
امیرحسین
۵۰
چند هزار کارگر «قابل اعتماد» را از کارخانههای اطراف بخارست جمعآوری کردند و با نهایت آرامش سوار دهها اتوبوس کردند و آنها را به شهر آوردند. آنها شب را زیر نظارت حزب کمونیست رومانی در مهمانخانهها و خوابگاههای پادگانها در بخارست گذراندند. صبح ۲۱ دسامبر ۱۹۸۹ جمعیت در برابر ساختمان کمیته مرکزی شهر بخارست تجمع کردند تا به سخنان «هماهنگکننده» ـلقبی که دیکتاتور رومانی به خودش داده بودــ گوش کنند. دو بوقچی حزب که وظیفه شعار دادن و شور و حال بخشیدن به تجمع را داشتند شروع کردند به طرح شعارهای آشنای قدیمی علیه «خرابکاران ضدانقلابی» ای که مسئول مسائل رومانی بودند. آنها همچنین از حاضران در میدان خواستند یکصدا فریاد برآورند بر پیمان وفاداری ابدیشان به «هماهنگکننده» استوارند و در این وفاداری هیچ خلل و گسستی رخ نخواهد داد.
عرفان شاه کرم
۵۰
مردم به رغم تیراندازی مأموران حکومتی، در برابر ساختمانهای حزبی، در «میدان دانشگاه» که مابین ساختمان دانشگاه قدیم و «هتل اینتر کونتیننتال» واقع شده بود و در برابر ساختمان تلویزیون رومانی در حومه شهر، تجمع کردند.
شقايق بانو
۴۴
نظامهای دیکتاتوری از قبیل نظام چائوشسکو فقط در محیطی قادر به ادامه حیات است که مشخصه آن سطح نازل فرهنگیاش است. فرهنگ، بزرگترین دشمن دیکتاتور و قدرتهای اوست. اینها دو نیرویی هستند که در تعارض دائمی با یکدیگر قرار دارند و در نبردی جانانه و ریشهای رویاروی هم قرار گرفتهاند.
میرزاقلمدون
۳۹
وقتی ملتی سرکوب میشود به ناگزیر حس نوستالژیکش درباره گذشته تقویت میشود
مروارید ابراهیمیان
۲۹
حیلهگری رهبران کمونیست این بود که موقعیتی را ایجاد کرده بودند که در آن کسب هر چیزی، هر چقدر هم ناچیز و حقیر، به عنوان نشانهای از خیرخواهی و سخاوتمندی دیکتاتور تلقی میشد. اگر چیزی به مردم داده میشد، خوشحال میشدند، در حالی که در هر کشور دیگری آن چیز حق مردم به شمار میرود. در نتیجه، احساسی که مردم رومانی به دیکتاتورشان داشتند به حس قدرشناسی و بعضی وقتها مداحی و تملق تمامعیار تبدیل شد.
erfan khanaki
۲۶
مردم چرا اینقدر خشمگین و عصبانی بودند؟ زیرا در رومانی چائوشسکو بیشترین فضاحت این بود که شما برای رسیدن به هر چیزی ـچیزهایی که در هر جای دیگر کره خاکی رسیدن به آنها حق عادی و بدیهی هر کسی استــ مجبور بودید روح خودتان را بفروشید. در رومانی چائوشسکو، افراد برای ارتقای مقام، دریافت مسکن بهتر، دریافت حقوق بیشتر، خریدن کالاها از فروشگاههای ویژه، برخورداری از حداقل رفاه اجتماعی و غیره مجبور به پایمال کردن روح و وجدان خویش بودند.
نسا
۲۵
ملتی که دههها به یک حکومت دیکتاتوری خو کرده، خواسته و ناخواسته اسیر ذهنیتهای مسمومی است که فقط با گذر زمان میتوان به برطرف شدن آنها امید داشت.
برسین
۱۳
هر نظام دیکتاتوریای نهفقط خودش را با انواع محصولات هنری مبتذل و باسمهای محاصره میکند، بلکه خود این نظام هم در واقع یک باسمه مبتذل سیاسی است که متأسفانه غالبآ آلوده به خون ملتهاست.
محمدرضا
۱۰
رومانی برای اینکه تصویر خوب خودش را در کشورهای غیرمتعهد جهان حفظ کند، مجبور بود پول زیادی را صرف بسیاری از پروژههای صنعتی و اقتصادی کشورها بکند. چائوشسکو دوست داشت رومانی پس از شوروی، مقام اول را بین کشورهای کمونیست از حیث ارائه کمک به کشورهای در حال توسعه داشته باشد. این تجمل و تفاخری بود که رومانی به سختی میتوانست از عهده آن برآید، اما از نظر چائوشسکو این نوع مخارج ضرورت تام داشت زیرا به صورت روزافزونی، آنچه برایش اهمیت داشت حفظ ظاهر بود و نه واقعگرایی؛ او برای حفظ اعتبار و پرستیژ شخصیاش حاضر بود هر خرجی بکند.
erfan khanaki
۹
این فقط چائوشسکو، ایادیاش، و نیروهای پلیس و امنیهچیهایش نبودند که بنای نظام دیکتاتوری را ساختند. تقریبآ هر شهروندی در ساختن این بنا نقش داشت و به ابتکار خودش خشتی بر خشت آن نهاد. و این سرانجام به بیاعتمادی و عنادورزی بین مردم منجر شد. هیچکس مطمئن نبود که دارد چه کسی او را لو میدهد، و کی دارد زیرآب کی را میزند.
