
٪۱۰
yazdaan
۱۱
کلیسا بانک بدبخت بیچارههاست، سود پولشون رو هم تو اون دنیا میگیرن. بانک هم کلیسای پولدارهاست. خداشون رو هم گذاشتن توی گاوصندوق و قفلش کردن.
yazdaan
۵
کسی که در شوروی کمونیستی دیوانه خوانده میشد، در تمام جهان عاقلترین فرد بود.
yazdaan
۳
تمام روسیه یک هملت مست است.
yazdaan
۳
دنیا هیچکس خوددارتر از یک مرد کوهستانی نیست، اگر تصمیم بگیرد که خویشتندار باشد.
yazdaan
۲
من در واژهٔ "پیروزی" همهمهٔ شکوهمندِ مشتی احمق را میشنوم.
Eliiiiiii.za
۱
عجب دوره و زمونهای شده. خرابی داریم اما جنگ نداریم. دیکتاتور داریم اما تبر نداریم. ولی همیشه که اینجوری نمیمونه. میترسم همین روزها دولت بدبخت ما واسهٔ ساختن گیوتین ملی یه جلسهٔ دریافت وام همیاری تشکیل بده. بعدش هم تعهد بده که هیچ فقیری تو کشور باقی نمونه. غلط نکنم فقیر بیچارههامون آیندهٔ سیاهی داشته باشن.
آرزوی مالیخولیایی اتحاد جماهیر شوروی برای رسیدن به آمریکا و حتی جلو زدن از اون، بعد از فروپاشی خودِ شوروی مثل برق برآورده شد. از نظر تعداد گانگسترها ما خیلی از آمریکاییها جلوتریم. اونقدر جلو افتادهایم که دم به ساعت گانگسترهای خودمون رو واسه کمک به گانگسترهای اونها میفرستیم، اما آروم و بیسر و صدا، مثل یک مسیحیِ واقعی؛ کمک میکنیم ولی قرار نیست سر هر چهارراه تو بوق و کرنا کنیم که.
yazdaan
۰
پسر عمداً خود را با شادنوشی سرخوش ساخت؛
yazdaan
۰
حکومت شوروی، که همواره از سر تا پایش وحشت میبارید، باعث شد زن به او شک کند
yazdaan
۰
در اوایل دههٔ سی، که برخی از مهندسان جوان کارخانهٔ اتومبیلسازی را برای تحصیل به آمریکا میفرستادند، به دامادش که حاضر به رفتن بود، نیز پیشنهاد دادند. اما او مخالفت کرد: "نرو، هرکس که الآن به امریکا برود، پس از بازگشت، دستگیر میشود." دامادش نرفت. و واقعاً هم تمام کسانی که به امریکا رفته بودند، پس از بازگشت ابتدا ترفیع گرفتند اما بعد از اندک زمانی بهعنوان جاسوس بازداشت شدند.
yazdaan
۰
بهرغم قوانین منعکنندهٔ حکومت شوروی، سنت جشنهای هزارسالهٔ مردم به قوت خود باقی بود
yazdaan
۰
بعضی وقتها. مثلاً نمیدونم چرا یه وقتهایی احساس میکنم قوی و سر حالم. یا یه چیزهایی بهم الهام میشه. اینجور وقتها به خدا اعتقاد پیدا میکنم. حس میکنم هست. یه جورایی میبینم که بهم نگاه میکنه و من رو تصدیق میکنه. بعدش هر کاری که میکنم خوب پیش میره! اما وقتی کسل و بیحالم و به خدا فکر میکنم، به خودم میگم: "هیچ دلیلی نمیبینم که ثابت کنه خدا هست یا نه."
از نظر فیزیکی چهطور خدا رو حس میکنی؟
yazdaan
۰
ذوقزدگی! شاید هم این مرضِ ما روسهاست که در عین افسردگی ذوقزده هم میشیم! دوای دردش هم کنیاکه.
yazdaan
۰
کارگرها مشروب خوردن رو یاد مارکسیستها دادن و اونها هم برای قدردانی کارگرها رو متقاعد کردن که مهمترین آدمهای روی زمینن.
شقایق
۰
راستی، تو خودت به خدا اعتقاد داری؟
بعضی وقتها. مثلاً نمیدونم چرا یه وقتهایی احساس میکنم قوی و سر حالم. یا یه چیزهایی بهم الهام میشه. اینجور وقتها به خدا اعتقاد پیدا میکنم. حس میکنم هست. یه جورایی میبینم که بهم نگاه میکنه و من رو تصدیق میکنه. بعدش هر کاری که میکنم خوب پیش میره! اما وقتی کسل و بیحالم و به خدا فکر میکنم، به خودم میگم: "هیچ دلیلی نمیبینم که ثابت کنه خدا هست یا نه."
شقایق
۰
هنوز کسی به خاطر خسته شدن از دست وجدانش نرفته دکتر.
کاربر ۲۴۷۷۰۸۰
۰
خوشبختی آرمانشهری است که خودمان باید بسازیم، اما دیگران را متهم میکنیم که چرا آن را نساختهاند.
