میتوانم سرم را برگردانم و به مسیری که طی کردهام نگاهی بیندازم و ببینم که چطور درد و رنج تمام انتخابهای مرا شکل داده است. به روبهرو نگاه میکنم و میتوانم ببینم که درد و رنج مرا به کجا میبرد. درواقع من دیگر در طول مسیر گام برنمیدارم. راه من است که در زیر پایم به جلو میرود، مرا با خود حمل میکند، همچون تسمهای بزرگ در طول زمان، و مرا به اینجا آورده است.