بهترین جملات زیبا و معروف از کتاب پنج نمایشنامه عروسکی | طاقچه
کتاب پنج نمایشنامه عروسکی اثر جواد ذوالفقاری

بریده‌هایی از کتاب پنج نمایشنامه عروسکی

دسته‌بندی:
امتیاز:
۳.۲از ۶ رأی
۳٫۲
(۶)
"تمام ستاره‌ها خاموش می‌شوند." خداوند در خواب است
Mohammad
ای عشق،‌ کیست که بتواند تو را بشناسد!
Mohammad
یک کرم کوچک دیروز عصر, از عشقش به‌من گفت؛ دوستش ندارم، تا وقتی درآورد دو بال و چهار پا.
Mohammad
اکنون ناله‌ی آب را درک می‌کنم، و ضجه‌ی ستاره‌ها را، و ضجه‌ی باد را میان کوه، و وزوز تیز زنبور را. چرا که من مرگم.
Mohammad
خودش می‌گوید عاشق چیزی است که هیچ‌وقت به‌ دستش نمی‌آورد.
MIEL
یک کرم کوچک دیروز عصر, از عشقش به‌من گفت؛ دوستش ندارم، تا وقتی درآورد دو بال و چهار پا.
کاربر ۱۸۸۶۱۷۷

حجم

۸٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۳۸۳

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

حجم

۸٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۳۸۳

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
تومان
صفحه قبل
۱
صفحه بعد