
کتاب انتظار (دفتر اول)
درسهایی از انقلاب؛ مرحلهی آمادهسازی برای دگرگونی بنیادین
پدیدآورندگان:
علی صفایی حائریانتشارات:
انتشارات لیله القدر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
محمدرضا میرباقری
۳۴
تضعیف جنایت است و توجیه حماقت است و تکمیل رسالت ماست.
محمدرضا میرباقری
۲۳
هنگامی که احساس میکنی، بیشتر از این که داری میتوانی به دست بیاوری دیگر آرام نمیگیری، حرکت میکنی.
محمدرضا میرباقری
۱۹
در نظام خلقت، بیحساب حرکت کردن نابودی است؛ چون در راه پر پیچ و خم و قانونمند جهان، ناهماهنگی مرگ است و عذاب است.
محمدرضا میرباقری
۱۱
مادام که تلقی انسان از خودش و بینش او نسبت به خودش دگرگون نشود، بینش او نسبت به جهان و در نتیجه نسبت به تاریخ «که رابطه انسان با جهان است نه فقط با ابزار تولید» و نسبت به طبقات اجتماعی و حکومتها و سیاستها، دگرگون نخواهد شد.
محمدرضا میرباقری
۱۱
عمل، میوه درخت معرفت و محبت است.
محمدرضا میرباقری
۹
استثمار از لحظهای شروع میشود که ما میخواهیم سهم بیشتری به خاطر استعداد بیشترمان بگیریم. ولی اگر استعداد بیشتر، مسؤولیت زیادتری بیاورد نه افتخار، بهرهکشی از میان خواهد رفت و آنچه میماند همان مسخر شدن انسانها برای یکدیگر خواهد بود.
محمدرضا میرباقری
۹
بعثت انبیاء در میان اُمّیها بود... و این نشان میدهد که روش انبیاء، این بینشهای علمی مد روز، نبوده است که فقط در دانشگاه رواج مییابد.
محمدرضا میرباقری
۷
ما میخواهیم که همراه این تلقی هدف تو از سطح لذت و رفاه و تنوع و خوشی بالاتر بیاید و تو بار سنگین را بر روی شانههایت احساس کنی و بفهمی که تو با تمام هستی و با تمام نسلها مربوط هستی، پس مسؤول هستی...
mani.shokravi
۴
رفتن باطل، یک ضرورت است. و آوردن حق، یک رسالت.
mohdiu
۳
انتظار پر کردن خانههای ضعف خویش و تقیه سنگر گرفتن در خانههای ضعف دشمن است.
mohdiu
۳
«کفی بِالْمَرْءِ جَهْلاً أَنْ لا یعْرِفَ قَدْرَهُ». شناخت مکتبها و فلسفهها و فکرها، تو را از جهل نمیرهاند و به حکمت پیوند نمیزند. تو با این همه معرفت، اگر اندازه خودت را و قدر خودت را نشناسی، جاهلی. دلیل جهل تو همین بس، که تو معیاری نداری و خودت را نمیشناسی. و این است که حدود و حقوق را نمیشناسی و این است که استثمار را نمیشناسی. و این است که دوست و دشمن را نمیشناسی. به کم قانع میشوی. و برای آن کسی که به تو علف داده تا از شیرت بدوشد، دم تکان میدهی.
mohdiu
۲
باطل رفتنی است. «اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً». و این مسئلهای نیست، که ما به آن افتخار کنیم. کار ما آوردن حق است.
mohdiu
۲
محاسبه کنیم مهمترین کارها و ضروریترین آنها کدام است و بر این اساس انتخاب نماییم.
مهم نیست که علاقه داشته باشیم و یا نداشته باشیم که محرک ما دیگر غریزه و علاقههای ما نیست که ما میخواهیم مهمترین کار در هر لحظه را انجام دهیم و چه بسا بهترین و مهمترین کار در یک لحظه پاک کردن بینی یتیمی باشد و یا شمشیر به دست گرفتن و یا ضَرَبَ یضْرِبُ خواندن و یا نخود و لوبیا را به پاکتها ریختن.
