
کتاب وحشی؛ کمدی در چهار پرده
پدیدآورندگان:
آنتوان چخوفانتشارات:
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
YasmineGh
۱۲
بدبختی از آنجا سرچشمه گرفته که زیادی به فکر خوشبختیمان بودهایم.
YasmineGh
۸
همهچیز در وجود انسان باید زیبا باشد: چهرهاش، لباسهایش، روحش و افکارش. خیلی وقتها به کسانی برمیخورم که چهرهٔ دلپذیری دارند و لباسشان هم تحسینآمیز است. اما روح و افکارشان... خدای بزرگ! بیشتر وقتها درون قالبی دلپذیر، روحی سیاه پنهان است که سپیدی برف هم نمیتواند آن را بزداید
pejman
۷
اگر زیاد چیز بدانی، زود پیر میشوی.
علی دائمی
۶
قهرمان نیستم؟ باشد، خواهم شد!
YasmineGh
۴
نه، هرگز کسی را دوست نخواهم داشت... عشق فقط انگیزش خودخواهانهٔ منِ درونی است نسبت به فردی از جنس مخالف...
پویا پانا
۴
هیچ چیزی در دنیا وجود ندارد که امید در آن یافت نشود. عشق نومیدانه، عشق شوربختانه، آهها و افسوسها، همگی دریوریاند. کافی است آدم بخواهد.
پویا پانا
۴
هر کسی حق دارد چرندیاتی بگوید، اما دوست ندارم آن را خودستایانه ادا کند.
پویا پانا
۴
آدم تا موقعی که زنده است، به فراگرفتن و آموختن ادامه میدهد ــ بدبختی هم بزرگترین آموزگارش است.
علی دائمی
۴
هوشمندی، دانش و عاطفه در ما فقط به این کار میآید که زندگی دیگران را خراب کنیم.
پویا پانا
۳
فکر اینکه زندگیام بدون هیچ امیدی هدر رفته، مانند شبحی بدطینت روز و شب آزارم میدهد. گذشتهای برایم نمانده، آن را با کارهای بیهوده هدر دادهام و زمان حال هم جز ابتذال و پوچی چیز دیگری نیست. این است زندگی و عشقم.
YasmineGh
۲
در هر یک از ما موجودی وحشی نهفته است، همگی در جنگلی تاریک سرگردانید، کورمال کورمال زندگی میکنید. هوشمندی، دانش و عاطفه در ما فقط به این کار میآید که زندگی دیگران را خراب کنیم.
پویا پانا
۲
بیشتر وقتها درون قالبی دلپذیر، روحی سیاه پنهان است که سپیدی برف هم نمیتواند آن را بزداید...
علی دائمی
۲
یلنا آندرییونا: نامه وسیلهٔ چندان مطمئنی نیست. آنها را دریافت میکند، ولی شاید نخواندشان.
فیودور: شما اینطور فکر میکنید؟ هوم... سیوپنج سال است که در کرهٔ خاکی زندگی میکنم، اما هرگز با چنین پدیدهای روبهرو نشدهام؛ منظورم زنی است که جرأت کند نامهای را که دریافت کرده باز نکند.
علی دائمی
۲
من آدمی هستم اهل دانش، یک موش کتابخانه، از زندگی عملی هیچگاه چیزی سردرنیاوردهام.
علی دائمی
۲
یولیا: امشب بهطور حتم شام نخوردهاید، نه؟
خروشچف: چرا این را میپرسید؟
یولیا: آخر خیلی بدجنس شدهاید.
pejman
۲
بدبختی از آنجا سرچشمه گرفته که زیادی به فکر خوشبختیمان بودهایم.
Elahe Ebrahimi
۱
خروشچف: درست است... آنها دیوانه نیستند، آنهایی که قلبی از سنگ دارند، بیرحمی و بیعاطفگیشان را در پس پردهٔ فضل و دانش پنهان میکنند، با همهٔ بیتفاوتی و کممحبتیشان خود را عقل کل میدانند،
پویا پانا
۱
عشق فقط انگیزش خودخواهانهٔ منِ درونی است نسبت به فردی از جنس مخالف...
