جملات زیبای کتاب رومئو و ژولیت (خلاصه کتاب) | طاقچه
تصویر جلد کتاب رومئو و ژولیت (خلاصه کتاب)

کتاب رومئو و ژولیت (خلاصه کتاب)

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۳۶ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
mahboob
۲۱
راهب لورنس: آرام باش. جهان بزرگتر از آن چیزی است که گمان می‌کنی.
هنرمند هنردوست
۱۷
لذت شدید، پایانی شدید به همراه دارد. مانند باروت و آتش که در لحظه‌ای که با یکدیگر همراه می‌شوند، با هم یکی می‌شوند و سپس در زمان کوتاهی نابود می‌شوند.
k.m.27
۱۰
رومئو: راه نفس کشیدنم تنگ شده است. با اشک من دریایی سیراب می‌شود. از چشمان من آتش می‌بارد. احساس خفگی می‌کنم. دیگر باید بروم. من اینجا حضور ندارم. من جای دیگری هستم.
Elahe Ebrahimi
۱۰
رومئو: تو عشق را چیز لطیفی می‌دانی؟ عشق دشوار و خشن است و دائما تو را مانند خاری می‌خراشد.
Elahe Ebrahimi
۵
ژولیت: تو اینجا چه می‌کنی؟ چگونه تا اینجا آمده‌ای؟ دیوار عمارت بسیار بلند است. رومئو: دیوار سنگی نمی‌تواند عشق را بیرون نگه دارد.
Elahe Ebrahimi
۴
مرکشیو: رومئو تو عاشق هستی. بال‌های کوپید را قرض بگیر با آن‌ها از بالای دروازه پرواز کن و به داخل برو. رومئو: آنقدر سنگین عشق هستم که پرهای سبک کوپید نمی‌تواند مرا از جا تکان دهد.
MSD
۲
راهب لورنس: لذت شدید، پایانی شدید به همراه دارد.
GяєуSαмυєℓ
۱
رومئو: او از تیر کوپید مصون است. او هوش دایان را دارد. تیر کودکانه عشق، آسیبی به او وارد نمی‌کند. او تا دندان مسلح است. او با قدرت در برابر عشق مقاومت می‌کند و نمی‌خواهد ردی از زیبایی‌اش در نسل‌های بعدی او نمایان شود.
Shadow Lady
۱
شاهزاده: این صبح غم‌انگیز و سخت، شروعی برای یک صلح اندوهناک است. صلحی که با مرگ رومئو و ژولیت ایجاد شد. هیچ داستانی غم‌ناک‌تر از داستان رومئو و ژولیت نیست...
MSD
۰
راهب لورنس: لذت شدید، پایانی شدید به همراه دارد.