پس این که بعد چه کنیم وابسته به این است که در هر لحظه چند کار میتوانیم انجام دهیم، بهترین آن را و ضروریترین آن را انتخاب نماییم.
mohdiu
۲
خلاصه
همراه بینات به انتظار میرسیم.
انتظار، نه احتراز است و نه اعتراض که آماده باش است و این آمادگی به شهادت و تقدیر و تنظیم میرسد و جایگزین تظاهر و تفنّن میشود.
تنظیم فکر، روحیه، طرح و عمل خاصیت انتظار است که انتظار مهمترین عملها است. انتظار عمل است نه حالت.
mohdiu
۲
ما جهلمان را پای حساب استغنایمان گذاشتهایم و حرفهای گنده گنده میزنیم. وگرنه ما از دنیا نگذشتهایم تا چه رسد به حور و قصور، تا چه رسد به أمن حضور، تا چه رسد به امر و رضوان، این کلاهها برای ما گشاد است، بهتر است که اندازهها را بشناسیم و به اندازه، پای دراز کنیم. که اگر خدا ما را به آثار ادعاهایمان مبتلا کند، کافر میشویم و میشوریم.
کاربر ۷۶۹۵۶۳۴
۲
آنها که فقط به بزرگی حوادث و موانع و دردهایشان اشاره میکنند و حتّی گاهی رنج میبرند که کسی درد ما را درک نکرده، اینها خوب است که نیم نگاهی هم به خودشان میانداختند و میفهمیدند که اگر کسی رنج اینها را درک نکرده، خودشان هم خودشان را درک نکردهاند و فقط درد را احساس کردهاند.
کاربر ۷۶۹۵۶۳۴
۲
آدمی که اندازه خودش را شناخته دیگر به خاطر کمترها طوفان نمیگیرد و از جا نمیکند. ظرفیت و وسعت روحی ما در رابطه با آنچه که بر ما اثر میگذارد مشخص میشود. که علی ۷ میگوید: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ»؛ اندازه آدم به اندازه همان چیزی است که برای او اهمیت دارد. ما تا دیروز برای چیزهایی اشک میریختیم که امروز به آنها نگاه نمیکنیم، این یک واقعیت است، میتوانی تحلیلش کنی.
mani.shokravi
۱
آدمی که اندازه خودش را شناخته دیگر به خاطر کمترها طوفان نمیگیرد
mohdiu
۱
انقلاب اسلامی بر اساس این بینش از حرکت مستمر انسان استوار است و با هر آنچه انسان را به بند بکشد و سنگ راه او بشود، درگیر است، هر چند که او را به امنیت و رفاه رسانده باشد و بهداشت و تغذیه او را تأمین کرده باشد؛ که این انسان عظیمتر از امروز و گستردهتر از زمان در زندان لحظههای خوش و آرامش محبوس نمیشود، که آرامش او در حرکت و جنبش شکل میگیرد.
mohdiu
۱
مدیر باید افراد را با عملشان به ارزش بیشتری و رفعت زیادتری برساند. و باید افراد را به گونهای تجهیز کند که آنها هم بفهمند و با فهم، کار تقسیم شده را عهدهدار شوند. و با دیگران هماهنگ شوند. و هنگام نارسایی مدیریت بتوانند خود، کار را بچرخانند.
mohdiu
۱
با بینات تمامی راه را ببیند و رابطهها را بشناسد، با کتاب به ضابطهها برسد و دستورها را بشناسد. و هنگام تزاحم دو دستور با میزانها و معیارها از بنبست بیرون بیاید.
اینها، خطهای کلی مدیریت و رهبری اسلامی است
mohdiu
۱
رابطه ولایتی، خصلتهایی دارد که آن را از روابط سازمانی جدا میکند. در رابطه ولایتی مطلوب بالا رفتن سطح کار و پیشرفت مقاصد نیست. که مطلوب بالا رفتن آدمها با کارهای خودشان است. در رابطه ولایتی، تنها یک نفر یا یک هیئت مسؤول نیست، که همه مسؤول هستند؛ چون همه در جریان کار هستند. یک نفر یا یک گروه نمیداند که همه میدانند و همه مسؤول کارهای مانده هستند. و این نتیجه بینات و کتاب و میزانی است که هر کس به آن رسیده است.
