
رها
۲۷۸
همهکاره بودن یعنی تبحر نداشتن در هیچ کاری.
عباص
۱۶۵
درس اول اقتصاد کمیابی است: چیزی در جهان نمیتوان یافت که فراوان باشد و نیاز همگان را برآورده کند. درس اول سیاست، نادیده گرفتن درس اول اقتصاد است.
Golnaz Javaheri
۱۳۲
تا حقیقت بخواهد بند کفشش را ببندد، دروغ نیمی از جهان را گشته است.
«مارک تواین»
Golnaz Javaheri
۸۹
وقتی ارزشهای خودت را بشناسی، تصمیمگیری سخت نیست.
«روی دیزنی»
mahdi
۷۲
همهکاره بودن یعنی تبحر نداشتن در هیچ کاری
منمشتعلعشقعلیمچکنم
۶۳
چگونه بعضی کشورها خود را از تنگنای کمبود منابع و فقر شدید خلاص کرده و به کامیابی و رونق اقتصادی رسیدهاند؟ پاسخ، حکومت قانون و از جمله حقوق مالکیت پرقدرت است. حکومت قانون و حقوق مالکیت پرقدرت، راه همیاری و مبادله سودمند و آزاد کالاها و خدمات را به روی مردم میگشاید. زیرا:
۱) چنین محیطی دارای نظم و تا حدود زیادی عاری از جرم و فساد است.
۲) قدرتمندان نمیتوانند اموال ضعیفان را بهراحتی تصاحب کنند.
۳) مردم چون خاطرجمع هستند که ثمره رنج و کارشان نصیب خودشان میشود و بیم این را ندارند که دیگران آن را به یغما ببرند، شوق کار کردن دارند.
۴) تعهدات و قراردادها ضمانت اجرا دارند و قابلاعتماد و اتکا هستند.
۵) دادوستد زمانی رونق میگیرد که حق مالکیت افراد بر کالاها روشن و قطعی باشد و صاحبانِ حق مالکیت بتوانند این حق را با فروش، معاوضه، هبه (بخشش) و اقسام دیگر معامله به دیگری منتقل کنند.
sjamshid97
۶۱
آنچه فروشنده و خریدار به بازار بردهاند با آنچه از بازار برگرداندهاند بهظاهر برابر است؛ اما در واقع اینگونه نیست. زیرا از نظر فروشنده ارزش پولی که بهدست آورده از ارزش کالایی که فروخته، بیشتر است و از نظر خریدار ارزش کالایی که بهدست آورده از ارزش پولی که پرداخت کرده بیشتر است.
mehran
۵۳
ما در دنیایی از خواستههای نامحدود زندگی میکنیم. حتی ثروتمندترین و برخوردارترین آدمهایی که در میان ما زندگی میکنند، ثروتشان هر قدر هم که باشد، از آنچه آرزویش را دارند کمتر است
فرامرز میرشکار
۵۰
کشورهای جهان، به این نتیجه رسیدند که علت ۸۰ درصد تفاوتهایی که میان درآمد سرانه کشورهای مختلف برحسبِ تولید ناخالص ملی وجود دارد، قوانین و مقرراتی است که دولتها وضع میکنند.
Meysam Shahrashoub
۴۱
تا حقیقت بخواهد بند کفشش را ببندد، دروغ نیمی از جهان را گشته است.
«مارک تواین
Real Mehdi
۳۱
«هیچ شرم و خجالتی در فقیر بودن نیست، ولی افتخار بزرگی هم نیست. اگر من ثروتمند بودم، آسمان به زمین میآمد یا زمین به آسمان میرفت؟»
mahdi
۱۵
همهکاره بودن، اساسا نمیتواند کارآمدی بیاورد
محمد رحمتی
۱۳
دیکتاتورهای شرور اندوختههای ناچیزی را که اتباع بیپناهشان با رنج و زحمت بیپایان به دست آوردهاند با بیرحمی از آنان میربایند تا این غارتگران در رفاه و تنعم بیاسایند و در بانکهای سوئیس پول تلنبار کنند.
Alivi
۱۳
همهکاره بودن یعنی تبحر نداشتن در هیچ کاری.
Lia
۱۲
آن چیزی که قیمت را تعیین میکند، کمیابی است.
Javad
۱۱
ثروت هر آن چیزی است که افراد برای آن ارزشی قائلند. بنابراین، ثروت اساسا مفهومی ذهنی است. ثروت چیزی است که در چشم خواهندهاش ارزشمند باشد.
Hadi Najaf
۱۰
«قیمتها اساسا سه کارکرد دارند. نخست اینکه قیمتها موجب انتقال اطلاعات میشوند. این کارکرد قیمتها برای ایجاد هماهنگی اقتصادی، حیاتی است. قیمتها، اطلاعات مربوط به ذائقه مصرفکننده و منابع اقتصادی موجود و امکانهای تولید را منتقل میکنند. کارکرد دوم قیمتها این است که افراد را به گزینش کمهزینهترین روشهای تولید و بهترین بهرهبرداریها از منابع موجود ترغیب میکنند. کارکرد سوم قیمتها که نتیجه دو کارکرد دیگر است این است که مقرر میدارد چهکسی، چه چیزی را و به چه مقدار بهدست آورد و این یعنی توزیع درآمد.»