Shadi
۹
سقوط نظام دیکتاتوری هرگز خودبخود باعث باز شدن دروازههای کشور به بهشت متمدن جامعه پسادیکتاتوری نمیشود. زمانی که همه امیدهای خوشخیالانه نقش بر آب شود، تمایل برای فرار سریع از کشور سر برمیآورد
blueming
۹
مردم در لحظه لحظه زندگی روزمرهشان مجبور بودند پا بر وجدان و شرف خود بگذارند و به هر پستی و رذالت و حقارتی تن بدهند.
erfan khanaki
۸
نظامهای دیکتاتوری از قبیل نظام چائوشسکو فقط در محیطی قادر به ادامه حیات است که مشخصه آن سطح نازل فرهنگیاش است. فرهنگ، بزرگترین دشمن دیکتاتور و قدرتهای اوست. اینها دو نیرویی هستند که در تعارض دائمی با یکدیگر قرار دارند و در نبردی جانانه و ریشهای رویاروی هم قرار گرفتهاند.
مروارید ابراهیمیان
۸
علاوه بر این، دیکتاتور برای روز مبادا صدها میلیون دلار در بانکهای سوییس گذاشته بود و حداقل سه کشور ایران، چین و آلبانی خوشحال میشدند به این زن و شوهر پناهندگی بدهند.
erfan kaharkaboodi
۷
با سقوط چائوشسکو، قیدوبندهای سابق برداشته شد. طنز روزگار اینکه، همه آنهایی که در گذشته مداح و ستایشگر چائوشسکو بودند حالا که او سقوط کرده بود میکوشیدند در تخریب شهرتش گوی سبقت را از همگنان خویش بربایند.
Mary gholami
۷
هر انقلابی فرزندانش را میبلعد
MjavadF
۶
افراد مجبور بودند به بهانههای مختلف از رفتن به سرِ کار طفره بروند تا بتوانند در صف بایستند و چیزی برای پر کردن شکم خود و خانوادهشان گیر بیاورند. این قضیه به خودی خود بد و ناگوار بود، اما چیزی که کار را بدتر و ناگوارتر میکرد گوش دادن به سخنرانیهای طولانی و ملالآور چائوشسکو درباره ضرورت رژیم غذایی متوازن برای رومانیاییها و گلایههایش از «پرخوری رومانیاییها» بود.
thisissafayouknow
۶
دیکتاتورها و همپالکیهایشان حتا اگر هم بروند، باز مهر و نشان خود را بر کشورهایشان میگذارند. آنها دنیایی درب و داغان و زشت پشت سرشان به جا میگذارند؛ دنیایی که میزید و برای یک مدت طولانی خواهد زیست.
Firooz
۵
مردم رومانی موقعی که قدم به سال ۱۹۸۰ گذاشتند، دیگر هیچ فرمانپذیریای از دستورات چائوشسکو نداشتند. سخنرانیهای چائوشسکو بازتابدهنده همین واقعیت بود. او با ارائه آمارهای مفصل و خستهکننده میکوشید ثابت کند که اوضاع کشور تحت رهبری خردمندانهاش هرگز بهتر از این نبوده است. او با فحاشی و ناسزاگویی علیه مرئوسین و کادرهای حزبیای که مسئول «کمبودها» بودند، میکوشید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند و همه کاسهکوزهها را سر آنها بشکند. چائوشسکو در ۱۹۸۲، در جریان یکی از دیدارهای سرزدهاش از بازار بخارست، وزیر کشاورزی را که جزو ملتزمان رکابش بود درجا اخراج کرد. او وزیر را متهم کرده بود که نتوانسته محصولات غذاییای را که یک کدبانوی رومانیایی به آنها نیاز دارد در دسترسشان قرار بدهد. چنین رفتارهای هارونالرشیدیای شاید از حیث پروپاگاندایی تأثیرگذار بود، اما تا آنجا که به قضیه کمبود مواد غذایی مربوط میشد معلوم بود که چائوشسکو جز ابراز ژستهای دراماتیک اینچنینی هیچ راهحلی ندارد.
Tamim Sediqyar
۵
چائوشسکو در اواخر دوران زندگیاش به یک دیو مبدل شده بود، اما دیوی که دورانش از مدتها پیش به سر رسیده بود؛ دیوی منسوخ برآمده از اعماق سیاه تاریخ.