Ali
۱
در واقع عامل حرکت تاریخی نه تضاد طبقاتی است و نه درک تضاد؛ بلکه بیشتر خواستن و درک فاصله میان آنچه که هست و آنچه که باید باشد، حرکت را به وجود میآورد
mani.shokravi
۰
درک مبهم از نیازها آغازگر جنبش و تلاش توست.
mohdiu
۰
در هر حال فقهی میخواهی و فهمی که کتاب را بفهمی و آداب را بشناسی و حدود را در دست داشته باشی که خیال نکنی تکلیف همین چند عمل اصلی است، که تو در هر لحظه با هزار حادثه روبرویی و در هر رابطه، ضابطه و آدابی و حدودی هست و کتاب و حسابی هست و تو که میخواهی بر پا ایستاده باشی و به مرحله اِسْتَوی عَلی سُوقِه رسیده باشی، نمیتوانی بدون کتاب و بدون فقه اقدامی بکنی که به جای سرمه کشیدن، کوری بار میآوری.
mohdiu
۰
کسانی هستند که محتاج ثروت تو و یا محتاج محبت تو هستند. پدر و مادر هست، همسر هست، فرزندها هستند، فرزندهای برادرانت هستند که تو عهدهدارشان هستی. به کدام میرسی؟
در این موارد آن که بیظرفیتتر است، شکنندهتر است، خستهتر است، مقدم میشود. و همین است که اگر میان حق الله و حق الناس تزاحمی افتاد، حق الناس مقدم میشود که آنها ضعیفتر هستند.
mohdiu
۰
باید در هنگام تزاحم، ظرفیتها و نیازها و سود و ضررها و جبرانها را در نظر گرفت. و خشک و خشن قدم برنداشت. و اگر به این توجّه و دقت روی آوردیم آن وقت میبینیم که چقدر حکم و دستور و فریضه را زیر پا گذاشتهایم.
mohdiu
۰
با کتاب و سنت به ملاعبه مینشینند و با تحمیلها و تداعی معانیها و استحسانها، کتاب خدا را و سنت معصوم را به هوسهای خودشان گره میزنند. و خیال میکنند که نو آوردهاند.
هر کس که از خودش میگوید، هر که باشد، راهزن است. و آنکس که از وحی میگوید، باید بروحی تسلط داشته باشد و بر تمام احکام نظر داشته باشد و معیارهای استباط را به دست آورده باشد و در هنگام تزاحم و تعارض و تخصیص و تخصّص و حکومت و ورود، چاره را دانسته باشد و گذشته از تمامی اینها نه تنها کلام معصوم را که مقاصد آنها را هم شناخته باشد.
mohdiu
۰
فقیه بهترین کسی است که میتواند زمینه امامت معصوم را فراهم کند و مهرهها را بسازد و جمعآوری کند.
شاید به گرفتاریها و مشکلات اشاره کنی، ولی با توجه مختصری میتوانی بفهمی که این نظامی که امروز با تکیه بر خویش و با توجه به خدا این گونه دارد راه میپیماید، پس از به بنبست نشستن تمام نظامها و تمام زدوبندها با قدرتهای گوناگون، بر سر کار آمده است و دارد با تمام کارشکنیها، کارهایی را انجام میدهد. که آنها با تمام حمایتها از آن کارها افتاده بودند و به بنبست رسیده بودند. و چارهای جز فرار نداشتند.
mohdiu
۰
بدون فقه هر شروعی خطرناک است که انسان ناخواسته به انحراف میافتد. و همان پاکی نیتش و طینتش عامل انحراف زیادترش میشود؛ چون او هر چه در خود میکاود، میبیند که طالب حق است و میبیند، که از ابتذالها و اسارتها رهیده، ولی نمیداند که تنها نیت پاک کافی نیست، که: «لا عَمَلَ اِلّا بِالْنِّیةِ وَ لا نِیه اِلّا بِاِصابَةِ السُنَّة»؛ عمل بدون نیت ارزش ندارد. و نیت پاک، تا هماهنگ با سنت نشود، حقیقتی نخواهد داشت و ارزشی به دست نخواهد آورد.