
بریدههایی از کتاب بهار رویش
۴٫۰
(۳۳)
«وَ لاَنُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَی لَهْوٍ»، با چشممان نه تنها به حرام، که حتی به بیفایدهها هم نگاه نکنیم. این نگاه و این سرمایههای ما در جایی باید به جریان بیفتند که سود بدهند و زیاد بشوند، نه اینکه راکد بمانند.
mohaddese
خیلی خدا خداست. همیشه او خدایی کرده و جداً بهتر از او، ما هیچ خدایی پیدا نمیکنیم؛
mohaddese
کاسههای ما واژگون است
نون صات
در روایت آمده است که اگر به مقدار کمی کینه مؤمنی در دل تو باشد، به اندازه سالهای نوری، بوی بهشت را نخواهی شنید و نخواهی یافت.
یارئوف
آنچه جز او در ما موج ایجاد کند ذنب ماست
رضا نون
مذهب در جایی ضرورت پیدا میکند که راه انسان طولانی باشد، نه فقط تا توالت و آشپزخانه؛ که برای اینها به این همه استعداد نیازی نیست. با غریزه زنبور و بزغاله هم میشود این مسیر را طی کرد. با غرایز فردی و یا اوج آن، غرایز اجتماعی هم میشود این راه را پیمود که در این صورت دیگر انسان نه به فکر احتیاج دارد و نه به مذهب. ولی اگر راه طولانی شد، نه تنها فکر به جایی نمیرسد که نوبت مذهب و کمک ربّ است.
mohaddese
طلب دیگر انسان این است که مفت زنده نباشد و مفت نمیرد. انسان بعد از اینکه محاسبه کرد و فهمید که یک عمر باخت داده، خواستهاش این است که از این به بعد فقط برای او باشد و حتی از مرگش هم بهره بگیرد.
ما که آخر در این عالم میمیریم؛ حالا یا در قبرستانها یا در بیمارستانها یا زیر ماشینها و یا زیر آوارها و زیر سُم اسبها، پس بگذار برای او بمیریم و زندگی و مرگ ما برای او باشد.
mohaddese
کاری کن همان گونه که روزها و لباس روز از تن ما جدا و کنده میشود، گناهان ما هم از ما جدا بشود. و این پوستهایی که سخت کلفت و غلیظ و خشن شده است را از ما بکن؛
mohaddese
در این ماه رمضان باید دلهایمان را مطالعهای بکنیم
نون صات
کسانی که میدانند ذنوب چقدر دقیق است ـ که حتی عبادات ما جزء ذنوب ماست ـ آنها هستند که باید حتی از عبادتهایشان هم استغفار کنند.
راستی که چارهای نیست جز اینکه بگوییم: تو از اطاعتهای ما بگذر، خودت میدانی با عصیانهای ما...
farkhonde
واقعش این است که ما هیچ چیز نداریم جز اینکه بگوییم: خدایا! تو به خودت نگاه کردی و به ما دادی، حالا هم به خودت نگاه کن و ادامه بده.
فانوس
در رمضان اگر کسی دعایی میکند، طلب عافیت بکند. عافیت یعنی بهره برداری از نعمتها؛ یعنی به گونهای از نعمتها بهرهبرداری کنی که رنج و شقاوت و حرمان تو را به دنبال نداشته باشد.
mohaddese
ببینیم چه چیزهایی در دل ما بزرگ شده و چه چیزهایی باید بزرگ میشدند؟
نون صات
بیایید تا همگی فخر خدا باشیم و خدا در برابر ملائکهاش به ما افتخار کند
لیلا زمانی
خدایا! نکند که ما فقط پلی باشیم برای دیگران و نوری باشیم که دیگران را روشن کردهایم و شمعی که به وسیله ما دیگران رسیدهاند و ما فقط سوختهایم و تمام شدهایم؛ بل به گونهای باشد که با سوختنمان ساخته باشیم؛ هم خودمان را و هم جمعی را.
و تمام وجود ما به این ختم نشده باشد که خودی نشان بدهیم. به چه کسی میخواهیم خودمان را نشان بدهیم؟ درست است که ریا در خون ما خانه دارد، ولی ما باید خودمان را به کسی نشان بدهیم که عظمت داشته باشد.
خدایا! ما را از ریای کسانی که برای غیر تو کار میکنند خالی کن، تا نخواهیم از کار ما گفت و گو کنند و به گوش دیگران برسانند و جلوی چشم دیگران بگیرند.
