استاد باید پیش از شروع بر این نکته پافشاری کند، که اگر این حرکت تو اطاعت نیست، جز خستگی بهرهای نخواهی داشت. و هنگامی کار تو اطاعت خواهد بود، که از دستور برخوردار باشی و دستور خدا به مهمترین کار ممکن تعلق خواهد گرفت. پس اگر تو این درس را میخوانی، معنای این کار این است که تو در این لحظه و در این مرحله، هیچ کار مهمتری نداری. و تو هنگامی میتوانی این گونه محکم باشی که تمام جایگاهها را در نظر بگیری. تو میتوانی زیر زمین باشی و یا در روی آن، میتوانی در سنگر باشی، میتوانی در بیمارستان باشی، در اداره باشی، در کارخانه باشی و... هزارها جایگاه میتوانی داشته باشی، پس اگر در میان این همه اینجا را گرفتهای دیگر فکرت نباید به جایی دیگر مشغول باشد؛ چون فکر تو همیشه به دنبال مهمترین کاری خواهد بود که آن را یافته. اگر تمرکز نداری، از همین کشف کن که تو کاری مهمتر برای خود سراغ داری، پس یا به آن بپرداز و یا اهمیت کاری را که به آن مشغول هستی، برای خودت تحلیل کن تا فکرت با تو همراه شود که در این لحظه و با این بینش تو میتوانی سریع و صحیح حرکت کنی.