ماه سعی در تابیدن داشت با همه وجود و تکه ابر تیره سعی در پوشاندنش. مهیار یقین داشت که روشنی پیروز میشود. سیاهی میرفت. سیاهی هیچگاه ماندنی نبود. فقط نمیدانست چراهمواره این داستان قدیمی تکرارمی شود. این آمدن و رفتن نور و تاریکی. آدمیان بین روشنی و تیرگیاند و این داستان همیشگیست.