مهرداد معتمد
۱۰
میتوان پرسید: چه چیزی ایالات متحده و دیگر کشورهای صنعتی را بهسوی نظم اجتماعی و موفقیت اقتصادی رهنمون شده و چه چیزی کشورهای فقیر را به تهیدستی و هرجومرج و خشونت کشانده است؟ به عبارت دیگر، چگونه بعضی کشورها خود را از تنگنای کمبود منابع و فقر شدید خلاص کرده و به کامیابی و رونق اقتصادی رسیدهاند؟
www.ZnBook.ir
۸
درس اول اقتصاد کمیابی است: چیزی در جهان نمیتوان یافت که فراوان باشد و نیاز همگان را برآورده کند. درس اول سیاست، نادیده گرفتن درس اول اقتصاد است.
«توماس ساول»
ح. دوست حافظ
۷
بازارهای آزاد از طریق سازوکار قیمت، خودبهخود تنظیم میشوند. اگر تقاضا از عرضه بیشتر شود، قیمت خودبهخود بالا میرود و باعث افزایش عرضه و کاهش تقاضا میشود. برعکس، اگر تقاضا از عرضه کمتر شود، قیمتها پایین میآید و موجب کاهش عرضه و افزایش تقاضا میشود. این مکانیسم خودتنظیمی بازار، بازارها را از طریق توازن عرضه و تقاضا متعادل میکند. قیمتها، علائمی هستند که عرضه و تقاضا را هماهنگ میکنند.
در جوامعی که دولتها به برنامهریزی مرکزی روی میآورند و با دستکاری در این علائم قیمتی، بازار آزاد را تحت فشار میگذارند، این علائم از بین میروند. نتیجه چنین وضعی بههم خوردن هماهنگی میان عرضه و تقاضاست که موجب میشود گاهی کمبود عرضه پیش بیاید و گاه دیگر مازاد عرضه.
AliRez19
۷
«اگر آرزوها اسب بودند، گداها هم سوارکار میشدند.»
kasra_tav
۶
وقتی مالکیت عمومی باشد، کسی دغدغه نگهداری از داراییها را ندارد. مالکیت عمومی از جنبه اقتصادی ناکارآمد است و ممکن است به «فاجعه منابع عمومی» بینجامد. اما با مالکیت خصوصی و حقوق مالکیت پرقدرت، بهرهبرداری از داراییها کارآمد میشود و به همگان نفع میرساند.
Maryam
۶
علت ۸۰ درصد تفاوتهایی که میان درآمد سرانه کشورهای مختلف برحسبِ تولید ناخالص ملی وجود دارد، قوانین و مقرراتی است که دولتها وضع میکنند. عوامل سهگانه زیر، مهمترین علتهای شکلگیری این تفاوتها هستند:
- «حقوق مالکیت» که پیششرط آن، حکومت قانون پرقدرت و قوه قضائیه مستقل از قدرت سیاسی است؛
- «قوانین و مقررات» که تعیینکننده چارچوبهای کسبوکار است؛
- «بازار سیاه» که تعیینکننده میزان فعالیتهای اقتصادیِ غیررسمی یا غیرشفاف است.
haji.official
۶
در بیشتر کشورهای در حال توسعه جهان، فقر همهگیر و شایع است. در این کشورها فقر قاعده است، نه استثناء.
alireza_zalpour
۶
همهکاره بودن یعنی تبحر نداشتن در هیچ کاری. همهکاره بودن، اساسا نمیتواند کارآمدی بیاورد. پایانِ راه خودکفایی، تهیدستی است.
Maryam
۵
خودکفا بودن از بعضی جهات بسیار رضایتبخش است، اما با وجود این رضایتمندی، موجب خلق ثروت فراوان نمیشود؛ زیرا خودکفایی لزوما موجب کارآمدی نمیشود. همهکاره بودن یعنی تبحر نداشتن در هیچ کاری. همهکاره بودن، اساسا نمیتواند کارآمدی بیاورد. پایانِ راه خودکفایی، تهیدستی است.
علیرضا
۵
ثروت اساسا مفهومی ذهنی است. ثروت چیزی است که در چشم خواهندهاش ارزشمند باشد.
ثروت
kara
۴
تا حقیقت بخواهد بند کفشش را ببندد، دروغ نیمی از جهان را گشته است.
«مارک تواین
.
۴
درس اول اقتصاد کمیابی است: چیزی در جهان نمیتوان یافت که فراوان باشد و نیاز همگان را برآورده کند. درس اول سیاست، نادیده گرفتن درس اول اقتصاد است.
محمد جواد
۴
کشورهای فقیر تا نتوانند حکومت قانون برپا کنند و حق مالکیت نیرومندی را به کرسی بنشانند و مقررات پرشمار و دستوپاگیر دولتی را کاهش دهند از این ورطه فقر خارج نخواهند شد.
