های سیاه‌ها چه می‌دانستند که چقدر عزیز و تسلی‌بخش هستند. آن‌ها از معجزه آن دست‌های آرامش بخش، نوازشگر و با محبت چه می‌دانستند؟ اسکارلت با بی‌اعتنایی خندید. ‌"خیلی عجیبه شما در مورد کسایی که خودتون آزادشون کردین این‌طوری فکر می‌کنین."
AmirHossein[AHS]
۳۳
بازهم فردا روز دیگری است." پایان
•Nastaran•
۳۳
پولی که از رنج دیگرون به دست می‌آد خوشبختی نمی‌آره
AmirHossein[AHS]
۳۲
اگه بخوای متفاوت باشی مورد لعن بقیه قرار می‌گیری!
مامانِ ملینا👧
۲۴
"همه جنگ‌ها و کسایی که می‌جنگن، مقدس‌اند و اگه مردمی كه جنگ‌ها رو شروع می‌کنن اون رو مقدس ندونن، کی اون‌قدر احمقه که به این جنگ‌ها بره؟
SiiMiiN
۲۳
‌"چرا یه دختر برای این‌كه شوهر کنه مجبوره این‌قدر احمق باشه؟" ‌"چون مردا می‌دونن چی می‌خوان و فقط به چیزی که می‌خوان فکر می‌کنن، فکر کردن به چیزی که می‌خوان باعث می‌شه اونا رو از کوه مشکلاتی که ممکنه براشون به وجود بیاد نجات بده. اونا فکر می‌کنن که دختر کوچولوهایی رو می‌خوان که مثه گنجیشک غذا می‌خورن و عقل و شعور هم ندارن. این‌طوری یه نجیب‌زاده، احساسی رو که یه خانم بعد از ازدواج پیدا می‌کنه نداره و تردید نداره که زنش بیشتر از خودش نمی‌فهمه." ‌"فکر نمی‌کنی که مردها بعد از ازدواج شگفت‌زده می‌شن وقتی می‌فهمن عقل و شعور زن‌هاشون بیشتر از اوناست؟" ‌"خب دیگه اونوقت خیلی دیره، تا اون موقع ازدواج کردن. تازه، مردها توقع ندارن عقل و شعور زنشون از خودشون بیشتر باشه." ‌"یه روزی بالاخره هر کاری دلم بخواد می‌کنم، هر حرفی دلم بخواد می‌زنم و برامم مهم نیست مردم چی می‌گن."
•Nastaran•
۲۳
خیلی خسته بود، آن‌قدر خسته که نمی‌توانست متنفر باشد
•Nastaran•
۲۲
سختی و رنج یا آدما رو می‌سازه یا اونا رو نابود می‌کنه.
زهرا
۲۰
‌"از ویرانه‌های یک تمدن، بیشتر از بازسازی آن می‌توان پول به دست آورد."
mahboob
۱۷
اشلی چطور می‌توانست با ملانی ازدواج کند در حالی که او واقعاً عاشق اسکارلت بود و می‌دانست که چقدر اسکارلت او را دوست دارد؟ چطور می‌توانست عمداً قلب او را بشکند؟
کتاب جمع کن
۱۷
من دلم می‌خواست ازت حمایت کنم، نوازشت کنم و هر چی که دلت می‌خواد رو برات فراهم کنم. من می‌خواستم باهات ازدواج کنم تا ازت محافظت کنم و برای هر چی که خوشحالت می‌کنه بهت آزادی بدم... همون کاری که برای بونی کردم ولی تو لجاجت می‌کردی اسکارلت. هیچ کی مثل من نمی‌دونست که من دلم می‌خواست تو از تلاش دست برداری و بذاری من برات تلاش کنم‌. دلم می‌خواست تو مثل یه بچه بازی کنی
کتاب جمع کن
۱۶
حالا، او با فهمی اندک دریافت اگر اشلی را تا به حال شناخته بود هرگز عاشقش نمی‌شد و اگر رت را می‌شناخت هرگز از دستش نمی‌داد
elahe
۱۶
بازهم فردا روز دیگری است."
AmirHossein[AHS]
۱۶
‌"من هیچ تغییری نکردم فقط ظاهرم عوض شده. ممکنه بتونی خال‌های بدن یه پلنگ رو پاک کنی ولی یه پلنگ همیشه پلنگ باقی می‌مونه."
rezaat98
۱۶
هتی موهایی قرمز روشن داشت، موهای کامیلا قرمزمایل به طلایی، موهای راندا مسی مایل به طلایی و موهای بتسی کوچولو قرمز هویجی بود.
Hamid_R_khani
۱۳
جنگ مثل یه نوشیدنی انرژی‌زا می‌مونه که توی سر ترسوها زود اثر می‌کنه و فکر می‌کنن قهرمان هستن. توی میدون جنگ هر احمقی می‌تونه شجاع باشه و اگه شجاع نباشه کشته می‌شه.
vahid
۱۳
تجربه اسکارلت نشان می‌داد که دروغگو با شور بیشتری از راستگویی، ترسو از شجاعتش، بی‌تربیت از ادبش و آدم پست از شرافت خود دفاع می‌کند اما باتلر این‌گونه نبود، به هر چیزی اقرار می‌کرد، می‌خندید و به اسکارلت جرأت می‌داد تا بیشتر بگوید.
امیرمحمد قرائی
۱۲
‌"دیگه اصلاً مهم نیست. تا وقتی آبرویت رو از دست ندی، نمی‌تونی بفهمی كه چه بار سنگینی روی دوشت بوده و آزادی چه معنی داره."
philodendron
۱۱
‌"فرزندم، خیلی بده که یه زن با بدترین حوادث روبرو بشه چون وقتی با بدترین‌ها مواجه می‌شه دیگه واقعاً از هیچی نمی‌ترسه و خیلی بده که یه زن از هیچی نترسه
Mehrdad Pourkhazaeyan
۱۱
وطنی که قهرمان‌های ما براش کشته شدن، مقدس نیست؟" رت در حالی که به نظر می‌رسید قصدش فقط یافتن حقیقت است، متواضعانه پرسید: "اگه شما زیر قطار برید که شرکت راه‌آهن مقدس تلقی نمی‌شه، می‌شه؟"
goli
۱۰
‌"اونا که می‌تونن همه این چیزا رو داشته باشن. به من یه اسب خوب و قبراق برای سوارکاری، یه نوشیدنی اعلی، یه دختر متین برای ابراز عشق و یه دختر هرزه هم برای تفریح بده‌، اون وقت هر کی می‌تونه اروپای خودشو داشته باشه... . حالا دیگه از دست دادن سفر اروپا چه اهمیتی می‌تونه برامون داشته باشه؟