
کتاب آنچه در کربلا گذشت
(نَفَسُ المَهموم) بانضمام قیام مختار
انتشارات:
انتشارات پر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مادربزرگ💝
۲۵
و چگونه مال خود را نبخشد آنکه هنگام جنگ از بذل جان دریغ ندارد؟!
مادربزرگ💝
۱۶
آری بگریید که شایسته گریستناید بسیار بگریید و اندک بخندید که عار آن شما را گرفت و ننگ آن بر شما آمد ننگی که هرگز از خویشتن نتوانید شست. و چگونه از خود بشویید این ننگ را که فرزند خاتم انبیا و معدن رسالت و سید جوانان اهل بهشت را کشتید.
مادربزرگ💝
۱۲
و شکی نیست که هر کس جان خویش را در قتال ببخشد نسبت به مال بخشندهتر است.
مادربزرگ💝
۱۰
حضرت علی بن الحسین(ع) در خطبه خود در شام فرمود: «به من داده شد عِلم و حِلم و جُود و فَصاحت و شجاعت و دوستی در دل مؤمنان.»
فَما کانَ مِنْ خَیرٍ اَتَوهُ فَاِنَّما
تَوارَثَهُ آباءُ آبائِهِمْ قَبْلُ
و این اخلاق کریمه را آیین خویش گرفتند. و وسیله رسیدن آنها به منتهای شرف بود که ایشان پیشوای امت و رؤسای ملتاند. مهتران مردم و بهتران عرب و برگزیده فرزندان آدم، پادشاهان دنیا و راهنمایان آخرت، حجت خدایند بر بندگان و امنای او در زمین.
مادربزرگ💝
۹
حضرت(ص) فرمود: اما حسن(ع) را هیبت و بزرگواری من میراث باشد. اما حسین(ع) را بخشش و شجاعت من».
و نقل مشهور است که: «آن حضرت مهمان را گرامی میداشت و به خواهندگان میبخشید. و صله رحم میکرد. بر درویشان انعام میفرمود. و سائل را عطا میداد. برهنه را میپوشانید و گرسنه را سیر میکرد. قرضِ قرضداران را ادا میکرد. بر یتیم مهربان بود. حاجتمند را اعانت میکرد. و هر گاه مالی به او میرسید پراکنده میساخت».
f_altaha
۷
حسین(ع) فرمود: اِنّالله و اِنّا اِلَیهِ راجعون اسلام را وداع باید گفت اگر امت گرفتار امیری چون یزید گردند.
f_altaha
۳
نافع بن هلال در آن روز نبرد میکرد و میگفت:
اَنَا ابنُ هِلالِ الجَمَلی
اَنَا عَلی دینِ عَلی
پس مردی که مزاحم بن حُرَیث میگفتندش بیرون آمد و گفت:
اَنَا عَلی دِینِ عُثمان. نافع گفت: اَنْتَ عَلی دِینِ شَیطانٍ و بر او تاخت و بکشتش.
کاربر ۳۴۳۱۹۷۳
۳
پسر شبیب اگر تو را مسرور میکند که ثواب تو مانند ثواب آن کسانی باشد که با حسین(ع) شهید شدند هرگاه یاد او کنی بگو: «یا لَیتَنِی کنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوزاً عَظِیماً».
moon shine
۲
پس کیسهها را آوردند و گشودند و آن زرها سفال شده بود و بر یک سوی آن نگاشته:
«وَلا تَحسَبَنُّ اللهَ غافِلاً عَمّا یعمَلُ الظالِمُونَ» و به روی دیگر «وَ سَیعلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا اَی مُنقَلَبٍ ینقَلِبُون» آنها را در بَرَدی ریختند.
mansore
۲
«جانها را در راه دوستی سالار خود باختند و بخشیدن جان منتهی بخشش است
mansore
۲
در این وقت امام(ع) دست بر محاسن کشید و گفت: خدای بر یهود آن وقت خشم گرفت که برای او فرزند ثابت کردند و بر نصاری آن هنگام که او را یکی از سه خدای خود دانستند و بر مجوس وقتی که بندگی ماه و خورشید کردند و خشم او سخت گردید بر این قوم که بر کشتن پسر دختر پیغمبر خود یکقول شدند، به خدا قسم آنچه از من میخواهند اجابت نمیکنم تا آغشته به خون به لقای پروردگار رسم.