ربحون :)
«خدایا! تو کینهها را ببر، مگر آن کینه و غِلّی که به خاطر تو باشد».
reza.nedari
سال به سال که میشود، یک خانه تکانی ای میکنیم، پردهها را برمیداریم و میشوییم، چرکهایش را پاک میکنیم. فرش، گلیم، زیر و زبر، همه را شست و شو میدهیم. واقع قضیه این است که ما خودمان را جزء موجودیها نمیدانیم. یک پارچه و گلیم پارهای را مواظبیم، به یک فرش دقت داریم ولی خود ما پر از کدورت و رنجایم و پر از ضعفایم.
این ضعفها چه بسا هزار بحران در ما ایجاد کنند، هزار درگیری بیاورند و با خدا درگیر شویم؛ اما بیخیالیم. دلهایمان پر از کینه و سوء ظن نسبت به یکدیگر شده است.
mohaddese
کاری کن که جز تو مرادی نداشته باشیم و مرید جز تو هم نباشیم؛ که هر چه جز تو را خواسته باشیم، کم خواستهایم و ضرر کردهایم و چیزی به دست نیاوردهایم.
vahid_ml
ماه رمضان؛ شهر انابه، شهر توبه، شهر مغفرت و رحمت، شهر آزادی از آتش و شهر دستیابی به بهشت است.
mohaddese
سپاس حق را گفتن تنها به این نیست که بگوییم «أَلْحَمْدُ لِلّهِ»، بل به این است آنچه که او داده در مسیر خود او به جریان بیندازیم و برای او از آن بهرهبرداری کنیم
نون صات
«حَتَّی لاَنُصْغِی بِأَسْمَاعِنَا إِلَی لَغْوٍ»، تا با گوشمان نه تنها گناه، که درنگ هم نکنیم
نون صات
تو همان گونه هستی که ما میخواهیم، ما را هم همان گونه قرار بده که خودت دوست داری: «اَنْتَ کما اُحِبّْ فَجَعَلْنا کما تُحِّبَ وَ تَرْضی
نون صات
از همه ما عمری رفته است. من گاهی به خودم نگاه میکنم، میبینم فاصله زیاد گرفتهایم...
شاید ده یا بیست سال پیش بود که از همین زُشک شما ـ در مشهد ـ رد میشدم. بهاری بود و درختهای گیلاس دو طرفِ رودخانه، همه سفید شده و شکوفههای عجیبی داده بودند. من در یک لحظه با خودم فکر کردم که یک بهار بر این چوبها گذشته و این همه شکوفه گرفته و سفید شدهاند؛ اما بهارهایی بر ما گذشته است که برای یک بار، یک شکوفه هم ندادهایم! یک میوه هم نداشتهایم و دل صاحبمان را خوشحال نکردهایم.
رضا نون
خدایا! در این بهار رویش و عنایت، تو ما را بهرهمند کن و از بدیهای ما بگذر
نون صات
کسی که دوست دارد با بزرگان همدم باشد، کارهای کوچک نمیکند
نون صات
درست است که ریا در خون ما خانه دارد، ولی ما باید خودمان را به کسی نشان بدهیم که عظمت داشته باشد.
Razieh
«حَتّی تَکونَ اَعْمَالِی وَ اَوْرَادِی کلُّها وِرْدآ وَاحِدآ وَ حَالِی فِی خِدْمَتِک سَرْمَدآ؛ از تو میخواهم که تمام کارهای من یک کار بشود، حتی تخلّی من با نماز خواندنم در یک سطح قرار بگیرد. مهمان آوردن و مهمان بردنم، ازدواج و طلاقم، زندگی و مرگم، همه عبادت و نُسک تو باشد؛
Razieh
کفر هم علائمی دارد، لزومی ندارد که ما در همه امور کافر باشیم. انسان همین که یکی از بینات و نشانههای خدا را ببیند و بفهمد و زیر بار نرود کافر است
mohaddese
او برای رشد ما زمینهها، فرصتها، حادثهها، برخوردها، زمانها و مکانهایی را تأمین کرده است که به وسیله آنها حرکتی بکنیم، گامی برداریم و پیشرفتی داشته باشیم. ولی اگر ما این همه محبت را جواب ندهیم و این همه مایه را در راه به جریان نیندازیم، همه آنها را از ما میگیرند. حکیم با دادههایش میخواهد ما را رشد بدهد، وقتی که ببیند دادهها باعث شکستن کمر من شده و این همه بار، من را خرد کرده است بار مرا سبک و انسان را محروم و رها میکند.
#دور_از_ذهن
«وَ لاَتَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلاَّ بِمَا مَثَّلْتَ»؛ و زبان ما جز آنچه را که تو طرح ریزی کردهای نگوید و بدانیم که در چه جایگاهی باید حرف بزنیم.
وحیٰ
حجم
۱۲۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۱۸۲ صفحه
حجم
۱۲۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۱۸۲ صفحه
قیمت:
۵۵,۰۰۰
۱۶,۵۰۰۷۰%
تومان