علی دائمی
۱
«با روحی آشفته، پیشانی چینخورده، مینویسیم، مینویسیم ـ اما نه خودمان و نه نوشتههامان مورد تحسین قرار نمیگیریم.»
علی دائمی
۱
روراست و بیپرده بگویم، خوشبختی برای شما در هیچ جا وجود ندارد... سرنوشتِ قناری کوچولو این است که در قفسش بماند و شاهد خوشبختی دیگران باشد... خب، پس چارهای ندارد جز اینکه تمام عمرش در قفس سرکند.
pejman
۱
بهزودی روی زمین نه وفاداری وجود خواهد داشت، نه خلوص و نه روحیهٔ فداکاری.
pejman
۱
به چه طرز دیگری میتوانم به شما نگاه کنم؟ شما خوشبختیام، زندگیام و جوانیام هستید.
pejman
۱
گذشتهای برایم نمانده، آن را با کارهای بیهوده هدر دادهام و زمان حال هم جز ابتذال و پوچی چیز دیگری نیست.
pejman
۱
وقتی بدبختیای به ما روی آورد، برای تسلای خاطرمان، میکوشیم زندگی را بیهوده تلف کنیم
pejman
۱
همگی ما بهگونهای حقیریم.
raha
۰
انسان هوشمند و دارای قدرت خلاقه، آفریده شده تا به وسعت و آبادی محیط زیستش بیفزاید، اما تاکنون نهتنها چیزی خلق نکرده، بلکه آنچه را هم بوده نابود کرده است. از وسعت جنگلها روزبهروز کاسته میشود، چشمههای آب میخشکند، حیوانات از بین میروند، آب و هوا رو به خرابی میرود و هر روز زمین فقیرتر و زشتتر میشود.
raha
۰
آقایان، هرگز به زنهای شوهردار دل نبندید. ترجیح دارد آدم مثل این حقیر، گلولهای به شانه یا به پایش بخورد ولی عاشق زن شوهردار نشود... چنان بدبختی بزرگی است که...
سونیا: یعنی هیچ امیدی در آن نیست؟
فیودور: از آن حرفهاست! بدون هیچ امیدی! هیچ چیزی در دنیا وجود ندارد که امید در آن یافت نشود. عشق نومیدانه، عشق شوربختانه، آهها و افسوسها، همگی دریوریاند. کافی است آدم بخواهد. وقتی میخواهم تفنگم خطا نکند، از من اطاعت میکند. وقتی اراده میکنم زنی عاشقم شود، سرپیچی نمیکند. اوضاع از این قرار است، سونیا جان.
raha
۰
امروز چهلوهفت سالهام. تا سال پیش، مثل همهٔ شما دست به هر کاری زدم تا آگاهانه با این تئوریهای ذهنی و افکار قرون وسطایی خودم را گیج کنم و به خیال خودم به زندگی واقعی پی ببرم، فکر هم میکردم کار درستی میکنم... و حالا اگر بدانید چقدر از اینکه وقتم را بیهوده تلف کردهام، وقتی که طی آن میتوانستم به همهٔ چیزهایی که حالا در سن پیری از درکش عاجزم پی ببرم، تأسف میخورم و کارم را چقدر احمقانه مییابم.
YasmineGh
۰
البته درست است که خیانت کردن به شوهری اگرچه پیر که آدم هیچ احساسی نسبت به او ندارد، غیراخلاقی است، اما هدر دادن جوانی و هرگونه احساس واقعی هم، کاری است مطلقاً بیجا و غیراخلاقی.
YasmineGh
۰
چه اهمیتی دارد من کی و چهگونه آدمی هستم، باید بدون هرگونه پیشداوری به چشمانم نگاه کنید و وجود انسانی را در آنها بجویید ــ وگرنه هیچوقت نمیتوانید با دیگران روابط دوستانهای داشته باشید.