مذهب در جایی ضرورت پیدا میکند که راه انسان طولانی باشد، نه فقط تا توالت و آشپزخانه؛ که برای اینها به این همه استعداد نیازی نیست. با غریزه زنبور و بزغاله هم میشود این مسیر را طی کرد. با غرایز فردی و یا اوج آن، غرایز اجتماعی هم میشود این راه را پیمود که در این صورت دیگر انسان نه به فکر احتیاج دارد و نه به مذهب. ولی اگر راه طولانی شد، نه تنها فکر به جایی نمیرسد که نوبت مذهب و کمک ربّ است.