جملات زیبا از متن کتاب دختری با هفت اسم | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختری با هفت اسمsubscriptionAvailable

کتاب دختری با هفت اسم

فرار از کره شمالی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۱۴۵۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
هیئون سئو لی، الهه علوی
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
goli.sh
۳۹۷
حتی از عروسک‌هایی که با آنها بازی می‌کردیم به‌عنوان ابزار آموزش‌های ایدئولوژیکی استفاده می‌شد. اگر من از آجرهای ساختمان‌ها قطاری می‌ساختم، معلم به من می‌گفت که بهتر است قطار را به کرهٔ جنوبی برانم و بچه‌های گرسنهٔ آنجا را نجات دهم. مأموریت من این بود که آنها را به خانه و به آغوش رهبر کبیر بزرگوار برگردانم. اکثر شعرهایی که سر کلاس می‌خواندیم درمورد متحدکردن کره بود. این موضوع خیلی روی قلب من تأثیر می‌گذاشت چون به ما می‌گفتند که بچه‌های کرهٔ جنوبی لباس‌های پاره و کهنه می‌پوشند، در انبارهای آشغال دنبال غذا می‌گردند و از ظلم زجرآور سربازان آمریکایی رنج می‌کشند، چون آمریکایی‌ها آنها را هدف تمرینات نظامی خود قرار می‌دهند، با جیپ از رویشان رد می‌شوند و یا آنها را مجبور می‌کنند که کفش‌هایشان را واکس بزنند.
کتابخوار
۳۳۸
هیچ‌چیز به‌اندازهٔ نیاز، تو را موفق به یادگیری نمی‌کند
Mary gholami
۲۸۹
همیشه تاریک‌ترین نقطه درست زیر شمع است.
goli.sh
۲۵۶
انسان‌های مهربانی که دیگران را در اولویت قرار می‌دهند اولین کسانی هستند که می‌میرند. و ظالمان و خودخواهان جان سالم به‌در می‌برند.
goli.sh
۱۷۶
هجده‌ساله شده بودم و سنم به حدی رسیده بود که در انتخابات کرهٔ شمالی رأی بدهم. انتخاباتی که در آن همیشه کیم جونگ‌ایل با صددرصد آرا برگزیده می‌شد.
Elahe Zamani
۱۳۵
این مأموران حراست در سطح شهر پرسه می‌زدند و به‌دنبال صدها کره‌ای متخلف می‌گشتند که قوانین اجتماعی را نقض کرده‌اند-هرکسی که شلوار جین می‌پوشید، مردهایی که موهایشان کمی بلند بود، زن‌هایی که گردن‌بند می‌انداختند یا از عطر خارجی استفاده می‌کردند-تمام اینها غیراجتماعی بود و نمادی از فساد اخلاقی و افتادن در دام نظام سرمایه‌داری به‌شمار می‌رفت.
goli.sh
۱۲۶
همهٔ ما شهروندانی مساوی بودیم که در بهترین کشور دنیا زندگی می‌کردیم. رهبرانمان زندگی‌شان را وقف آسایش ما کرده بودند. مگر این‌طور نبود؟
Zahra🌿
۱۱۳
ترک‌کردن کرهٔ شمالی به ترک‌کردن هیچ کشوری شباهت ندارد. بیشتر شبیه رفتن از جهانی دیگر است. هرچقدر هم از آن دور شوم، بازهم جاذبه‌اش رهایم نخواهد کرد. حتی برای کسانی که در آن کشور، رنج زیادی کشیده‌اند و از جهنم فرار کرده‌اند هم ممکن است زندگی در دنیای آزاد چنان دشوار باشد که برای کنارآمدن با آن و یافتن خوشبختی دست‌وپا بزنند. حتی بعضی از آنها تسلیم می‌شوند و به زندگی در آن جای تاریک برمی‌گردند-درست مثل خود من که وسوسه شدم برگردم، آن‌هم بارها.
