چنین مینماید که ما آدمیان، همراه با پایانِ کودکیِ خود، واردِ زندانی از آیینهای قراردادی، عقاید، پنهانکاریها و پذیرشهای پرسشناپذیر میشویم و صفا و رکگویی کودکی را از دست میدهیم. کودک، هنوز، به خود به خودی بودنِ زندگیْ خود به خودْ پاسخ میدهد؛ کودک چیزهایی را احساس میکند، میبیند و نسبت به آنها کنجکاو میشود که خیلی زود از خاطرهاش محو میشوند. آنچه را که دَمی بر او آشکار شده بود از یاد میبرد و چون در بزرگی به او گفته شود که در کودکی چه میگفته و چه میپرسیده، شگفتزده خواهد شد.
جانسپار