f_altaha
۱
آنگاه حسین(ع) دوات و کاغذ خواست و این وصیت را برای برادرش محمد بنوشت:
بسمالله الرحمن الرحیم این آن چیزی است که وصیت کرد حسین بن علی بن ابیطالب(ع) به برادرش محمد معروف به ابن حنفیه که حسین گواهی میدهد هیچ معبودی نیست جز خدای یگانه که او را انباز و شریکی نیست و آنکه محمد(ص) بنده و فرستاده او است، دین حق را آورده است از نزد حق و اینکه بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنی است شکی در آن نیست و خداوند برمیانگیزاند کسانی را که در قبورند و من بیرون نیامدم برای تفریح و اظهار کبر و نه برای فساد و ظلم بلکه خارج شدم برای اصلاح امت جدم(ص) و میخواهم امر به معروف و نهی از منکر و به سیرت جدّ و پدرم علی بن ابیطالب رفتار کنم پس هر کس مرا قبول کند خداوند سزاوارتر است به حق و هر کس بر من رد کند صبر میکنم تا خدا میان من و این قوم به حق حکم کند و او بهترین حکمکنندگان است. این وصیت من است به تو ای برادر وَ ما تُوفِیقی اِلاّ بِاللهِ عَلَیهِ تَوَکلتُ وَ اِلَیهِ اُنِیبُ.
f_altaha
۱
(وقتی عثمان کشته شد مسلمانان دو فرقه شدند. شیعه علی(ع) و طرفداران بنیامیه و در جنگ صفین فرقه خوارج بر آنها افزود و همه مسلمانان سه فرقه شدند. شیعه یعنی دوستان علی(ع) و نواصب دوستان عثمان و معاویه که امیرالمؤمنین را سبّ میکردند و خوارج که دشمن هر دو بودند و این مذهب اهل سنّت که هم عثمان و معاویه را دوست دارند و هم علی(ع) و حسن و حسین(ع) را در صدر اسلام نبود و در زمان بنیالعباس حادث گردید و آنان سران هر دو فرقه را احترام میکردند تا دل همه را به دست آرند
f_altaha
۱
در بحار است گویند که: چون عباس کشته شد حسین(ع) فرمود: «اَلآنَ اِنکسَرَ ظَهرِی وَ قَلَّت حِیلَتِی» اکنون پشت من شکست و چاره من کم شد.
f_altaha
۱
شیخ صدوق رحمه الله روایت کرده است از حضرت صادق(ع) از پدرش از جدّش که: حسین بن علی(ع) روزی بر برادرش حسن(ع) درآمد. چون بدو نگریست بگریست. حسن(ع) گفت: یا اباعبدالله از چه گریه میکنی؟ گفت: گریه میکنم از آنچه با تو کردند. حسن(ع) گفت: آنچه با من کردند زهری است که در پنهانی به من نوشاندند و مرا بکشتند اما روزی مانند روز تو نیست یا اباعبدالله که سی هزار مرد بر تو تازند و همه ادعا کنند از امت محمد(ص) هستند و دین اسلام دارند پس بر کشتن و ریختن خون تو و شکست حرمت تو و اسیر کردن فرزندان و زنان تو و تاراج بار و بنه تو هم قول کردند در این هنگام لعنت بر بنیامیه فرود آید و آسمان خون و خاکستر بارد و هر چیز بر تو گریه کند، حتّی وحش در بیابان و ماهیها در دریا.
moon shine
۱
جعفر بن محمد(ع) از پدرش که او از علی بنالحسین(ع) پرسید: شما را بر چه نوع ستورانی نشانیدند؟ فرمود: مرا بر شتری لنگ بیروپوش نشانیده بودند و سر حسین(ع) را بر علمی برافراشته بودند و زنان پشت سر من بر استرانی همه ناهموار و معیوب و گروهی از شاطران چابکسوار در دنبال و بر گرد بودند نیزه در دست اگر میدیدند اشک از چشمی روان است با نیزه بر سر او میزدند. تا به دمشق درآمدیم
sami
۱
«حضرت ابوعبدالله(ع) فرموده است: سوره فجر را در فرائض و نوافل بخوانید که آن سوره حسین بن علی(ع) است و بدان رغبت داشته باشید خداوند شما را رحمت کند. پس ابواُسامه که حاضر در مجلس بود به او گفت: چگونه این سوره خاصّ حسین است؟ فرمود: نشنیدی قوله تعالی: «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ» مقصود از آن حسین بن علی(ع) است، اوست صاحب نفس مطمئنه راضیه مرضیه و اصحاب او از آل محمد(ع) آنها هستند که راضی هستند از خدای تعالی در روز قیامت و خدا نیز از ایشان راضی است و این سوره خاصّ حسین بن علی(ع) و شیعه او و شعیه آل محمد(ع) است هر کس قرائت کند والفجر را پیوسته با حسین بن علی(ع) باشد در درجه او در بهشت و خداوند غالب و حکیم است.»