مهساس
۹۱
طبق گفتهٔ آندری لانکو تاریخ‌شناس، رژیمی که تمایل دارد انسان‌های زیادی را بکشد تا در عرصهٔ قدرت بماند، تا مدت زیادی قدرتمند باقی خواهد ماند.
negar shojai
۸۷
در هر ساختمانی که وارد می‌شدی آن تابلوها مثل شمایلی مقدس آویزان بود.
negar shojai
۶۸
بویبو به جرم‌های واقعی مثل دزدی، که بسیار هم متداول بود، و یا فساد توجهی نداشت. بلکه فقط مشتاق خیانت‌های سیاسی بود و پیداکردن کوچک‌ترین ردی از خیانت چه واقعی و چه در حد حدس و گمان تا کل اعضای یک خانواده ناپدید شوند
Tina
۶۲
مهم‌ترین خصوصیت برای شهروندان، وفاداری به رهبر بود نه تحصیلات و نه حتی توانایی برای سخت‌کارکردن.
گلی
۶۰
سال آخر راهنمایی بودم که پسری سر کلاس به پسر دیگر اشاره کرد و گفت «وقتی اومدم خونه‌تون وسایلتون جدید شده بود. قبلاً این وسایل رو نداشتین. پولش رو را از کجا آوردین؟» معلم این موضوع را به مدیر و مدیر به بویبو گزارش داد. پلیس تحقیق کرد و فهمید آنها پسری دارند که از کشور فرار کرده بود و برای آنها از کرهٔ جنوبی پول می‌فرستد. بنابراین سه نسل از آن خانواده به‌عنوان وطن‌فروش دستگیر شدند.
Ahmdrza
۵۴
همیشه تاریک‌ترین نقطه درست زیر شمع است.
مهساس
۵۲
ممکن است حکومت‌های دیکتاتوری بسیار قوی و منسجم به‌نظر برسند، اما همیشه ضعیف‌تر از آنچه نشان می‌دهند هستند.
کتابخوار
۴۸
علی‌رغم فعالیت‌های همگانی خسته‌کننده و پایان‌ناپذیر، من قلمرویی خصوصی داشتم که می‌توانستم به آنجا پناه ببرم: به کتاب.
مهساس
۴۷
گاهی‌اوقات سر میز شام مادرم به پدر می‌گفت «خوش‌حالم که باهات آشنا شدم.» و پدرم سمت من خم می‌شد و با صدای آهسته‌ای که مادر بتواند بشنود می‌گفت «اگه برام یه کامیون دختر می‌آوردن و ازم می‌خواستن یکی از اونها رو انتخاب کنم همه‌شون رو پس می‌زدم و مادرت رو انتخاب می‌کردم.»
negar shojai
۴۷
زندگی در کرهٔ شمالی از خیلی لحاظ عادی است – ما مشکلات مالی داریم، بچه‌های ما سرشار از ذوق و شادی هستند، بسیار الکل می‌نوشیم و درمورد شغل‌هایمان غر می‌زنیم. تنها کاری که انجام نمی‌دهیم زیرسؤال‌بردن حزب است که می‌تواند مشکلات زیادی برای ما ایجاد کند
کرم های شب تاب
۴۶
آنجا بود که فهمیدم می‌توان با دست خالی هم دوام آورد-بدون داشتن خانه، حتی بدون کشور. اما هرگز بدون مردم دیگر دوام نمی‌آوریم، و همچنین بدون خانواده.
KokO3AbZ
۴۴
یکی از دلایل اصلی نامشخص بودن تفاوت بین ظالم و قربانی در کرهٔ شمالی این است که هیچ‌کس تصوری از مفهوم حق‌وحقوق ندارد.
