جملات زیبا از متن کتاب مرگ شهریار سنگور | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرگ شهریار سنگورsubscriptionAvailable

کتاب مرگ شهریار سنگور

۳.۵(از ۶ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۲۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

آن‌وقت سرش را بلند کرد و به چشم‌انداز دوروبرش خیره ماند. کوه‌ها پشت سرش قرار داشتند و در برابرش گسترهٔ بی‌نهایت قلمرو. او آخرین فرد دنیایی بر باد رفته بود. مردی پخته که هنوز زندگی‌اش آغاز نشده بود.
Rahele Kia
۲
شهوت قدرت‌طلبی، مال‌اندوزی یا لذت‌های جسمانی قرار می‌گیرند
mohamad ali soltani
۱
می‌خواهم به تو بگویم که من کاتابولونگا هستم و روزی تو را خواهم کشت. چون پس از سوزاندن کلبه‌ام، کشتن زنانم و لگدمال کردن سرزمینم، جانت به من تعلق دارد.
Rahele Kia
۱
در قالب داستانی تخیلی پرده از روی «داستان دوستان موافق و یاران هم‌رنگ» کنار می‌زند تا قیافهٔ حقیقی انسان‌ها را آن‌گاه که در معرض شهوت قدرت‌طلبی، مال‌اندوزی یا لذت‌های جسمانی قرار می‌گیرند، نشان دهد و بر ادعاهای تاریخ دربارهٔ شهریارانی که به غلط «دادگستر»، «ملت‌نواز» و «کشورگشایان بلندآوازه» خوانده شده‌اند، خط بطلان بکشد.
eloohii
۱
قاطرش میان ویرانه‌ها راه می‌رفت و سوبا حس می‌کرد چندین قرن عمر کرده. دنیایی ناپدیدشده را دوباره به چشم می‌دید. در کوچه‌هایی راه می‌رفت که گذشته بلعیده بودشان. مانند انسان زندهٔ گیج‌ومنگی بود که می‌بیند یک نسل کامل از آدم‌ها جلو چشمش می‌میرند و فقط خودش سرگشته و حیران میان دنیایی بی‌نام زنده مانده است.‌
Rahele Kia
۰