کاربر ۲۹۸۳۲۳۸
۵
حیلهگری رهبران کمونیست این بود که موقعیتی را ایجاد کرده بودند که در آن کسب هر چیزی، هر چقدر هم ناچیز و حقیر، به عنوان نشانهای از خیرخواهی و سخاوتمندی دیکتاتور تلقی میشد. اگر چیزی به مردم داده میشد، خوشحال میشدند، در حالی که در هر کشور دیگری آن چیز حق مردم به شمار میرود. در نتیجه، احساسی که مردم رومانی به دیکتاتورشان داشتند به حس قدرشناسی و بعضی وقتها مداحی و تملق تمامعیار تبدیل شد. فقر به طرز وحشتناکی اخلاقیات را نابود میکند و جامعه رومانی در فقر زندگی میکر
Zari
۵
«در رژیمی که زبان را به اشغال خود درآورده شما نمیتوانید عقایدتان را بیان کنید.»
Parnian
۵
با توجه به حوادثی که پس از سقوط دیکتاتور رومانی شاهدش بودهایم به این نتیجه رسیدهایم که دیکتاتورها و همپالکیهایشان حتا اگر هم بروند، باز مهر و نشان خود را بر کشورهایشان میگذارند. آنها دنیایی درب و داغان و زشت پشت سرشان به جا میگذارند؛ دنیایی که میزید و برای یک مدت طولانی خواهد زیست.
hamid
۴
دانشجویانی که سر راه سوارشان کردم همگی بدون استثناء آرزوی سفر به «غرب» را داشتند و مدعی بودند فقط آن کسانی که به حزب وابستهاند یا پارتیهای گردن کلفتی که در حزب دارند میتوانند مجوز سفر به غرب را بگیرند.
imaanbaashtimonfared
۴
خشمی برآمده از شرمساریهای فردی و خاطرات آن سالهای بطالت. مردم چرا اینقدر خشمگین و عصبانی بودند؟ زیرا در رومانی چائوشسکو بیشترین فضاحت این بود که شما برای رسیدن به هر چیزی ـ چیزهایی که در هر جای دیگر کره خاکی رسیدن به آنها حق عادی و بدیهی هر کسی است- مجبور بودید روح خودتان را بفروشید.
Vahid
۴
یک ضربالمثل رومانیایی که ریشه ترکی دارد میگوید: «ببوس آن دستی را که نمیتوانی گاز بگیری.»
erfan khanaki
۳
کشف دیگری که چائوشسکو کرد مربوط به قدرت «ترور دولتی» بود. او فهمید با ترساندن کل یک ملت میتوان در نهایت سهولت تکتک افراد را مطیع و منقاد کرد بیآنکه نیازی به تهدید مستقیم و علنی آنها باشد.
erfan khanaki
۳
این دستگاه نظارتی چنان همهجا حاضر بود که عملاً به نوعی لولوخورخوره تبدیل شده بود. این سازمان بیشک قدرت بسیار زیادی داشت اما عامدانه کاری میکرد که مردم عادی رومانی در باره قدرتها و تواناییهایش غلو کنند.
hamid
۳
گئورگیو دژ در دهه ۱۹۵۰ مصرف مواد غذایی در رومانی را به شدت کاهش داده بود تا رومانی بتواند با صادرات مواد غذاییاش به شوروی غرامتهای جنگی خود را به این کشور بپردازد. این خوشخدمتی به شورویها باعث شده بود تا آنها او را یک «سوسیالیستِ انترناسیونالیستِ» مطیع تلقی کنند.
محمدرضا
۳
رازوان تئودورسکو، که در دوره پساچائوشسکو مدیر تلویزیون رومانی شد، میگوید یادش هست که در روزنامه کمونیست رومانی خوانده بود که «آکادمی سیراکیوز» در شهر ناپل ایتالیا طی بیانیهای از چائوشسکو ستایش کرده و او را «یکی از بزرگترین رهبران و متفکران جهان» لقب داده بود. تئودورسکو که نسبت به این موضوع کنجکاو شده بود، چند سال بعد در سفرش به ناپل ردّ «آکادمی سیراکیوز» را گرفت و به آپارتمانی درب و داغان در ناپل رسید که در یکی از واحدهایش یک بانوی پیر قدکوتاه یک آموزشگاه خصوصی را اداره میکرد. این پیرزن صاحب آموزشگاه و تنها کارمند تماموقت آن بود. تئودورسکو قضیه بیانیه کذایی را مطرح کرد و پیرزن توضیح داد که یک دیپلمات رومانیایی به او مراجعه کرده و پیشنهاد داده بود در ازای صدور چنین بیانیهای مقدار کمی پول به او بدهد. پیرزن قبول کرده و خود آن دیپلمات متن بیانیه را نوشته و برای امضا در اختیارش گذاشته بود.