او زنی جذاب و در اوایل سی سالگی بود، در سنی خوب یا به عبارتی بسیار جوانتر از مککیلب. به نوعی به نظرش آشنا میآمد، اما نتوانست او را به جا بیاورد. حسی بهاش دست داد انگار او را جایی دیده است. جرقهٔ آشنایی به همان سرعت هم رنگ باخت و او متوجه شد اشتباه کرده است و آن زن را نمیشناسد. او چهرهها را فراموش نمیکرد و چهرهٔ آن زن به حد کافی دلنشین بود که از خاطر نرود.