y_k
۴۲
داستانی که می‌گویم برای افرادی مثل من که در کرهٔ شمالی به‌دنیا آمده و از آن فرار کرده‌اند داستان عجیبی نیست. اما می‌توانم تأثیرش را در افراد حاضر در این همایش ببینم. شوکه شده‌اند. احتمالاً از خودشان می‌پرسند چرا هنوز چنین کشوری در دنیا وجود دارد. شاید درک این واقعیت برایشان سخت‌تر هم باشد که من چطور هنوز عاشق کشورم هستم و دلم برایش تنگ شده، برای کوه‌های برفی‌اش، برای بوی نفت سفید و زغال‌سنگ، برای دوران بچگی‌ام، آغوش امن پدرم و خوابیدن کف زمین‌های گرم. درست است که زندگی جدیدم راحت است، اما هنوز هم دختری هستم اهل هیسان که آرزو دارد همراه خانواده‌اش در رستوران موردِعلاقه‌شان نودل بخورد. دلم برای دوچرخه‌ام تنگ شده، و برای منظرهٔ رودخانه‌ای که به چین می‌رود.
sama
۴۱
سؤالات کتاب ریاضی هم معمولاً جملات احساس‌برانگیزی داشت. «در یکی از نبردهای جنگ نجات سرزمین بزرگ پدری، ۳ تن از سربازهای شجاع ارتش ۳۰ تن از استعمارگران پست‌فطرت آمریکایی را شکست می‌دهند. نسبت سربازانی که باهم نبرد کرده‌اند را حساب کنید.»
setare:|
۳۷
می‌خواستم به جایی تعلق داشته باشم، درست مثل تمام کسانی که اطرافم بودند، اما هیچ کشوری نبود که بتوانم بگویم مال من است. کسی را نداشتم که به من بگوید بسیاری انسان‌های دیگر هم در جهان هستند که هویتشان تکه‌تکه است؛ اینکه داشتن هویت مهم نیست. بلکه انسان بودن اهمیت دارد.
سپیده فعالیت
۳۶
فهمیدم می‌توان با دست خالی هم دوام آورد-بدون داشتن خانه، حتی بدون کشور. اما هرگز بدون مردم دیگر دوام نمی‌آوریم، و همچنین بدون خانواده.
saba_msv
۳۵
شنیده بودیم مرد پیری، بچه‌ای را کشته، با گوشتش سوپ پخته و در دکه‌ای فروخته. مشتریان گرسنه هم آن را با ولع خورده بودند. جرم زمانی کشف شد که پلیس استخوان‌های بچه را پیدا کرد. همیشه فکر می‌کردم این آدم‌کش‌ها بیماران روانی باشند، چون یک انسان عادی متوسل به چنین جنایتی نمی‌شود. اما اکنون زیاد مطمئن نیستم. حرف‌زدن با افراد زیادی که در زمان قحطی تا لب مرگ رفته بودند نشان می‌دهد که گرسنگی می‌تواند مردم را تا مرز دیوانگی بکشاند. می‌تواند باعث شود والدین غذا را از دهان بچه‌هایشان بیرون بکشند، مردم اجساد مردگان را بخورند، و مهربان‌ترین همسایگان مرتکب قتل شوند.
sourina
۳۵
از ما نمی‌خواستند که نظرات شخصی‌مان را بیان کنیم، یا سر موضوعی بحث و یا ابراز عقیده کنیم.
دایه مکفی
۳۵
برایم مهم نبود چه فکری می‌کنند. من به آنها هیچ توضیحی بدهکار نبودم.
ف_حسنپوردکان
۳۴
آزادی-آزادی واقعی که خودت بتوانی زندگی‌ات را بسازی و برای خودت تصمیم بگیری-می‌تواند ترسناک باشد.
KokO3AbZ
۳۳
ممکن است حکومت‌های دیکتاتوری بسیار قوی و منسجم به‌نظر برسند، اما همیشه ضعیف‌تر از آنچه نشان می‌دهند هستند. آنها را هوس‌رانی یک مرد اداره می‌کند، مردی که حتی قادر نیست مثل دموکرات‌های دیگر، در یک بحث و مناظرهٔ معمولی شرکت کند، چون او فقط ازطریق ایجاد وحشت حکمرانی کرده و تنها کسی است که اجازه دارد از حقوق بشر بهره‌مند باشد.
shaghayegh
۳۳
طبق گفتهٔ آندری لانکو تاریخ‌شناس، رژیمی که تمایل دارد انسان‌های زیادی را بکشد تا در عرصهٔ قدرت بماند، تا مدت زیادی قدرتمند باقی خواهد ماند.