mansore
۱
چون حسین(ع) و عمر سعد لعنهالله به هم رسیدند و جنگ بر پای شد خداوند پیروزی را بفرستاد تا بر سر حسین(ع) بال بگسترد و او را مخیر گرداند میان فیروزی بر دشمن و لقای خداوند، او لقای خدا را اختیار کرد
mansore
۱
علی بن ابیطالب(ع) فرمود: پدر و مادرم فدای حسین(ع) که پشت کوفه کشته میشود و به خدا قسم گویی میبینم حیوانات صحرایی از هر نوع بر قبر او گردن کشیده میگریند و شبها شیون میکنند تا صبح و چون چنین شد شما هم جفا نکنید.
f_altaha
۰
پس هیجده هزار از اهل کوفه با مسلم بیعت کردند و مسلم نامه سوی حسین(ع) نوشت و او را از بیعت این هیجده هزار تن خبر داد
moon shine
۰
خداوند تبارک و تعالی او را خبر داد و فرمود: کهیعَصَ پس «کاف» نام کربلاست و «ها» هلاک عترت است و «یا» یزید است که بر حسین(ع) ستم کرد و «عین» عطش است و «صاد» صبر و شکیبایی آن حضرت.
f_altaha
۰
از رسولخدا(ص) روایت کرد: «الدُّنیا سِجْنُ المُؤمُن وَ جَنَّهُ الکافِر والمَوتُ جِسرُ هؤُلاء اِلی جنانِهِم وَ جِسر هؤلاء اِلی جحیمهم ما کذِبتُ و لاکذبتْ».
f_altaha
۰
و با ابان بن تَغلِب فرمود: ای ابان کی به زیارت قبر حسین(ع) رفتی؟ گفتم: بسیار زمان است که نرفتهام. فرمود: سبحان ربیالعظیم و بحمده؛ تو از رئیسان شیعه باشی و به زیارت حسین(ع) نروی، هر کس که زیارت او کند خدای تعالی به هر گام حسنهای برای او نویسد و به هر گام گناهی محو کند و گناهان گذشته و آینده او را بیامرزد.
moon shine
۰
نگشتری را بَجدَل بن سلیم کلبی (بحدل به حاء مهمله صحیح و به جیم مشهور است و سلیم به صیغه تصغیر بر وزن زبیر) و انگشت آن حضرت را با خاتم ببرید و چون مختار او را دستگیر کرد هر دو پا و هر دو دست او را جدا کرد و همچنان گذاشت در خون خود میغلطید تا هلاک شد
moon shine
۰
ابن زیاد پرسید: کیستند؟ گفتند: آنها که اسب تاختیم. عبیدالله جائزتی اندک مقرّر داشت، ابوعمر زاهد گفت: دیدیم هر ده نفر حرامزاده بودند و اینها را مختار گرفت و دست و پای آنها را به بندهای آهنین بست. فرمود اسب بر آنها تاختند و همه را هلاک ساختند.
Mohammad Salehi
۰
با حسین(ع) خارج شدیم و در هیچ منزل فرود نیامد و کوچ نکرد مگر از یحیی بن زکریا یاد فرمود و روزی گفت: از پستی دنیا نزد خداست که سر یحیی را نزد زناکاری از زناکاران بنیاسرائیل هدیه بردند.
sami
۰
حمل زنان نه ماه است و هیچ فرزندی ششماهه نزاد غیر از عیسی و حسین:.
sami
۰
مؤلف گوید: احتمال قوی میدهم که اصل روایت یحیی و حسین بوده است؛ چون حضرت یحیی و حضرت حسین(ع) در بسیاری از چیزها به یکدیگر شباهت داشتند از جمله در مدت حمل.
و در خبر است که: «مدت حمل یحیی شش ماه بود.»
و اما مدت حمل عیسی(ع) مطابق روایات بسیار نُه ساعت بود و هر ساعتی ماهی و به اعتبار انسب است.
mansore
۰
را لعنت کن.
ای پسر شبیب اگر تو را مسرور میکند که ثواب تو مانند ثواب آن کسانی باشد که با حسین(ع) شهید شدند هرگاه یاد او کنی بگو: «یا لَیتَنِی کنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوزاً عَظِیماً».
کاربر ۷۵۲۳۷۹۱
۰
شیخ مفید رحمهالله حکایت کرده است که: علی بن میثم از ابوالهذیل پرسید: آیا تو میدانی که ابلیس از هر امر خیر نهی میکند و به هر امر شرّی امر میکند؟ ابوالهذیل گفت: بلی. گفت: پس ممکن است به شرّ امر کند نشناخته و از خیر نهی کند ندانسته؟ گفت: نه. ابوالحسن گفت: ثابت شد که ابلیس خیر و شرّ همه را میداند. ابوالهذیل گفت: آری. ابوالحسن گفت: مرا خبر ده از امام خود بعد از رسول خدا(ص) آیا خیر و شرّ همه را میدانست؟ گفت: نه. گفت: پس ابلیس از امام تو عالمتر است. و ابوالهذیل درماند و منقطع شد.
