جملات زیبای کتاب فرشته آبی | طاقچه
تصویر جلد کتاب فرشته آبی

بریده‌هایی از کتاب فرشته آبی

۲٫۰
(۲)
کیزلاک مدعی شد: آقای مدیر دروغ می‌گوید. ـ آقای مدیر اما سوگند یاد کرده‌اند! کیزلاک گفت: ای وای. پس دیگر حسابی دروغ می‌گوید.
او و دوستانش
اخلاقیات به سود کسی است که در بی‌بهرگی از آن، بر کسانی که از آن چشم‌پوشی نمی‌توانند، به سادگی تسلط می‌یابد.
او و دوستانش
کسی که موفق می‌شود به روشن‌ترین قله‌ها دست پیدا کند، چنین کسی به‌خوبی با قعرهای بی‌بُن هم آشناست.
او و دوستانش
همهٔ عمر را در مدارس گذارنده بود. از این رو هرگز امکان نیافته بود از دور و ازدید مردی دنیا دیده در نوجوانان و مسایل آن‌ها نگاه کند. بلکه چنان از نزدیک در آن‌ها باریک می‌شد، که گفتی خودش هم یکی از همین‌هاست و با این حال یکباره با اختیار و قدرت تجهیزش کرده‌اند و بر کرسی استادی‌اش نشانده‌اند.
او و دوستانش
شانه بالا انداخت و گفت: ـ انگار این هم به ما نیامده. حالا حضرت عالی اصلاً کی هستید؟ گند گویی معنا و قانون جهان را به زبان می‌آورد، گفت: ـ من؟ من معلم هستم. زن آشتی‌جویانه گفت: ـ خوب باشد. آخر به حال شما هم مثل من چه فرقی دارد این جوان‌ها چه غلطی می‌کنند.
او و دوستانش

حجم

۲۲۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

حجم

۲۲۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

قیمت:
۱۶۵,۰۰۰
تومان