جملات زیبای کتاب عکسی از هیچ (مجموعه شعر) | طاقچه
تصویر جلد کتاب عکسی از هیچ (مجموعه شعر)

بریده‌هایی از کتاب عکسی از هیچ (مجموعه شعر)

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۲از ۱۲ رأی
۳٫۲
(۱۲)
گلوله همیشه دو نفر را می‌کُشد
|ݐ.الف
هنوز صدای کودکی‌های‌مان می‌آید صدای تفنگ‌های چوبی قطارهای خیالی
مادربزرگ💝
قرار نبود این‌همه سال باران را از پشتِ شیشه تماشا کنیم تو می‌گفتی: قطره‌ها دعای آسمان‌اند
مادربزرگ💝
برای کسی که باید تنها بماند اتاقی با پرده‌های کشیده صدای آهستهٔ باران و چند کتابِ دست‌نخورده کافی‌ست خانه‌های کوچک هیچ رازی را در خود پنهان نمی‌کنند
bud
زندگی حرف دیگری دارد حرفی که انگار پس از پایان دوباره آغاز خواهد شد
پناه
اسب یا سرباز چه فرقی می‌کند؟ وقتی بازی پیش از آغاز تمام شده باشد
min
حتا اگر تمام راه‌ها به همین حالا برسند برای کسی که باید تنها بماند اتاقی با پرده‌های کشیده صدای آهستهٔ باران و چند کتابِ دست‌نخورده کافی‌ست
ر.سین
اسارت عادت سنگ است به رودخانه‌ای که سال‌ها پیش رفته است
|ݐ.الف
قرار نبود این‌همه سال باران را از پشتِ شیشه تماشا کنیم تو می‌گفتی: قطره‌ها دعای آسمان‌اند و چتر شهودِ بی‌اختیارِ آدم است
hosein lima
زندگی حرف دیگری دارد حرفی که انگار پس از پایان دوباره آغاز خواهد شد
ر.سین
زندگی چیزهای زیادی از ما می‌گیرد در جیب‌های بارانی‌اش نگه می‌دارد و تصمیم می‌گیرد تا ابد با کسی درباره‌اش حرف نزند
|ݐ.الف
می‌خواهی از من بمانم اما گوزنی که از شاخ‌هایش گریخته است استخوان‌هایم را تَرک نمی‌کند
ریحان
آمدن ربطی به ماندن ندارد
hosein lima
کسی که هر روز در آینه نگاه می‌کند سال‌هاست مُرده است
hosein lima
تو رفته‌ای و من هنوز از پنجره به سایه‌ای نگاه می‌کنم که هرگز پشت‌سرش را ندیده است
hosein lima
تصویر ۲ هر روز مُرده‌های بسیاری را در خاک می‌کنیم تا جای بیشتری برای مردگان دیگر باز کنیم
Elham Salehi
مگر جز چند عکس قدیمی چه چیزی ما را به آینده می‌برد؟ در را می‌بندی من هفتادساله شده‌ام و حتا آخرین روز هم برای مُردنم روز دیگری را انتخاب می‌کند خانه رفته است خیابان رفته است کودکی رفته است و چیزهای دیگری که رفته‌اند... تنهایی اما ایستاده به جای خالی اتاق خیره می‌ماند
Elham Salehi
تعدادی از ما می‌دانیم چه اتفاقی پس از مرگ افتاده است فقط تعدادی از ما که مُرده‌ایم و نمی‌دانیم رازمان را با خود به گورِ دیگری خواهیم برد
Elham Salehi
خاک صورتم را می‌پوشاند خاک فکرهایم را می‌پوشاند خاک ذره‌ذره از پوست ترک‌خوردهٔ برف جدایم می‌کند
کاربر ۹۳۹۳۶۴۱
می‌ماند اما نمی‌داند چندین‌بار برای نبودنش گریسته است
|ݐ.الف
چند اتاقِ خالی یک راهرو بلند سایه‌های خاک‌گرفته‌ای کنارِ دیوار و پله‌هایی که معلوم نیست کجا می‌روند زندگی چیزهای زیادی از ما می‌گیرد در جیب‌های بارانی‌اش نگه می‌دارد و تصمیم می‌گیرد تا ابد با کسی درباره‌اش حرف نزند
bud
گیرم قرن‌ها بعد ماده‌سگِ گرسنه‌ای که زمین را می‌کَند تکه‌های چند واژهٔ ولگرد را کنار جنازه‌ای پیدا کند
bud
برای کسی که باید تنها بماند اتاقی با پرده‌های کشیده صدای آهستهٔ باران و چند کتابِ دست‌نخورده کافی‌ست خانه‌های کوچک هیچ رازی را در خود پنهان نمی‌کنند
bud
دیوانه‌وار به کسی فکر می‌کنم که رفته است کسی که هرگز نفهمید رفتن به معنای رفتن نیست
hosein lima
قرار است مرگ در اتاق باشد وُ من از پنجره بیرون بروم
hosein lima
باید فکر کنم به چیزی که می‌دانی باید فکر کنی به چیزی که می‌دانم باید باور کنیم
hosein lima
زندگی آن‌قدر خوب بازی می‌کند که گاهی مجبور می‌شویم قربانیانش را فراموش کنیم
hosein lima
زمستان قرار بود باد بیاید که درختان را بیدار کند باد آمد اما درختی نمانده بود
Elham Salehi
و آن که آخرین برگ را ورق می‌زند یا احتمال گلوله را می‌فهمد یا احتمال گلوله را...
Elham Salehi

حجم

۳۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۸۴ صفحه

حجم

۳۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۸۴ صفحه

قیمت:
۵۶,۰۰۰
تومان