جملات زیبای کتاب باغ‌های کیوتو | طاقچه
تصویر جلد کتاب باغ‌های کیوتو
off
٪۴۰

کتاب باغ‌های کیوتو

نوع کتاب
۳.۴(از ۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کیت والبرت، علی قانع
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Helen of Hearts
۰
ریتا گفت: «وقتی تموم شد بیدارم کنید.» همیشه این‌طور رفتار می‌کرد. بدنش را حلقه کرد و پاهای درازش را بین من و بتی فشار داد و دعوا راه افتاد. بتی پایش را گرفت و پیچاند و صدای ریتا به هوا رفت که «تو رو جون هرچی سگه ولم کن»
Helen of Hearts
۰
با صدای بلند ادای روزولت را درآوردم ــ «من از جنگ بیزارم، الینور از جنگ بیزار است و سگمان فالا هم از جنگ بیزار است.»
Helen of Hearts
۰
هیچ وقت نور خورشید را دوست نداشت، می‌گفت برای زندگی در انگلیس ساخته شده؛ جایی که تمام روز در خانه‌ها می‌مانند و مطالعه می‌کنند و آب و هوا آن‌قدر نکبت است که کار دیگری نمی‌شود کرد. راندال می‌گفت، نم‌نم باران حرف ندارد.
Helen of Hearts
۰
قبل از این‌که لال شود، وقتی حرف از آزادی می‌زدند می‌گفت در رؤیای روزی است که زیر درختان مو و انجیر خودشان بنشیند، جایی که کسی جرئت نکند مزاحمشان بشود یا او را بترساند.
Helen of Hearts
۰
اگر الیزا می‌توانست حرف بزند می‌گفت، گرگ‌های مسیحی تعقیبش کرده‌اند. این را راندال گفت. می‌گفت که اشباح خانواده نمی‌توانستند صحبت کنند ولی اگر می‌توانستند حرف بزنند می‌گفتند که گرگ‌های مسیحی در تعقیبشان بوده‌اند. می‌گفت که آن موقع این یک اصطلاح بوده.
Helen of Hearts
۰
«هنری یکی از بیمارای مورد علاقه منه. آدم بهشون وابسته می‌شه، مشکل این‌جاست. به اون‌ها وابسته می‌شی و زمانی که این‌جا رو ترک می‌کنن دلت می‌شکنه، و از طرفی دلت می‌شکنه وقتی می‌بینی که این‌جا موندگارن و کاری هم از دستت بر نمی‌آد. و شب و روز مدام با دل شکسته پرسه می‌زنی.»