ما همه رشتههایی داریم و وقتی که بتوانند آنها را بکشند، شروع به رقصیدن میکنیم.
مدوسا
ورونیک: «به سرمایهداری دست نزنید وگرنه اسیر توحش میشوید. دنیای بورژوا عیبهای خودش را دارد، ولی بهترین دنیای ممکن است. فقر در برابر فقر، سعی کنید که با فقر خودتان بهخوبی بسازید؛ قبول کنید که هرگز پایان آن را نخواهید دید و خدایتان را شکر کنید که در ا.ج.ش.س. به دنیا نیامدهاید.»
ژرژ: نگو که آنها باور میکنند: اینقدر احمق نیستند.
MN
ژرژ: با من چه میکنید؟
ورونیک: با شما؟ چهکار میتوانم بکنم؟ آیا گیتارید که بزنم؟ یا ماندولین که بنوازم؟ یا میخی که به سرش بکوبم؟
مدوسا
بیچاره فرانسه، اگر ولگردهایش بخواهند لذتهای امپراتورهای روم را به خودشان هدیه کنند، چه به سرش خواهد آمد!
نبات
مرد ولگرد: به من دست نزنید! در دورهٔ جمهوری هستیم و من حق دارم وقتی زنم کتکم میزند داد بزنم
نبات
جنایت من این نیست که دروغ میگویم، بلکه این است که بهتنهایی دروغ میگویم.
نبات
نرون، بردهها را از زنهایشان جدا میکرد تا آنها را پیش ماهیها بیندازد؛ و تو، آدم بیرحمتر از او، مرا از ماهیها جدا میکنی تا پیش آدمها بیندازی.
مدوسا
نرون، بردهها را از زنهایشان جدا میکرد تا آنها را پیش ماهیها بیندازد؛ و تو، آدم بیرحمتر از او، مرا از ماهیها جدا میکنی تا پیش آدمها بیندازی.
مدوسا