مگر جز چند عکس قدیمی
چه چیزی ما را به آینده میبرد؟
در را میبندی
من هفتادساله شدهام
و حتا آخرین روز هم
برای مُردنم
روز دیگری را انتخاب میکند
خانه رفته است
خیابان رفته است
کودکی رفته است
و چیزهای دیگری که رفتهاند...
تنهایی اما ایستاده
به جای خالی اتاق خیره میماند