جملات زیبای کتاب کوچه کوچک‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب کوچه کوچک‌ها
off

کتاب کوچه کوچک‌ها

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۳۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
سعید پورزنگی آبادی
کوثر
۳۳
من در شرقی‌ترین شَبِ جهان پنهانم. همان‌گونه كه تو از من و من از خود.
یك رهگذر
۲۹
تنها به یک آرزو می‌اندیشم
_SOMEONE_
۲۱
می‌شنوی صدایش را؟ صدای شکستن دلی که شاید بی‌تقصیر ...؟ دلی که اگر صاف نیست، لااقل ناصاف نیست
•سآرا •
۱۷
تمام عشاق؛ اسب‌های رها شده در باداند که بی‌غرض شیهه می‌کشند نه بی‌هدف!
:)
۱۶
تنها به پرندۀ بی‌پرواز می‌اندیشم؛ که آب و دانۀ این قفسِ پُرهیاهو پرواز را ز خاطرش نبُرده است؛ این دانۀ اسارت و آن آبِ فراموشی! تنها به یک آرزو می‌اندیشم؛ که دیگر در تعقیبِ واژه‌های بِکر نباشم تا از این گُنبد سکوت رُخصتِ های و هوی برنخیزد تنها به یک مرگ می‌اندیشم به یک مرگ مُحتاجم به یک مرگ در زیر آوار حرف‌های ناگفتۀ تو که اگر یک حنجره آزاد می‌بود صدای مهربانِ تو از هزار پنجره
•سآرا •
۱۵
گور من گُم نشود من به تو دل بستم، یار!
آرام
۱۳
من به شعر دُچارم مثل خورشید به تابیدن مثل شیوا به رقصیدن مثل من به تو مثل تو به رؤیا تو به من دُچاری مثل مصلوب به صلیب مثل نیلوفر به مُرداب.
_SOMEONE_
۱۲
تنها به یک آرزو می‌اندیشم
دختر دریا
۱۰
تمام عشاق؛ اسب‌های رها شده در باداند که بی‌غرض شیهه می‌کشند نه بی‌هدف!
Friba
۱۰
گفتم به غبار چشم تو سجده كنم؟ گفتی نه و من غبار شدم.
زهراسادات
۹
نخند! باور كن. به سرعت نور تُف می‌شی بَر غباری كه از یاد دست رفته.
دختر دریا
۸
گور من گُم نشود من به تو دل بستم، یار!
maryam
۸
قلبت را به من بِدِه
maryam
۸
راه تو راه من نیست!
Maryam Bagheri
۷
كجایی؟ نیستم! من در شرقی‌ترین شَبِ جهان پنهانم. همان‌گونه كه تو از من و من از خود. من ساكن هیچ كجای جهانم در برزخ هیچ وقت تو از بهشت سرشارم.
ماهی
۷
نشئۀ لطف تو و دست نوازشگر دوست هرچه از سقفِ لطافت به سَرَم ریخت نکوست.
Maryam Bagheri
۶
گفتم به غبار چشم تو سجده كنم؟ گفتی نه و من غبار شدم.
nikroo
۶
می‌شنوی صدایش را؟ صدای شکستن دلی که شاید بی‌تقصیر ...؟ دلی که اگر صاف نیست، لااقل ناصاف نیست؛ که نمی‌ترسد از دروغ نگفتن و می‌ترسد از مهربانی‌های توخالی. که نمی‌ترسد از سکوتی که شرافتمندانه تلخ است و می‌ترسد از هق هِق گریه‌های طولانی. من معشوق انزوایم که دیگر هیچ بعید نیست؛ بد بودن کسی که آنچنان بد نیست، یا خوب بودن کسی که آنچنان خوب، نه!
آترین🍃
۵
تقدیم به فرشته‌ای که در واژه‌های شعر من پرسه می‌زند!
Maryam Bagheri
۴
آب نمی‌خورد زكوزۀ شكسته كوزه‌گر، دیگر. شكاف بسته لبهای كوزۀ تَنِ كوزه‌گر، دیگر. زكوزۀ شكسته آب می‌خورد «شكستِ» كوزه‌گر، دیگر. كه كوزۀ تَنِ كوزه‌گر شكسته دگر، دیگر.
m.gh.t
۴
چشمانم را جُز به وقتِ رؤیتِ رؤیا نخواهم گشود
m.gh.t
۴
رو به دیوارِ بی‌پنجره؛ كُلاه بر سَرِ شیطان هم بگذارم باز تنهایم
zohrehch
۴
نخند! باور كن. به سرعت نور تُف می‌شی بَر غباری كه از یاد دست رفته.
zohrehch
۴
كودكی‌ام رفت و عطر كوچه هایی كه در آنها سر ساعت، نسیم می وزید تا من زیبا تر شوم چقدر به حس شكفتن دچار بودم من چقدر به بوی شكوفه در ابتدای بهار چقدر به رنگ پرنده به لمس طراوت ! چه شد كه كوچه كوچك ها رفت و من كه به مقدار خودم بودم ؟! و حال كه بر می گردم به قدر همه آنچه ندارم بزرگ شده‌ام.
min
۴
تنها به پرندۀ بی‌پرواز می‌اندیشم؛ که آب و دانۀ این قفسِ پُرهیاهو پرواز را ز خاطرش نبُرده است؛
nia
۴
چشمانم را جُز به وقتِ رؤیتِ رؤیا نخواهم گشود،
دختر دریا
۳
قلبت را به من بِدِه تا ستاره‌های مُرده را در شب بی‌چراغ زنده كنم شب‌اَت را به من بده تا به نوایِ های و نای دِلَم را بَر دَردهای تو بتابانم درداَت را به من بده تا با تو با خود باشم.
Elahe
۳
چه شد كه كوچه كوچك ها رفت و من كه به مقدار خودم بودم ؟! و حال كه بر می گردم به قدر همه آنچه ندارم بزرگ شده‌ام.
_SOMEONE_
۳
نفس مزن در میان این حصار در حصار زندگی دست مهربان مرگ را پس مزن.
آترین🍃
۳
برای ساده شدن مُعمای من؛ «دیوانه» خطابم کن!