
بریدههایی از کتاب زنده میری
۵٫۰
(۱)
برخی ای ماه برون تاب از ابر
شمع اینسوتر گیر
تا شماری گیریم:
«که شهیدان کهاند این همه خونینکفنان؟»
Tuberosa
بسان دانهای در خاک میجویم حیات از مرگ
بهار جلوهات آخر گریبان میزند چاکم
Tuberosa
زیرا تو نور دیده زهرای اطهری
با صد هزار جان مقدس برابری
پرورده کنار رسول مکرمی
آیینه صفات خداوند اکبری
دست خدا علی بُد و، دست علی تویی
فخر جهان علی بُد و، تو فخر حیدری
ای جسم تو خلاصه جانهای قدسیان
در جسم دین روانی و نفس پیمبری
Ali
بازوی من خم میشود، یعنی خدا هست
مه بیش یا کم میشود، یعنی خدا هست
مرغ مهاجر را در اقصی نقطه خاک
دانه فراهم میشود، یعنی خدا هست
وقتی که گندمزار، پیش عطر باران
سر تا قدم خم میشود، یعنی خدا هست
وقتی درختان کرده دست خویش، بالا
وان ابر، نمنم میشود، یعنی خدا هست
وقتی حباب پاکدل بر روی برفاب
همجام شبنم میشود، یعنی خدا هست
وقتی سلوک جویباری رو به دریا
همرنگ زمزم میشود، یعنی خدا هست
Ali
وقتی که بیم آسمان آشوب و مهبانگ
آرام جانم میشود، یعنی خدا هست
بانگ جرس میآید از آن دوردستان
دیگر مسلم میشود، یعنی خدا هست
گهگاه طبعی از تجلی بار گیرد
مانند مریم میشود، یعنی خدا هست
Tuberosa
مکن خیالِ گرانجان من که میترسم
خطور هم به چنان خاطری گران آید
Tuberosa
ما گریزان در حال زیستنیم
گویی از آتش پیراهن داریم
زندگی را
مثل ذرت نجویده میبلعیم
مرگ هم ما را، نجویده میبلعد
غزل حافظ مستانه به من یک شب گفت
مرگ مانند زمان
از هنر میترسد.
Tuberosa
نعلین زمان ز پایم افتاد
بیمرزی و بیزمانی آمد
تا وادی سایه سارِ حیرت
کوچیدم و بیکرانی آمد
از سایه به ذات راه بردم
بینامی و بینشانی آمد
Tuberosa
از زبانآوری چشمت دانستم
راز، بیحرف توان گفت بهآسانی
Tuberosa
زمینگیرم بسان ریشه اما در غم برگم
فراوان برگ غم میروید از هر شاخ ادراکم
Tuberosa
فلاخن شد مرا اندوه عشقی آسمان آشوب
که خواهد لاجرم افکند زآنسوتر از افلاکم
Tuberosa
هجومِ دست و دعا بود و بوی اشک و گلاب
چه رازها که در آن لحظه مینمایاندند
هزار قفل و دخیلی که بسته بود هنوز
امیدهای دلم را نمیهراساندند
کتیبههای اجابت میان نور و ندا
مرا به پیش میخواندند و بازمیراندند
Ali
حجم
۱۹۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۶
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
حجم
۱۹۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۶
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
قیمت:
۱۰۷,۰۰۰
تومان